آموزش استراتژی معاملاتی

رابطه بین ریسک و بازده

محتوای اطلاعاتی نوسانات توضیح داده نشده ی بازده سهام

بررسی رابطه ی بین ریسک و بازده و شناسایی عوامل تأثیرگذار بر بازده موضوعی است که همواره مورد توجه محققان حوزه ی مالی بوده است. در سال های اخیر توان تبیین پایین مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای باعث شده است که شناسایی دیگر عوامل مؤثر بر بازدهی اهمیت یابد. مدل سه عاملی فاما و فرنچ دو عامل دیگر مؤثر بر بازدهی را شناسایی نموده است، ولی با این وجود بخش توضیح داده نشده ی رابطه ی بازدهی با سه عامل صرف اندازه، صرف بازار و صرف ارزش همچنان محل بررسی بیشتر دارد. در این تحقیق بخش توضیح داده نشده ی این رابطه مورد توجه قرار گرفته و ارتباط بین نوسانات این بخش با اندازه و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار نیز بررسی شده است.

در نهایت با استفاده از روش داده های تابلویی در نمونه ای شامل 40 شرکت بورس اوراق تهران مشخص گردید که نوسانات توضیح داده نشده با اندازه ی شرکت رابطه ی مثبت و با نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار و بازدهی رابطه ی منفی دارد.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

The Information Content of Idiosyncratic Volatility of Stock Return *

The relationship between risk and return and also identification of factors explaining return, have attracted the attention of scholars in finance.

In recent years, the weaknesses of Capital Asset Pricing Model (CAPM) , have led finance researchers to look for other effective and efficient factors.

The Fama–French three-factor model shows the stocks monthly return depend on market, size, and book value to market value. However, the relation between return and these three factors- size , market, and value premium - has not been enlightened clearly.

In this research, it has been attempted to focus on the unexplained section of this relation and also the connection between Idiosyncratic Volatilities (IVOL) and "book value to market value" has been examined.

Finally based on panel data analysis on 40 listed companies in Tehran Stock Exchange (TSE), it has been identified IVOL has direct relation with the size of the companies and adverse relation to "book value to market value".

رابطه بین ریسک و بازده مورد انتظار در شرکتهای سیمان پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

اولین همایش ملی رویکردهای نوین در حسابداری و مدیریت

خرید و دانلود فایل مقاله

با استفاده از پرداخت اینترنتی بسیار سریع و ساده می توانید اصل این مقاله را که دارای 9 صفحه است به صورت فایل PDF در اختیار داشته باشید.

مشخصات نویسندگان مقاله رابطه بین ریسک رابطه بین ریسک و بازده و بازده مورد انتظار در شرکتهای سیمان پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

جواد رستمی - کارشناسی ارشد، گروه مدیریت ، دانشگاه آزاد اسلامی، مرکز بین المللی خلیج فارس، خرمشهر، ایران

مهدی بصیرت - کارشناسی ارشد، گروه مدیریت ، دانشگاه آزاد اسلامی، مرکز بین المللی خلیج فارس، خرمشهر، ایران

چکیده مقاله :

ریسک و بازده دو عامل کلیدی و تعیین کننده در سرمایه گذاری های بازار بورس اوراق بهادار ، بشمار می آیند، فعالان بازارسرمایه همواره بدنبال یافتن روشها و ابزارهایی جدید هستند تا بتوانند ریسک و بازده را محاسبه نمایند، چرا که شناخت منابع رابطه بین ریسک و بازده ریسک و بازده و روابط آنها و کنترل و اندازه گیری این عوامل، این امکان را فراهم میسازد که سرمایه گذاران با مخاطرات کمتری در سرمایه گذاری خود روبرو بوده و در عین حال از بازده سرمایه گذاری بیشتری برخوردار شوند. در این پژوهش به بررسی رابطه بین ریسک و بازده مورد انتظار در شرکتهای سیمان پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1382 تا 1392 پرداخته شده است.این تحقیق برحسب هدف یک تحقیق کاربردی ،و بر حسب روش پژوهش یک پژوهش استنتاج استقرایی واز جهت طرح تحقیق از نوع پس رویدادی می باشد. برای آزمون فرضیه ها ،از آزمونهای اقتصاد سنجی تحلیل روند استفاده شده است، تا مدل مناسب بر اساس ضریب تعیین و سطح معنی داری بهینه مشخص شود . نتایج حاصل نشان میدهد:.1 ریسک سیستماتیک (بازار) که با بتا اندازه گیری می شود تغییرات بازده بورس اوراق بهادار تهران را تبیین می کند. 2. مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای (CAPM) الگوی مناسبی جهت تعیین نرخ بازده مورد انتظار در بورس اوراق بهادار تهران در بخش سیمان است. 3. خط بازار اوراق بهادار (SML) یک رابطه خطی را نشان نمیدهد.4. ریسک منحصربه فردی می تواند تنوع داشته باشدو دربازگشت بازده سهام تاثیرنمی گذارد.

کلیدواژه ها:

کد مقاله /لینک ثابت به این مقاله

کد یکتای اختصاصی (COI) این مقاله در پایگاه سیویلیکا CONFAM01_268 میباشد و برای لینک دهی به این مقاله می توانید از لینک زیر استفاده نمایید. این لینک همیشه ثابت است و به عنوان سند ثبت مقاله در مرجع سیویلیکا مورد استفاده قرار میگیرد:

نحوه استناد به مقاله :

در صورتی که می خواهید در اثر پژوهشی خود به این مقاله ارجاع دهید، به سادگی می توانید از عبارت زیر در بخش منابع و مراجع استفاده نمایید:

رستمی، جواد و بصیرت، مهدی،1395،رابطه بین ریسک و بازده مورد انتظار در شرکتهای سیمان پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران،اولین همایش ملی رویکردهای نوین در حسابداری و مدیریت،میانه،https://civilica.com/doc/726045


در داخل متن رابطه بین ریسک و بازده نیز هر جا که به عبارت و یا دستاوردی از این مقاله اشاره شود پس از ذکر مطلب، در داخل پارانتز، مشخصات زیر نوشته می شود.
برای بار اول: ( 1395، رستمی، جواد؛ مهدی بصیرت )
برای بار دوم به بعد: ( 1395، رستمی؛ بصیرت )
برای آشنایی کامل با نحوه مرجع نویسی لطفا بخش راهنمای سیویلیکا (مرجع دهی) را ملاحظه نمایید.

مدیریت اطلاعات پژوهشی

اطلاعات استنادی این مقاله را به نرم افزارهای مدیریت اطلاعات علمی و استنادی ارسال نمایید و در تحقیقات خود از آن استفاده نمایید.

بررسی رابطه بین ریسک و بازده در بورس اوراق بهادار تهران ‏‎‎‏(سالهای 1371 تا 1375)

هدف بازارای سرمایه انتقال وجوه بین وام دهندگان و وام گیرندگان به طور کارا ‏‎(efficient)‎‏ است . برای کارا بودن، تخصیص سرمایه باید تامین کننده سرمایه گذاری های با نرخ بازدهی اجتماعی بالا باشد و به سرمایه گذاری هایی که ارزش حال آنها منفی است سرمایه ای تخصیص نیابد. در تخصیص موثر منابع، بازار باید بتواند قیمت سهام یک شرکت را از روی عوامل اساسی مانند بازدهی و ریسک که در تعیین ارزش حال دخیل هستند، تعیین کند. در این صورت وجوه موجود برای شرکت هایی که بهترین استفاده را از منابع می کنند به راحتی در دسترس خواهد بود. برای کارایی بازار لازم است سرمایه گذاران بتوانند از روی یک معیار مناسب، ریسک هر دارایی را برآورد کرده و با توجه به بازده و ریسک دارایی های مختلف و تابع مطلوبیت خود اقدام به انتخاب پورتفوی مورد نظر کنند. از این رو وجود یک معیار مناسب اندازه گیری ریسک ضروری می باشد. در یک بازار کارا که اطلاعات گذشته و هر نوع اطلاعات عمومی در قیمت ها منعکس می شود، انتظار می رود که قیمت اوراق بهادار تقریب نزدیکی از ارزش واقعی آن بوده و منعکس کننده بازده و ریسک اوراق باشد. تعیین ریسک واقعی سهام در این میان از ارکان اساسی مدیریت اوراق بهادار است. این تحقیق که روی آمار ماهیانه بورس تهران انجام می شود به دنبال یافتن ارتباط بین ریسک و بازدهی سهام در بازار بورس تهران برای به دست دادن معیار مناسبی برای قیمت گذاری سهام به طور کارا می باشد. مبنای نظری تحقیق، مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای ‏‎(capm)‎‏ و نظریه قیمت گذاری سودجویانه ‏‎(apt) بوده و از مدل تجربی بازار برای تخمین استفاده می شود. بررسی غیرخطی بودن رابطه بین ریسک و بازدهی نیز از اهداف تحقیق می باشد.

برای دانلود 15 صفحه اول ابتدا ثبت نام کنید

اگر عضو سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید

منابع مشابه

ارزیابی رابطه ی بین اهرم عملیاتی با ریسک سیستماتیک و بازده در بورس اوراق بهادار تهران

حقیق هایی که اثر اطلاعات حسابداری بر بازار سهام را نشان می دهد ، اهمیت زیادی در حرفه حسابداری دارند . تحقیق درباره این موضوع بیانگر این مطلب است که تهیه اطلاعات مربوط در تصمیم گیری استفاده کنندگان بخصوص سرمایه گذاران از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد . هدف اصلی مدیران حداکثر کردن ثروت سهامداران است و ثروت صاحبان سهام به دو عامل ریسک و بازده بستگی دارد . بنابراین انتخاب ترکیب مناسب از داراییها ک.

ارزیابی رابطه ی بین اهرم عملیاتی با ریسک سیستماتیک و بازده در بورس اوراق بهادار تهران

حقیق هایی که اثر اطلاعات حسابداری بر بازار سهام را نشان می دهد ، اهمیت زیادی در حرفه حسابداری دارند . تحقیق درباره این موضوع بیانگر این مطلب است که تهیه اطلاعات مربوط در تصمیم گیری استفاده کنندگان بخصوص سرمایه گذاران از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد . هدف اصلی مدیران حداکثر کردن ثروت سهامداران است و ثروت صاحبان سهام به دو عامل ریسک و بازده بستگی دارد . بنابراین انتخاب ترکیب مناسب از داراییها ک.

بررسی رابطه بین خطای پیش‌بینی سود مدیریت با بازده غیر عادی سهام و ریسک سیستماتیک در بورس اوراق بهادار تهران

هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر خطای پیش‎بینی سود مدیریت است. بدین منظور دو فرضیه ارایه شده است. فرضیه‌های مزبور وجود روابط معنادار بین خطای پیش‎بینی سود و بازده غیر عادی سهام و همچنین خطای پیش‎بینی سود و ریسک سیستماتیک را بررسی و آزمون کرده‌اند. همچنین برای کنترل اثرات سایر عوامل تأثیرگذار بر مدل، متغیرهای کنترلی نظیر اندازه شرکت، سودآوری، اهرم مالی، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار و شاخ.

بررسی رابطه بین روش های مختلف تأمین مالی و بازده سهام در بورس اوراق بهادار تهران

واحدهای اقتصادی به دلایل مختلفی به منابع مالی نیازمند هستند و راهکارهای مختلف تامین مالی به منظور دسترسی به ساختار بهینه سرمایهو خلق ارزش برای مالکان شرکت از اهمیت ویژه­ای برخوردار است. این پژوهش برای پاسخ به این سئوال انجام گرفته است که کدام یک از فعالیت­های تامین مالی در جهت ایجاد بازده برای شرکت­ها مؤثر است. در واقع تحقیق، برای شناسایی رابطه بین فعالیت­های تامین مالی و متغیر بازده سهام انجام.

بررسی رابطه بین ریسک نقدشوندگی و قیمت در بورس اوراق بهادار تهران

نقد شوندگی به معنای سرعت تبدیل سرمایه‌گذاری‌ها یا دارایی ها به وجوه نقد با حداقل هزینه و در کمترین زمان، نقش و تأثیر حائز اهمیتی در جذابیت سرمایه گذاری، تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران و تخصیص درست منابع دارد. در حقیقت فقدان نقدشوندگی به معنای ریسک نقدشوندگی، ممکن است تاثیر منفی بر ارزش سهام بگذارد. در تحقیق حاضر با توجه به اهمیّت رابطه بین ریسک و ارزش سهام، تأثیر ریسک نقدشوندگی و عوامل ریسکیِ؛ اندازه ش.

پویایی رابطه ریسک- بازده در بازار سهام ایران: شواهد جدید با به‌کارگیری الگوی GARCH-JUMP

ادبیات مرسوم رابطه بین بازدهی انتظاری و واریانس شرطی آن را مثبت ارزیابی می‌کنند، اما یافته‌های تجربی حاکی از وجود رابطه ثابت و مشخص بین این دو نیست. ادبیات اخیر با تجزیه ریسک، شواهد جدیدی را در این خصوص ارایه کرده است. در این راستا، در مطالعه حاضر، نقش ویژگی‌های مشخص قیمت دارایی‌های مالی از جمله نوسانات شرطی متغیر با زمان و جامپ در رابطه بین ریسک و بازده سهام در بازار سهام تهران بررسی شده است. برای این منظور، از مدل ARJI-GARCH که به‌طور کارآ دربردارنده این دو ویژگی است، استفاده شده و نتایج به‌دست آمده با دو الگوی ساده‌تر، یعنی GARCH-M و GARCH-JUMP که اولی تنها واریانس شرطی و دومی هر دو ویژگی را شامل می‌شود (با این تفاوت که احتمال وقوع جامپ در طول زمان ثابت است)، مقایسه شده است. نتایج برآورد این الگوها برای داده‌های روزانه شاخص کل بازار بورس تهران طی دوره زمانی 6/7/1376 تا 2/12/1393 دلالت بر معناداری جزء جامپ دارد، به‌طوری که ریسک بازده سهام ایران هر دو جزء تغییرات ملایم و رویدادهای شوک‌گونه و جامپی را شامل می‌شود و از‌این‌رو، مدلGARCH-M سنتی به تنهایی برای بررسی رابطه ریسک و بازده در بازار سهام ایران مناسب نیست. همچنین در تجزیه‌و‌تحلیل پاداش ریسک متغیر با زمان، مشاهده شد که در کوتاه‌مدت تنها ریسک ناشی از وقوع جامپ معنادار است.

کلیدواژه‌ها

مراجع

حیدری، حسن، محمدرضا توکلی بغداد‌آباد و جواد رضائی (1388)، «بررسی رابطه بین نرخ بازده مورد انتظار ریسک و ریسک نظام‌مند (بتا) در چهار طبقه دارایی عمده در اقتصاد ایران»، مجله تحقیقات اقتصادی، شماره 89، صص 32-1.

قالیباف اصل، حسن و محسن ایزدی (1392)، «بررسی رابطه بین ریسک و بازده سهام در بورس اوراق بهادار تهران: اثر شتاب و ریسک نقدشوندگی»، دو فصلنامه اقتصاد پولی - مالی، شماره 7، صص 104-85.

مهرآرا، محسن و قهرمان عبدلی (1385)، «نقش اخبار خوب و بد در نوسانات بازدهی سهام در ایران»، فصلنامه پژوهش‌های اقتصادی ایران، شماره 26، صص 40-25.

مهرآرا، رابطه بین ریسک و بازده محسن، ذبیح‌الله فلاحتی و نازی حیدری ظهیری (1392)، «بررسی رابطه بین ریسک سیستماتیک و بازده سهام در بازار بورس اوراق بهادار تهران (از سال 1387 تا سال 1392) با استفاده از الگوی قیمت‌گذاری دارایی سرمایه‌ای»، فصلنامه سیاست‌گذاری پیشرفت اقتصادی دانشگاه الزهرا (س)، شماره اول، صص 91-67.

Arshanapalli, B.,Fabozzi, F.J., and Nelson, W. (2013),“The Role of Jump Dynamics in the Risk– Return Relationship”, International Review of Financial Analysis, pp. 1-6.

Baillie, R. T., & DeGennaro, R. P. (1990). “Stock Returns and Volatility”. Journal of Financial and Quantitative Analysis, 25(02), 203-214.

Bakshi, G., Cao, C., & Chen, Z. (1997). “Empirical Performance of Alternative Option Pricing Models”. The Journal of Finance, 52(5), 2003-2049.

Bali, T. G., & Hovakimian, A. (2009). “Volatility Spreads and Expected Stock Returns”. Management Science, 55(11), رابطه بین ریسک و بازده 1797-1812.

Ball, C., and Torous, W. (1985),“On Jumps in Common Stock Prices and their Impact on Call Option Pricing”, Journal Finance, 40, pp.155–173.

Bates, D. S. (1996). “Jumps and Stochastic Volatility: Exchange Rate Processes Implicit in Deutsche Mark Options”. Review of Financial Studies, 9(1), 69-107.

Bollerslev, T. (1986), “Generalized Autoregressive Conditional Heteroscedasticity”, Journal of Econometrics, 31, pp. 307–327.

Bollerslev, T., and Wooldridge, J. (1992), “Quasi-maximum Likelihood Estimation and Inference in Dynamic Models with Time-Varying Covariance’s”. Econometric Reviews, 11(2), pp. 143–172.

Boudt, K.,Danielsson, J., and Laurent, S. (2011),“Robust Estimation of Intra Week Periodicity in Volatility and Jump Detection”, Journal of Empirical Finance, 18 (2), pp. 353-367.

Campbell, J. Y. (1987). “ Stock Returns and the Term Structure”. Journal of Financial Economics, 18(2), 373-399.

Campbell, J.Y., and Hentschel, L. (1992),“No News Is Good News: An Asymmetric Model of Changing Volatility in Stock Returns”, Journal of Financial Economics, 31, pp. 281–318.

Chan, W.H., and Maheu, J. M. (2002), “Conditional Jump Dynamics Is Stock Market Returns”, Journal of Business and Economic Statistics, pp. 377.

Chen,Sh. W. and Shen, Ch.H. (2004),“GARCH, Jumps and Permanent and Transitory Components of Volatility: The Case of the Taiwan Exchange Rate”, Mathematics and Computers in Simulation, 67, pp. 201–216.

Chernov, M., Gallant, A. R., Ghysels, E., and Tauchen, G. (1999),“A New Class of Stochastic Volatility Models with Jumps: Theory and Estimation”, Working Paper, Pennsylvania State University.

Cont, R.(2001),“Empirical Properties of Asset Returns: Stylized Facts and Statistical Issues”, Journal of Quantitative Finance, 1, pp. 223–236.

Darrat, A.F., Gilley, O.W., Li, B. and Wu, Y. (2011),“Revisiting the Risk/Return Relations in the Asian Pacific Markets: New Evidence from Alternative Models”, Journal of Business Research, 64, pp.199-206.

Das, S. R., & Sundaram, R. K. (1999). “Of Smiles and Smirks: a Term Structure Perspective”. Journal of Financial and Quantitative Analysis, 34(02), 211-239.

Engle, R. F., Lilien, D. M., & Robins, R. P. (1987). “Estimating Time Varying Risk Premia in the Term Structure: The ARCH-M Model”. Econometrica: Journal of the Econometric Society, 391-407.

Engle, R.F. (1982),“Autoregressive Conditional Heteroscedasticity with Estimates of the Variance of United Kingdom Inflation”, Econometrica, 50, pp. 987–1007.

Fama, E. F., and French, K. R. (1992), “Cross-Section of Expected Stock Returns”, Journal of Finance, 47, pp. 427-463.

French, K. R., Schwert, G. W., & Stambaugh, R. F. (1987). “Expected Stock Returns and Volatility”. Journal of Financial Economics, 19(1), 3-29.

Ghysels, E., Guérin, P., and Marcellino, M, (2014),“Regime Switches in the Risk– Return Trade-off”, Journal of Empirical Finance, 28, pp.118–138.

Ghysels, E., Plazzi, A., and Valkanov, R. (2013),“The Risk–Return Relationship and Financial Crises”, Discussion Paper. University of North Carolina, University of Lugano and University of California, San Diego.

Ghysels, E., Santa-Clara, P., and Valkanov, R. (2005),“There Is a Risk-Return Trade-off After All”, Journal of Financial Economics, 76, pp. 509-548.

Glosten, L.R., Ravi, J., and Runkle, D.E. (1993),“On the Relation Between the Expected Value and the Volatility of the Nominal Excess Return on Stocks”, Journal of Finance, 48, pp.1779–1801.

Guo, H., and Whitelaw, R. F. (2006),“Uncovering the Risk-Return Relation in the Stock Market”, Journal of Finance, 61(3), pp.1433-1463.

Harvey, C. (2001). “The Specification of Conditional Expectations”, Journal of Empirical Finance, 8, pp. 573-638.

Hsieh, D. A. (1989). “Modeling Heteroscedasticity in Daily Foreign-Exchange Rates”. Journal of Business & Economic Statistics, 7(3), 307-317.

Jacquier, E., Polson, N., and Rossi, P. (1994), “Bayesian Analysis of Stochastic Volatility Models”, Journal of Business & Economic رابطه بین ریسک و بازده Statistics, 12, pp. 371–417.

Jorion, P. (1988), “On Jump Processes in the Foreign Exchange and Stock Markets”, Reviewe of Financial Studies. 1, pp. 427–445.

Kinnunen, J. (2007), “Time-Varying Risk Premium and Conditional Volatility, Empirical Evidence from Finnish Stock Markets”. Lappeenranta University of Technology, Finance.

Koulakiotis, A., Babalos, V., and Papasyriopoulos, N. (2015), “Liquidity Matters After All: Asymmetric News and Stock Market Volatility Before and After the Global Financial Crisis”, Economics Letters, 127, pp. 58–60.

Ludvigson, S. C., & Ng, S. (2007). “The Empirical Risk–Return Relation: A Factor Analysis Approach”. Journal of Financial Economics, 83(1), 171-222.

Maheu, J. M., & McCurdy, T. H. (2004). “News Arrival, Jump Dynamics, and Volatility Components for Individual Stock Returns”. The Journal of Finance, 59(2), 755-793.

Merton, R. (1976), “Option Pricing When Uncertainty Stock Returns Are Discontinuous”, Journal of Financial Economics. 3, pp. 124–144.

Merton, R.C., (1973), “An Inter Temporal Capital Asset Pricing Model”. Econometrica, 41 (5), pp. 867–887.

Mullen, D. J., and Roth, B. (1991), “Decision Making: Its Logic and Practice. Savage”, MD: Row Man and Littlefield Publishers, Inc.

Nieuwland, F.G.M.C., Veschoor, W.F.C., and Wolff, C.C.P. (1994), “Stochastic Trends and Jumps in EMS Exchange Rates”, Journal of International Money & Finance, pp. 699–727.

Rachev, S. T., Stoyanov, S. V., Biglova, A., & Fabozzi, F. J. (2005). “An Empirical Examination of Daily Stock Return Distributions for US Stocks”. In Data Analysis and Decision Support (pp. 269-281). Springer Berlin Heidelberg.

Salvador, E., Floros, Ch., and Vicent, A. (2014),“Rexaminig the Risk-Return Relationship in Europe; Linear or Non-linear Trade-off?”, Journal of Empirical Finance.

Scruggs, J. T. (1998), “Resolving the Puzzling Inter Temporal Relation Between the Market Risk Premium and Conditional Market Variance: A Two Factor Approach”, Journal of Finance, 53, pp. 575–603.

Sydney, C., and Ludvigson, S.N. (2007), “The Empirical Risk-Return Relation: a Factor Analysis Approach”, Journal of Financial Economics, 83, pp. 171-222.

Taylor, S.J. (1982), “Financial Returns Modeled by the Product of Two Stochastic Processes”, A Study of Daily Sugar Prices, in: O.D. Anderson (Ed.), Time Series Analysis: Theory and Practice, vol. 1, North-Holland, Amsterdam, pp. 203–226.

Vlaar, P., and Palm, F. (1993), “The Message in Weekly Exchange Rates in the European Monetary System: Mean Reversion, Conditional Heteroscasticity, and Jumps”, Journal of Business & Economic Statistics. 11, pp.351–360.

Whitelaw, R. F. (1994), “Time Variations and Covariations in the Expectations and Volatility of Stock Market Returns”, Journal of Finance, 49, pp. 515–541.

Yu, J., and Yuan, Y. (2011), “Investor Sentiment and the Mean–Variance Relation”, Journal of Financial Economics. 100 (2), pp. 367–381.

بررسی رابطه رشد فروش و شاخص مالی با بازده سهام در بورس

در ادبیات مالی به معیار ریسک سیستماتیک، بتا ( b ) می گویند. به عبارت دیگر بتا معیاری است که حساسیت بازده یک سهم را نسبت به بازده بازار نشان می دهد. مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای یکی از مدلهای پیش بینی بازده سهام است که برای سالهای زیادی مورد استفاده قرار گرفته است. در این مدل فرض می شود که سرمایه گذاران فقط می توانند بازده اضافی را با تحمل ریسک اضافی کسب کنند. در این مدل اگر هدف سرمایه گذار کسب بازده بیشتر از بازده بازار باشد ریسک بالاتری از ریسک بازار را تحمل می کند. ضریب بتا در این مدل توانایی لازم را پیش بینی بازده سهام دارد و یکی از عوامل مهم برای تصمیم گیری درباره خرید و فروش سهام یک شرکت، پیش بینی بازده سهام آن شرکت است .

بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای، مدل درستی است و در دنیای واقعی نیز با بازده رابطه دارد و تا حدودی نیز شواهد تجربی اولیه این نظریه را تا حدودی تأیید کرده است. از سوی دیگر شواهد تجربی سالهای اخیر و مطالعات انجام شده در بسیاری از کشورها این نظریه را با چالشهای مهمی مواجه ساخته است به طوری که ادعا می شود بتا به عنوان شاخص ریسک سیتستماتیک توان تشریح رابطه بین ریسک و بازده را در دوره های بلند مدت از دست داده است. این در حالی است که متغیرهای دیگری نظیر رشد فروش و شاخص بحران مالی نیز بر بازده سهام تاثیر گذار هستند و ممکن است جایگزینهای بهتری نسبت به بتا به شمار آیند. از این رو این متغیرهایی که توسط این مدل توضیح داده نمی شوند اغلب تحت عنوان استثنائات بازده سهام مطرح می شوند.

رشد فروش یکی از شاخص های ارزیابی فعالیت شرکت می باشد رشد مستمر درآمد فروش و سود شرکت منجر به آن می شود که بازار ریسک کمتری برای شرکت در نظر بگیرد. از طرفی شاخص بحران مالی یکی از شاخص های مطلوب جهت ارزیابی قدرت پرداخت بدهی ها و قابلیت نقدینگی شرکت ها می باشد که با استفاده از اطلاعات حسابداری می توان بحران مالی شرکتها را پیش بینی نمود و سرمایه گذاران، اعتبار دهندگان و کارکنان شرکت را در خصوص از بین رفتن کنترل در شرکت آگاه نمود. در این تحقیق موارد زیر رابطه بین ریسک و بازده مورد توجه قرار می گیرد.

مفاهیم ریسک و بازده

رشته سرمایه گذاری معمولاً به دو قسمت « تجزیه و تحلیل اوراق بهادار » و « مدیریت مجموعه سرمایه گذاری » ( پر تفلیو ) تقسیم می شود. عمده کار تجزیه و تحلیل اوراق بهادار، ارزشیابی دارایی های مالی است و ارزش تابعی است از ریسک و بازده. بنابراین، در مطالعه سرمایه گذاری این دو مفهوم از اهمیت خاصی برخوردار هستند. برای تجزیه و تحلیل نهایی و تصمیم گیری در انتخاب اوراق بهادار از رابطه ریسک و بازده مورد انتظار استفاده می شود. چرا که این رابطه معنای تأمین مالی در کل و سرمایه گذاری به طور اخص می باشد.

هدف سرمایه گذاران حداکثرکردن بازده مورد انتظار است، اگر چه در راستای حداکثر کردن بازده آنها همواره قصد دارند ریسک را نیز کاهش دهند. بازده در فرآیند سرمایه گذاری نیروی محرکی است که ایجاد انگیزه می کند وپاداشی برای سرمایه گذاران محسوب می شود. بازده ناشی از سرمایه گذاری برای سرمایه گذاران از اهمیت خاصی برخوردار است، برای اینکه تمامی فعالیتهای سرمایه گذاری در راستای کسب بازده صورت می گیرد. ارزیابی بازده، تنها راه منطقی ( قبل از ارزیابی ریسک ) است که سرمایه گذاران می توانند برای مقایسه سرمایه گذاری های جایگزین ومتفاوت از هم انجام دهند. برای درک بهتر عملکرد سرمایه گذاری، اندازه گیری بازده واقعی (مربوط به گذشته ) لازم است. مخصوصاً اینکه برای بازدهی مربوط به گذشته در تخمین پیش بینی بازده های آتی اهمیت به سزایی دارد

با توجه به مشکلات مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای، در سالهای اخیر تحقیقات متعددی در مورد وجود استثنائات بازده سهام در بازار سرمایه صورت گرفته است. به عبارت دیگر، متغیرهای دیگری وجود دارند که احتمال دارد بهتر از بتا (شاخص ریسک سیستماتیک ) نوسانات بازده سهام را توضیح دهند.

از نخستین بررسی ها می توان به تحقیقات بانز در سال 1981 اشاره کرد. نتایج بررسی های وی منجر به معرفی اثر اندازه شرکت گردید. در سالهای اخیر دو متغیر اندازه شرکت ونسبت سهام با هم به کار گرفته شده اند. فاما و فرنچ در سال 1992نشان دادن که این دو متغیر به همراه عامل بازار، متوسط بازدهی را توضیح می دهند. همچنین فاما و فرنچ در سال1993 اثر اندازه شرکت و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار حقوق صاحبان سهام را به عنوان دو فاکتور ریسک ارائه کردند که در مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای نادیده گرفته شده بودند.تحقیقات فاما و فرنچ در سال 1996 نیز نشان داد که کسب بازده غیر عادی تحت تأثیر متغیرهایی از قبیل نسبت قیمت به سود، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام، نسبت جریان نقدی به قیمت سهام و نرخ رشد فروش گذشته، می باشد. ونگ ،2001، نیز در تحقیق خود به برسی رشد فروش و شاخص بحران مالی با استفاده از داده های S & P 500 طی دوره زمانی 1998-1988 و با استفاده از رگرسیون های سری زمانی پرداخت. نتایج تحقیق وی حاکی از آن بود.

که این دو عامل در بازار ایالات متحده وجود دارد. هر چند قدرت توضیحی این دو متغیر در تشریح بازده سهام در مقایسه با اثر اندازه شرکت و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار حقوق صاحبان سهام فاما وفرنچ ناچیز بود.

در مورد تحقیقات داخلی نیز می توان به تحقیقات انجام شده توسط حمید حقیقت ،1385، که تأثیر دو عامل رشد فروش و شاخص بحران مالی را در پیش بینی بازده سهام با استفاده از روش شناسایی فاما و فرنچ ،1995، همراه با بکارگیری رگرسیون خطی ساده و چند متغیره مورد بررسی قرار داد اشاره کرد. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که ترکیب عوامل رشد فروش و شاخص بحران مالی فاقد قدرت توضیحی لازم در تشریح میانگین بازدهی سهام شرکتهای مورد مطالعه است. همچنین می توان به تحقیق نمازی ،1383، درباره سودمندی متغیرهای حسابداری در پیش بینی ریسک سیستماتیک شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران اشاره کرد. نتایج این تحقیق حاکی از آن بود که در سطح رگرسیون ساده بین دوازه متغیر تحقیق (از هفده متغیر تحقیق)، با ریسک سیستماتیک رابطه معنا دار وجود دارد.

بازده سهام

نتیجه گیری کلی

هدف این تحقیق بررسی وجود دو استثناء رشد فروش و شاخص بحران مالی در بورس اوراق بهادار تهران و رابطه بین این دو عامل با بازده سهام بوده است. با توجه به هدف یاد شده در این تحقیق سه فرضیه بیان شد . در فرضیه اول رابطه بین رشد فروش با بازده سهام مورد بررسی قرار گرفت که نتایج حاکی از آن بود که رشد فروش به عنوان یک استثناء در بازار اوراق بهادار مطرح نمی باشد . در رابطه بین ریسک و بازده فرضیه دوم رابطه بین شاخص بحران مالی با بازده سهام مورد برسی قرار گرفت که نتایج حاکی از آن بود که رابطه معنی داری بین شاخص بحران مالی و میانگین بازدهی سهام وجود ندارد .

در فرضیه سوم رابطه بین دو عامل رشد فروش و شاخص بحران مالی با بازده سهام مورد بررسی قرار گرفت با توجه به نوع بیان فرضیه مدلهای رگرسیونی در دو گام ارایه گردید. در گام اول رابطه بین شاخص بحران مالی و رشد فروش با بازده سهام مورد برسی قرار گرفت که نتیجه حاکی از آن است زمانی که شاخص بحران مالی و رشد فروش با همدیگردر مدل قرار می گیرند مقدارضریب تعیین بیشتر می شود.در گام دوم نیز اثر ترکیب دو متغیر مستقل شاخص بحران مالی و رشد فروش بر بازده سهام مورد توجه قرا ر گرفت نتایج بدست آمده حاکی ازآن بود که ترکیب دو عامل فوق قدرت توضیحی کافی در تشریح بازدهی سهام ندارد . اما ضریب تعیین بدست آمده بیشتر از زمانی است که فقط از یکی از عوامل فوق استفاده می شود.

نتایج حاصله از این تحقییق با نتایج تحقیقات انجام شده مشابه توسط ونگ ،2001، مطابقت دارد با این تفاوت که در تحقیق ونگ دوره های سه ماهه برای محاسبه بازده و متغیرهای تحقیق مورد استفاده قرار گرفته بود.
همچنین نتیجه این تحقیق با تحقیق انجام شده توسط حمید حقیقت ،1385، نیز مطابقت دارد با این تفاوت که در آن تحقیق برای شناسایی متغیرهای مستقل از روش شناسایی فاما و فرنچ ،1995، همراه با بکارگیری رگرسیون خطی ساده و چند متغیره استفاده شده است و نیز تأثیر عوامل رشد فروش و شاخص بحران مالی در تشریح میانگین بازدهی سهام شرکتها مورد برسی قرار گرفته بود

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا