فاركس حرفه اي

مدیریت ریسک چیست؟

مدیریت ریسک چیست

هر پروژه در طول عمر خود (از ابتدای شروع کار تا انتهای آن و رسیدن به اهداف تعیین‌شده) با فرصت‌ها و ریسک‌هایی روبه‌رو می‌شود. ریسک‌ها همان عوامل خطرسازی هستند که می‌توانند در اجرای پروژه اختلال ایجاد کنند و باعث شکست آن شوند. برای جلوگیری از این خطرات احتمالی، مدیریت ریسک امری کاملا ضروری است. این مقاله را بخوانید تا ببینید مدیریت ریسک چیست و چرا از اهمیت زیادی برخوردار است.

مدیریت ریسک چیست؟

مدیریت ریسک به فرایند شناسایی، تحلیل و پاسخ به عوامل خطرساز گفته می‌شود که در طول عمر یک پروژه ممکن است رخ بدهند. اگر مدیریت ریسک به‌درستی انجام شود می‌تواند با کنترل وقایع آینده، از خطرات احتمالی پیش‌گیری کند.

برای روشن شدن این موضوع به مثال زیر توجه کنید:

فرض کنید برای انجام یک فعالیت در شبکه، به توسعه‌ی فناوری جدیدی نیاز است. مدیر پروژه یک برنامه‌ی زمان‌بندی شش‌ماهه برای آن تنظیم می‌کند، اما نظر کارکنان فنی این است که این کار حداقل به ۹ ماه زمان نیاز دارد. اگر مدیر پروژه فردی پیشگام باشد و به‌موقع دست‌به‌کار شود، تیم پروژه می‌تواند بلافاصله یک برنامه‌ی اضطراری تدوین کند. در این‌صورت پیش از موعد مقرر، مشکل زمان حل خواهد شد. در غیر این‌صورت تیم پروژه (که هیچ برنامه‌ی اضطراری‌ای تدوین نکرده است) نمی‌تواند کاری انجام بدهد. در حالی‌که بسیاری از کارها ناتمام مانده است، مهلت انجام پروژه به پایان می‌رسد و مدیر پروژه تازه به فکر مدیریت بحران می‌افتد. به این ترتیب وقت ارزشمند اعضای تیم به‌سادگی هدر می‌رود.

مدیریت صحیح ریسک نه‌تنها احتمال رخ دادن آن، بلکه دامنه‌ی تأثیرات آن را نیز کاهش خواهد داد.

چرا مدیریت ریسک انجام می‌شود؟

مدیریت ریسک ۴ هدف اصلی را دنبال می‌کند:

شناسایی ریسک‌های احتمالی؛
کاهش یا تعدیل ریسک‌ها؛
فراهم کردن اصول منطقی برای تصمیم‌گیری بهتر در رابطه با ریسک‌ها؛
برنامه‌ریزی.
ارزیابی و مدیریت ریسک‌ها بهترین راه مبارزه با حوادث ناگوار سر راه پروژه است. با ارزیابی برنامه برای مشکلات بالقوه و راهبردهایی برای رفع آنها، شانس موفقیت تیم بهبود خواهد یافت.

با مدیریت صحیح، ریسک‌های با اولویت بالاتر شناسایی می‌شوند و هزینه‌های احتمالی ناشی از آنها در طول اجرای پروژه مدیریت خواهند شد

مدیریت ریسک چگونه انجام می‌شود؟

برای چگونگی مدیریت ریسک، ابتدا باید تمام منابع مختلف ریسک را در نظر گرفت. این منابع بسیار زیادند و نمی‌توان به‌سادگی فهرست جامعی از آنها تهیه کرد. اما همین فهرست می‌تواند یک راهنمای ذهنی اولیه برای تیم پروژه باشد تا با مراجعه به آن بتوانند بخش عمده‌ای از خطرات ممکن بر سر راه پروژه را شناسایی کنند.

منابع مختلف ریسک شامل موارد زیر هستند:

بخشی که به مدیریت پروژه مربوط است

  • مدیر ارشد، فعالیت مربوطه را به‌عنوان یک پروژه به رسمیت نمی‌شناسد؛
  • پروژه‌های زیادی هم‌زمان در دست اقدام هستند؛
  • تعهدات برنامه غیرممکن است؛
  • ورودی‌های عملی در مرحله‌ی برنامه‌ریزی وجود ندارد؛
  • هیچ‌کس مسئول کلی اجرای پروژه نیست؛
  • کنترل ضعیف تغییرات طراحی؛
  • کنترل ضعیف تغییرات مشتری؛
  • درک ضعیف از کار مدیر پروژه؛
  • انتصاب نادرست مدیر پروژه؛
  • عدم برنامه‌ریزی و کنترل یکپارچه‌ی پروژه؛
  • سازمان قادر به فراهم کردن منابع نیست؛
  • برنامه‌ریزی پروژه واقع‌گرایانه نیست؛
  • ناتوانی در رسیدگی به هزینه‌های پروژه؛
  • وجود تضاد در اولویت‌های پروژه؛
  • دفتر سازمان‌دهی ضعیف پروژه.

منابع خارجی

۱. منابع خارجی غیرقابل پیش‌بینی

  • الزامات قانونی پیش‌بینی نشده؛
  • بلایای طبیعی؛
  • خراب‌کاری، کارشکنی و اثرات جانبی پیش‌بینی نشده.

۲. منابع خارجی قابل پیش‌بینی

  • ریسک بازار یا ریسک عملیاتی؛
  • ریسک اجتماعی؛
  • ریسک محیطی؛
  • نوسانات نرخ ارز؛
  • رسانه‌ها.

۳. منابع خارجی فنی

  • تغییرات فناوری؛
  • ریسک‌های ناشی از فرایند طراحی.

۴. منابع خارجی قانونی

  • تخلف در علائم تجاری و مجوزها؛
  • شکایت به دلیل نقض قرارداد؛
  • مشکلات کارگر یا محل کار؛
  • دعوی قضایی به دلیل قانون مسئولیت‌های مدنی؛
  • قانون‌گذاری.

فرایند تجزیه و تحلیل ریسک

فرایند تجزیه و تحلیل ریسک اساسا به فرایند حل مشکل گفته می‌شود. ابزار کیفیت و ارزیابی برای تعیین و اولویت‌بندی ریسک‌ها، به منظور ارزشیابی و حل‌‌و‌فصل آنها به‌کار می‌روند.

فرایند تجزیه و تحلیل ریسک به شرح زیر است:

شناسایی ریسک

  • در این مرحله با بررسی فهرستی از منابع خطر احتمالی و همچنین تجربیات تیم پروژه و دانش آنها، همه‌ی خطرات بالقوه شناسایی می‌شوند؛
  • با استفاده از یک ابزار سنجش، این خطرات باید طبقه‌بندی و اولویت‌بندی شوند. تعداد ریسک‌ها معمولا از ظرفیت زمانی تیم پروژه برای تجزیه و تحلیل آنها و طراحی برنامه‌ی اضطراری تجاوز می‌کند. روند اولویت‌بندی به آنها کمک می‌کند تا خطراتی که هم تأثیر بیشتری دارند و هم احتمال وقوع آنها زیاد است، مدیریت شوند.

ارزیابی ریسک

  • راه‌حل سنتی برای مشکلات این‌گونه است که از شناسایی مشکل به سوی حل آن حرکت می‌کند. با این حال قبل از تلاش برای اینکه تشخیص داده شود مدیریت ریسک‌ها چگونه بهتر انجام می‌شود باید ابتدا علل ریشه‌ای ریسک‌های تعیین‌شده شناسایی شوند. در این راستا ممکن است پرسش‌های زیر برای تیم پروژه مطرح شود:
  • علل این ریسک‌ها چه مواردی هستند؟
  • این ریسک‌ها چگونه می‌توانند بر پروژه تأثیر بگذارند؟

پاسخگویی به ریسک

  • حالا تیم آماده‌ی شروع روندِ بررسیِ راه‌حل‌های ممکن برای مدیریت ریسک یا پیش‌گیری از وقوع احتمالی آن است. تیم پروژه ممکن است پرسش‌های زیر را مطرح کند:
  • برای کاهش احتمال وقوع این ریسک‌ها چه کارهایی می‌توان انجام داد؟
  • در صورت وقوع ریسک چگونه می‌توان آن را مدیریت کرد؟

تدوین یک برنامه‌ی اضطراری یا اقدامات پیش‌گیرانه برای ریسک:

  • تیم پروژه ایده‌هایی را که برای کاهش یا از بین بردن احتمال وقوع ریسک تعیین شده بودند، به وظایف تبدیل خواهد کرد.
  • وظایفی که برای مدیریت ریسک تعیین شده‌اند، به برنامه‌های اضطراری کوتاه‌مدت تبدیل می‌شوند که می‌توانند کنار گذاشته شوند. هنگامی که ریسک رخ داد، این برنامه‌ها روی کار می‌آیند و به‌سرعت اجرا می‌شوند. در صورت اجرای به‌موقع این برنامه‌ها نیازی به مدیریتِ بحرانِ ریسک نخواهد بود.

مفاهیم پایه ای مدیریت ریسک پروژه

بسیاری از پروژه‌ها که فرض می‌شود تحت کنترل هستند، با ریسک به عنوان رخدادی شناخته‌نشده روبرو گردیده و کوشش می‌کنند آن را کنترل کنند. اکثر پروژه‌ها چنین رخدادهایی را به خوبی از سر رد می‌کنند ولی با یک تلاش جامع مدیریت ریسک ، رویدادهای ریسک قبل از وقوع، شناسایی و کنترل می‌گردند و یا برنامه‌ای تهیه می‌شود که در زمان وقوع این رویدادها با آنها مقابله کند.

با درنظر گرفتن این مفاهیم پایه‌ای، امکان مقابله با ریسک به وجود می‌آید . لذا ابتدا باید نسبت به شناسایی ریسک‌های محتمل پروژه اقدام کرد. این کار با دسته‌بندی ساختار کارها و با پرسش چند سوال از خود و یا اعضای گروه پروژه ، امکان‌پذیر است. مثلا : درموقع نیاز به منبع یا منابعی که در دسترس نیستند چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ اگر کنترلی در مورد مولفه‌ای که بر پروژه اثرگذار است نداشته باشیم چه اتفاقی می‌افتد ؟ بدترین سناریو چیست ؟ چه چیزی باعث آن می‌گردد ؟ چه قدر وقوع این اتفاق محتمل است ؟ عواقب آن چیست ؟

ممکن است سوالهای دیگری نیز به ذهن شما خطور کند که البته این سوالها سرآغاز خوبی است که شما را در مسیر درست هدایت کند . هرچیزی که به مغز شما خطور می‌کند فهرست کنید ، سپس در مرحله بعد تعیین کنید که آیا نیاز به مقابله و پیشگیری ریسک است و یا بایستی تا زمان وقوع آن صبر کرد . اگر ریسک‌ها را مشخص کنید و تصمیم بگیرید که هیچ عملی نباید انجام گیرد باز بهتر از آن است که آنها را شناسایی نکرده باشید . پس از این مرحله تمام ریسک‌های شناسایی شده را کمی کنید ؛ ابتدا ریسک‌ها را دسته‌بندی و سپس احتمال وقوع هر ریسک را تعیین کنید . برای تخصیص مقادیر احتمالی به ریسک‌ها از مقادیر پیشنهادی زیر می‌توانید استفاده کنید

قریب الوقوع بزرگتر از ۸۵?
بالا = ۸۵?
محتـــــمل = ۶۰?
متوسط = ۵۰?
ممــــــکن = ۴۰?
پایین = ۱۵?
غیرمحتـمل = ۱۵?

اکنون احتمال وقوع هر ریسک قابل محاسبه‌است . راه دیگر ، نسبت دادن درصد وزنی به هریک از ریسک‌هاست . مشکل اصلی این روش آن است که همواره داده‌های تجربی به اندازه کافی در دسترس نیستند تا این کار به دقت انجام گیرد . در این روش معمولا افراد باتجربه‌ای مبادرت به این کار می‌کنند که تجارب جامعی از انواع رویدادها در پروژه‌های مختلف کسب کرده‌اند ؛ مجموع درصدهای تخصیصی به رویدادها بایستی صد باشد .

در مرحله بعد به هر ریسک ، یک مقدار نسبت دهید . این مقدار می‌تواند در صورت نیاز برحسب هزینه و یا زمان باشد ؛ به عنوان مثال اگر هدف تعیین زمان اتمام پروژه‌است ، هر ایده‌ای در مورد مدت زمان فعالیتها می‌تواند یک سناریوی ریسک محسوب شود.

در این مرحله می‌توان مقدار حقیقی ریسک را با محاسبه حاصلضرب مقادیر تخصیص داده شده به ریسک و احتمال وقوع آن به دست آورد و با توجه به نتایج حاصل می‌توان نسبت به انجام عملی یا به تعویق انداختن آن تصمیم‌گیری نمود . بعد از انجام مراحل مدیریت ریسک ، می‌توانید فرایندهای نگهداری مجموعه ریسک را آغاز کنید . برای این کار بازنگری دوره‌ای ریسک را آغاز کنید که مبتنی بر پیچیدگی و مدت پروژه و وقوع تغییرات پروژه‌است .

آغاز اجرای این کار ممکن است بیهوده و هزینه‌زا به نظر آید اما چنانچه یکبار این کار را انجام دهید و ریسک‌ها را شناسایی و به صورت کمی آنها را کنترل کنید در آن صورت به ارزش مدیریت ریسک پی خواهید برد . بنابراین در مرحله نخست اقدام به شناسایی ریسک‌های پروژه در بالاترین سطح WBS کنید و از اینکه راه به سطوح پایینتر می‌یابید نگران نباشید . بعد مدیریت ریسک چیست؟ از چند بار انجام این کار ، مساله خیلی واضح‌تر خواهد شد .
ما در دنیای مخاطرات ریسک زندگی می‌کنیم . باید ریسک‌ها را تحلیل کنیم ؛ اگر با آنها برخورد داریم باید آنها را شناسایی و در مجموع تمام ریسک‌ها و عواید آنها را باید ارزیابی کنیم . منافع حاصل از مدیریت ریسک ممکن است تا غلبه پروژه بر آن ملموس نباشد اما به خاطر داشته باشید که کسی که از برنامه‌ریزی اجتناب کند به طور حتم برنامه شکست پروژه خود را طرح‌ریزی نموده‌است !

نکات طلایی مدیریت ریسک و سرمایه گذاری

نکات-طلایی-مدیریت-ریسک-و-سرمایه-گذاری

در دنیای مالی مدیریت ریسک و سرمایه گذاری فرآیند شناسایی ، تجزیه و تحلیل و پذیرش یا کاهش عدم اطمینان در تصمیمات سرمایه گذاری است. به طور کلی ، مدیریت ریسک زمانی اتفاق می افتد که یک سرمایه گذار یا صاحب صندوق سرمایه گذاری ، علت ضرر را با تجزیه و تحلیل پیدا کرده و سپس با توجه به اهداف سرمایه گذاری و تحمل ریسک ، اقدام مناسب را انجام دهد .

ریسک کردن همیشه در بازار های مالی وجود دارد. در هر نوعی از سرمایه گذاری خطراتی وجود دارد که در مورد اوراق بهادار آمریکا نزدیک به صفر در نظر گرفته می شود یا برای مواردی مانند ارزش سهام در بازار های نوظهور یا املاک و مستغلات در بازار های با تورم بالا بسیار زیاد است. ریسک هم از نظر مطلق و هم از نظر نسبی قابل اندازه گیری است. درک جامع ریسک در اشکال مختلف آن می تواند به سرمایه گذاران کمک کند تا فرصت ها ، معاملات و هزینه ها را با رویکرد های مختلف سرمایه گذاری تحلیل کنند .

در ادامه این مقاله به تعریف مفهوم مدیریت ریسک و سرمایه گذاری می پردازیم و آن را در بحث روانشناسی بازار بررسی می کنیم. با ما همراه باشید.

فهرست عناوین مقاله

مدیریت ریسک و سرمایه گذاری چیست؟

درک مدیریت ریسک

مدیریت ریسک در تمام حوزه های مالی رخ می دهد. این اتفاق زمانی می افتد که یک سرمایه گذار اوراق قرضه خزانه داری یک کشور را از طریق اوراق قرضه شرکتی خریداری کند ، یا هنگامی که مدیر صندوق سرمایه گذاری ارز های خود را با مشتقات ارزی هج کردن (hedging) می کند. کارگزاران سهام از ابزار های مالی مانند قرارداد اختیار معامله (Option) و قرارداد های آتی (futures) استفاده می کنند و مدیران مالی نیز از استراتژی هایی مانند متنوع سازی سبد سهام ، تخصیص دارایی و اندازه گیری پوزیشن برای کاهش یا مدیریت ریسک استفاده می کنند.

مدیریت ناکافی ریسک می تواند عواقب بدی را برای شرکت ها ، افراد و اقتصاد به دنبال داشته باشد. به عنوان مثال ، سقوط وام مسکن در سال ۲۰۰۷ که منجر به رکود بزرگی شد ، ناشی از تصمیمات نادرست مدیریت ریسک بود. تصمیمات غلطی مثل وام دهندگانی که وام های رهنی را به افرادی با اعتبار ضعیف اعطا می کردند؛ یا شرکت های سرمایه گذاری که این وام ها را خریداری می کردند و مجدداً می فروختند.

همه ما در انتخاب هدف هیچ مشکلی نداریم، اما انتخاب هدف تنها آغاز راه است و مسیر برای رسیدن به هدف بسیار دشوار در این ویدیو با حضور جناب آقای مهندس صبوری در برنامه لایو استریم به موضوع بسیار مهم مدیریت و هدف گذاری پرداخته ایم تا بتوانیم مسیر را بهتر مدیریت کنیم و از رسیدن به هدف لذت دوچندان ببریم. با ما همراه باشید.

نحوه مدیریت ریسک

معمولا مردم با شنیدن کلمه “ریسک” یاد اصطلاحات منفی می افتند. با این حال ، در دنیای سرمایه گذاری ، ریسک یک عامل ضروری برای یک انتخاب درست به حساب می آید .

تعریف رایج از ریسک در سرمایه گذاری ، عدم حصول نتیجه ی مورد انتظار است . ما می توانیم این عدم حصول را به صورت مطلق یا نسبت به چیز دیگری ، مثل یک معیار بازار بیان کنیم .

ممکن است این عدم حصول مثبت یا منفی باشد ، اما تحلیلگران و سرمایه گذاران معمولاً این عقیده را دارند که چنین انحرافی تا حدی به معنی نتیجه در نظر گرفته شده برای سرمایه گذاری هاست. پس برای اینکه بازدهی بیشتری در معاملات داشته باشیم باید ریسک بیشتری را بپذیریم.مدیریت ریسک چیست؟ یک تئوری دیگر هم هست که می گوید افزایش ریسک به صورت افزایش نوسانات ظاهر می شود. در حالی که معامله گران حرفه ای دائماً راه حل هایی برای کاهش این نوسانات پیدا می کنند.

اینکه یک سرمایه گذار چقدر باید نوسانات را قبول کند ، کاملاً به تحمل فرد در برابر ریسک بستگی دارد یا در مورد یک متخصص سرمایه گذاری بستگی به این موضوع دارد که سرمایه گذاری تا چه حد به اهداف خود رسیده است. یکی از معیار های ریسک مطلق که معمولاً مورد استفاده قرار می گیرد انحراف معیار است. معیار آماری پراکندگی حول یک گرایش مرکزی است. به این صورت که شما به میانگین ​​بازدهی سرمایه گذاری نگاه کرده و سپس میانگین انحراف معیار آن را در همان بازه زمانی می یابید. توزیع های عادی (منحنی زنگوله ای شکل شناخته شده) حکم می کند که بازده مورد انتظار سرمایه گذاری یک انحراف معیار از میانگین ۶۷٪ از زمان و دو انحراف استاندارد از انحراف میانگین ​​۹۵٪ از زمان باشد. این به سرمایه گذاران کمک می کند تا ریسک را به صورت عددی ارزیابی کنند. اگر آن ها بدانند که از نظر مالی و عاطفی می توانند ریسک را تحمل کنند ، پس سرمایه گذاری می کنند.

مدیریت ریسک و سرمایه گذاری در روانشناسی بازار

بازار های مالی رفتاری با نشان دادن عدم تقارن بین دیدگاه افراد نسبت به سود و زیان ، یک عنصر مهم را در معادله ریسک کشف کرده است. گفته می شود که معمولا سرمایه گذاران تقریباً دو برابر بیشتر از احساس خوب سود کردن ، متحمل فشار روانی و استرس می شوند.

معمولا هر آنچه سرمایه گذاران واقعاً می خواهند بدانند این نیست که فقط یک دارایی از نتیجه مورد انتظار خود منحرف می شود ، بلکه این است که چگونه عوامل منفی در پایین سمت چپ منحنی توزیع به وجود می آیند. ریسک (VAR) تلاش می کند پاسخی برای این سوال ارائه دهد. ایده پشت VAR این است که با یک سطح اطمینان مشخص در یک دوره مشخص ، میزان ضرر سرمایه گذاری را به صورت کمّی تعیین کند. به عنوان مثال ، عبارت زیر مثالی از VAR خواهد بود: “با داشتن ۹۵٪ سطح اطمینان ، بیشترین هزینه برای از دست دادن یک سرمایه گذاری ۱۰۰۰ دلاری در یک بازه زمانی دو ساله ۲۰۰ دلار است.” سطح اطمینان یک عبارت احتمالی است که بر اساس مشخصات آماری سرمایه گذاری و شکل منحنی توزیع آن ارئه شده است.

مدیریت ریسک و سرمایه مدرن-روانشناسی بازار معامله گر - سیستم معاملاتی

مدیریت ریسک بتا و غیرفعال

معیار دیگر مدیریت ریسک که به گرایش های رفتاری مرتبط است ، کاهش است که به هر دوره ای گفته می شود که بازده یک دارایی نسبت به قیمت بالای قبلی منفی باشد. در اندازه گیری میزان افت سرمایه ، سه مورد را باید بررسی کرد:

  • بزرگی هر دوره منفی (چقدر بد)
  • مدت زمان هر یک (چه مدت)
  • فرکانس (هر چند وقت یکبار)

به عنوان مثال ، علاوه بر اینکه می خواهیم بدانیم آیا صندوق سرمایه گذاری مشترک شاخص S&P 500 را شکست داده است ، همچنین می خواهیم بدانیم که این ریسک نسبتاً چقدر خطرناک است. یک معیار برای این بتا است که آن را به عنوان “ریسک بازار” می شناسند. بتا بر اساس ویژگی آماری کوواریانس است . بتا بیشتر از ۱ نشانگر ریسک بیشتری نسبت به بازار است و بالعکس.

بتا به ما کمک می کند تا مفاهیم ریسک منفعل و فعال را درک کنیم . نمودار زیر یک سری زمانی بازدهی (هر نقطه داده با برچسب “+” مشخص شده) را برای یک سبد سهام R (p) در مقابل بازدهی بازار R(m) نشان می دهد. بازدهی ها به صورت نقدی تنظیم می شوند ، بنابراین نقطه ای که محور های x و y با هم تلاقی می کنند بازده معادل وجه نقد است. ترسیم یک خط برای بهترین تطبیق از طریق نقاط داده به ما امکان می دهد تا ریسک انفعال (بتا) و ریسک فعال (آلفا) را به صورت کمّی مشخص کنیم.

شیب خط، بتای آن است. به عنوان مثال ، یک گرادیان ۱.۰ نشان می دهد که به ازای هر واحد افزایش بازدهی بازار ، بازدهی سبد سهام هم یک واحد افزایش پیدا می کند. یک مدیر مالی با استفاده از یک استراتژی مدیریت منفعل می تواند تلاش کند تا با پذیرفتن ریسک بیشتر در بازار (به عنوان مثال ، بتا بزرگتر از ۱) بازدهی سبد سهام را افزایش دهد یا با کاهش بتای سبد سهام به زیر یک ، ریسک سبد سهام و بازدهی را کاهش دهد.

مدیریت ریسک آلفا و فعال

اگر سطح ریسک بازار یا سیستماتیک تنها عامل تأثیرگذار باشد ، بازدهی سبد سهام همیشه برابر با بازدهی بازار تنظیم شده بتا است. اگر چنین رخ ندهد، بازدهی به دلیل تعدادی از عوامل غیرمرتبط با ریسک بازار متفاوت است. مدیران سرمایه گذاری که از یک استراتژی فعال پیروی می کنند ، برای رسیدن به بازدهی بیش از عملکرد بازار ، ریسک های دیگری را به عهده می گیرند. استراتژی های فعال شامل تاکتیک هایی هستند که از سهام ، انتخاب بخش یا کشور ، تجزیه و تحلیل بنیادی ، اندازه گیری موقعیت و تحلیل تکنیکال استفاده می کنند. مقاله تحلیل تکنیکال چیست و بررسی تفاوت آن با تحلیل بنیادی، برای اشنایی بیشتر با این تاکتیک ها را مطالعه کنید.

مدیران فعال در جستجوی آلفا ، به دنبال بازدهی بیش از حد هستند. در مثال نمودار ما در بالا ، آلفا مقدار بازدهی سبد سهام است که با بتا توضیح داده نشده است و به عنوان فاصله بین تقاطع محور های x و y و تقاطع محور y نشان داده می شود که می تواند مثبت یا منفی باشد. در تلاش برای بازدهی بیش از حد ، مدیران فعال، سرمایه گذاران را در معرض ریسک آلفا قرار می دهند تا نتیجه شرط بندی های آن ها منفی باشد تا مثبت. به عنوان مثال ، یک مدیر صندوق سرمایه گذاری ممکن است فکر کند که بخش انرژی از شاخص S&P 500 بهتر عمل می کند و وزن سبد سهام را در این بخش افزایش می دهد. اگر تحولات اقتصادی غیرمنتظره باعث کاهش شدید ذخایر انرژی شود ، مدیر احتمالاً عملکرد کمتری خواهد داشت.

هزینه های ریسک

در کل هرچه یک صندوق سرمایه گذاری فعال باشد و مدیران آن بیشتر نشان دهند که قادر به تولید آلفا هستند ، کارمزد بالاتری برای جلب سرمایه گذاران به دلیل قرار گرفتن در معرض استراتژی های آلفای بالاتر ، بیشتر خواهد بود. برای یک وسیله نقلیه کاملاً منفعل مانند صندوق شاخص یا صندوق قابل معامله در بورس (ETF) ، احتمالاً ۱ تا ۱۰ امتیاز پایه (bps) بابت هزینه های مدیریت سالانه پرداخت خواهید کرد ، در حالی که برای صندوق پوشش ریسک با اکتان بالا با استفاده از استراتژی های پیچیده معاملاتی با تعهدات سرمایه ای بالا و هزینه های معامله ، یک سرمایه گذار باید ۲۰۰ امتیاز پایه در هزینه های سالانه بپردازد ، به علاوه ۲۰٪ سود را به مدیر بازگرداند.

تفاوت قیمت گذاری بین استراتژی های غیرفعال و فعال (یا به ترتیب ریسک بتا و ریسک آلفا) بسیاری از سرمایه گذاران را ترغیب می کند تا این ریسک ها را از هم جدا کنند (مثلا برای پرداخت هزینه های کمتر برای ریسک بتای فرض شده و پرداخت هزینه های بیشتر در برابر آلفای مشخص شده) . این ایده به عنوان ‌آلفای پرتابل یا انتقالی (Portable Alpha)‌، شناخته می شود که مولفه آلفای بازدهی کل است و از مولفه بتا جدا عمل می کند.

به عنوان مثال، یک مدیر صندوق سرمایه گذاری ممکن است ادعا کند که یک استراتژی چرخش بخش فعال (active sector rotation strategy) برای شکست دادن شاخص S&P 500 دارد و به عنوان شواهد ، رکورد شکست شاخص با ۱.۵٪ به طور میانگین ​​سالانه را نشان می دهد. از نظر سرمایه گذار ، ۱.۵٪ از سود اضافی ارزش مدیر ، آلفا است و سرمایه گذار حاضر است هزینه های بیشتری را برای بدست آوردن آن پرداخت کند. بقیه بازدهی کل ، یعنی آنچه S&P 500 بدست آورده است ، مسلماً هیچ ارتباطی با توانایی منحصر به فرد مدیر ندارد.

چکیده نکات مهم مدیریت ریسک و سرمایه گذاری

  • مدیریت ریسک فرآیند شناسایی ، تجزیه و تحلیل و پذیرش یا مدیریت ریسک چیست؟ کاهش عدم اطمینان در تصمیمات سرمایه گذاری است.
  • در دنیای سرمایه گذاری، ریسک از بازدهی جدایی ناپذیر است.
  • روش های مختلفی برای تشخیص ریسک وجود دارد. یکی از رایج ترین موارد انحراف معیار است و یک معیار آمار پراکندگی حول یک گرایش مرکزی است.
  • بتا ، همچنین به عنوان ریسک بازار شناخته می شود ، معیاری برای نوسانات یا ریسک سیستماتیک یک سهام منفرد در مقایسه با کل بازار است.
  • مدیریت ریسک چیست؟
  • آلفا معیاری برای بازدهی اضافی است. مدیران مالی که از استراتژی های فعال برای غلبه بر بازار استفاده می کنند ، در معرض ریسک آلفا قرار دارند.

سخن نهایی

تحقیقات نشان داده که سرمایه گذاری در دراز مدت ریسک را کاهش می دهد زیرا ، حتی اگر قیمت یک دارایی معین در مدت زمان کوتاه افزایش و کاهش یابد ، به طور کلی در بلندمدت هرگونه ضرر و زیان را جبران می کند. سرمایه گذاری یک استراتژی طولانی برای اهداف بلند مدت است (به طور معمول ۵ ، ۱۰ ، ۲۰ سال یا بیشتر)

یک سرمایه گذار هر استراتژی را انتخاب کند ، مدیریت ریسک برای به حداقل رساندن ضرر و زیان یک مسئله بسیار ضروری است.

به یاد داشته باشید: هرچه ضرر و زیان بیشتر می شود ، مبلغی که برای بازدهی کلی و جبران آن ضرر باید به دست آورید نیز بیشتر می شود. برای بهبود ۱۰٪ ضرر، ۱۱٪ سود کافی است. اما برای از بین بردن ضرر ۵۰٪ ،سود صد در صدی لازم است.

ریسک چیست و چگونه می توان آن را کنترل کرد؟

مدیریت ریسک

به زبان ساده ، خطر احتمال وقوع اتفاق بد را ریسک می گوییم. ریسک یعنی عدم اطمینان در مورد پیامدهای یک فعالیت در رابطه با چیزی که انسان برای آن ارزش قائل است (مانند سلامتی ، رفاه ، ثروت ، دارایی یا محیط زیست) و اغلب بر پیامدهای منفی و نامطلوب تمرکز دارد. تعاریف مختلفی از آن ارائه شده است. تعریف بین المللی و اکثریت مردم از خطر کردن در شرایط مختلف تاثیر عدم اطمینان بر اهداف است. در اصطلاح مالی ریسک به عنوان شرایطی تعریف می شود که در آن شما نمی دانید نتیجه کار چه می شود. ممکن است سود چشمگیری کسب کنید یا اینکه برعکس متحمل ضرر فراوانی بشوید. اگر خطر شما به جا نباشد ممکن است تمام سرمایه اصلی خود را از دست بدهید.ما معمولا در حوزه مالی این کار را با بررسی و تحلیل نمودار و ارزیابی رفتارهای بازار انجام می دهیم. در امور مالی، انحراف معیار یک معیار متداول مرتبط با ریسک پذیری است. انحراف معیار اندازه گیری نوسانات قیمت دارایی ها را در مقایسه با میانگین زمانی آنها در یک بازه زمانی مشخص ارائه می کند.

به طور کلی، اگر بتوانید ریسک را کنترل کنید و به قول معروف آن را مدیریت کنید می توانید بسیار هوشمندانه تر سرمایه گذاری انجام دهید و کم تر ضرر ببینید. با شناسایی خطر هایی که می توانند در هر شرایط و موقعیتی رخ دهند شما می توانید آنها را بهتر مدیریت و کنترل کنید. به عنوان یک سرمایه گذار و یا مدیر یک شرکت شما باید توانایی چنین کاری را داشته باشید تا از ضررهای غیر قابل جبران و سنگین جلوگیری نمایید.

مدیریت ریسک شناسایی ، ارزیابی و اولویت بندی ریسک ها یا عدم قطعیت ها و به حداقل رساندن آنهاست. با نظارت و کنترل تأثیر خطر های ممکن را کاهش می دهید و در نتیجه ضرر کمتری می کنید و حتی در بعضی از مواقع ممکن است سود بسیار خوبی هم به دست بیاورید. مدیریت ریسک برای هر شغلی ضروری است. با مدیریت ریسک می توانید مقدار زیادی از سرمایه خود را حفظ کنید و مطمئن شوید که سرمایه اولیه شما از بین نمی رود. با این کار شما در واقع بیشتر احتمالات ممکن را در نظر گرفته اید و از آمادگی نسبتا کاملی برخوردار هستید. تمام فرایندهای مدیریت ریسک مراحل اساسی یکسانی دارند. اگرچه گاهی اوقات اصطلاحات متفاوتی برای توصیف این مراحل استفاده می شود. مدیریت یا همان کنترل ریسک از پنج مرحله اصلی تشکیل شده است که در ادامه به آنها می پردازیم.

مرحله 1: ریسک را شناسایی کنید

ریسک خود را مدیریت کنید

شما و تیم خود خطر هایی را که ممکن است روی پروژه شما یا نتایج آن تاثیر بگذارد کشف و توصیف می کنید. تعدادی تکنیک وجود دارد که می توانید با کمک آنها خطرات پروژه را بیابید. در طی این مرحله شروع به تهیه احتمالات ممکن درباره پروژه خود می کنید.

مرحله 2: ریسک را تجزیه و تحلیل کنید

پس از شناسایی ریسک ها ، احتمال و نتیجه هر خطر را تعیین می کنید. در این مرحله شما ماهیت ریسک و میزان تاثیرگذاری آن بر اهداف پروژه تان را می دانید. اطلاعات به دست آمده را باید وارد یک لیست کنید.

مرحله 3: ارزیابی ریسک

شما با تعیین میزان ریسک که ترکیبی از احتمالات و نتایج می باشد در واقع خطر را ارزیابی کرده اید. حالا شما می توانید تصمیم بگیرید که انجام چنین خطری آیا واقعا به صرفه است یا ارزشش را ندارد. اطلاعات مربوط به ارزیابی را هم باید وارد یک لیست کنید.

مرحله 4: به ریسک رسیدگی کنید

حواستان به ریسک هایی که میکنید باشد

از این کار به عنوان برنامه ریزی جهت مقابله با خطرها نیز نامبرده می شود. در طول این مرحله شما بالاترین ریسک های خود را ارزیابی می کنید و برنامه ای برای رسیدگی یا اصلاح آنها می چینید. برنامه شما باید کاملا اصولی و دقیق باشد تا بتوانید سطح این خطر ها را تا مقدار زیادی پایین بیاورید و آنها را کنترل کنید. چگونه می توانید احتمال خطرات منفی را به حداقل رساند و در همین حال ریسک های بهتری انجام داد؟ شما در این مرحله استراتژی های کاهش خطر ، برنامه های پیشگیرانه و برنامه های احتمالی ای را جهت مقابله با خطرهای پیش رو برای خود برنامه ریزی می کنید. و خود را برای رسیدگی و کنترل جدی ترین خطر های احتمالی آماده می کنید تا در صورت وقوع هرکدام از خطرهای ممکن غافلگیر نشوید.

مرحله 5: ریسک را کنترل و مجددا بررسی کنید

شما در این مرحله ریسک هایی که پذیرفته اید را مدیریت می کنید و مجددا آنها را بررسی می کنید تا جلوی حوادث احتمالی را بگیرید.

خطر یعنی عدم اطمینان. اگر چارچوبی را برای این عدم اطمینان تنظیم کنید ، در نتیجه پروژه خود را از خطر حفظ کرده اید. و این بدان معناست که شما می توانید با اطمینان بیشتری در راستای اهداف ریسک دار خود حرکت کنید. با شناسایی و کنترل خطرات جامعی که لیست کرده اید ، تا حد زیادی خود را از ضررهای احتمالی حفظ کرده اید و در واقع شانس بیشتری برای به دست آوردن سود بیشتر برای خود ایجاد کرده اید. مدیریت اصولی ریسک به حل مشکلاتی که ممکن است رخ دهد کمک می کند زیرا این مشکلات پیش بینی شده اند و شما از قبل برای مقابله با آنها برنامه ای جامع تدوین کرده اید. با مدیریت خطر و کنترل آن خطرات احتمالی کاهش می یابند و همانطور که در بالا اشاره شد احتمال غافلگیری تا حد زیادی کاهش می یابد. در نتیجه شما و کارمندان تان استرس کمتری در هنگام انجام پروژه ها یا سرمایه گذاری تجربه خواهید کرد. فراموش نکنید که افرادی که اهل خطر هستند می توانند سودهای کلان به دست بیاورند اما باید بدانید که در کجا باید این کار را انجام دهید.

بهترین استراتژی های رسیدگی به ریسک

اجتناب

در بهترین حالت ، می توانید به طور کلی از عواقب ناشی از خطر جلوگیری کنید. اما در این صورت شما باید قید سودهای کلان را بزنید چون آنها فقط با ریسک پذیری به دست می آیند. میزان ریسک پذیری هر فرد به شخصیت او بستگی دارد و افراد مختلف در این زمینه با هم متفاوت هستند.

کاهش

کاهش ریسک یعنی اعمال تغییرات کوچکی در مدیریت ریسک چیست؟ راستای میزان خطر پذیری البته با این کار سود احتمالی هم کاهش می یابد. اگر به دنبال کاهش خطر هستید به برنامه ریزی های دقیق نیاز دارید. با این کار سود قابل پیش بینی کاهش می یابد اما در عوض شرکت شما از خطر ورشکستگی در امان می ماند و سرمایه شما حفظ می شود.

اشتراک گذاری

با تقسیم خطر شما می توانید ضررهای احتمالی را کاهش دهید. معمولا شرکت های بزرگ در زمینه پروژه های عظیم با چند شرکت کوچک دیگر همکار می شوند و یا اینکه بیمه نامه حرفه ای تنظیم می کنند تا خطرات احتمالی کاهش یابد.

نگهداری

نگهداری کاملاً با فرض ضرر یا سود انجام می شود. این گزینه برای خطرهای کوچک که می توانید به راحتی جبران کنید مناسب می باشد.

آشنایی با ریسک و انواع آن

واژه لاتین ریسک که در زبان فارسی، از آن به مفهوم خطر نام برده می‌شود، یکی از بنیادی‌‌ترین مفاهیم دنیای پول و تجارت است. به بیان ساده، مفهوم ریسک به معنی زیان احتمالی نهفته در هر نوع سرمایه‌گذاری است. با ورود به دنیای معامله‌گری، اجتناب از ریسک غیرممکن می‌باشد و به منظور انجام محاسبات منطقی و سرمایه‌گذاری هوشمندانه‌تر، باید همیشه درصد مشخصی برای ریسک در نظر بگیریم. برخی افراد به اشتباه گمان می‌کنند که ریسک صرفاً به معنی نوسانات بازار یا حرکات قمارگونه برخی معامله‌گران می‌باشد؛ در حالی که ریسک در اصلی ترین وجه خود، به عدم قطعیت اشاره می‌کند.

مدیریت ریسک و سرمایه

اهمیت تعیین ریسک

به همین جهت تمام کسانی که با تجارت سر و کار دارند، باید توجه ویژه‌ای به آن داشته و مفهوم ریسک را به خوبی درک کنند زیرا، در غیر این صورت عواقب خطرناکی در انتظارشان خواهد بود. ریسک در دارایی‌های مختلف و همچنین برای مدیریت سرمایه‌های خرد و کلان، شامل مؤلفه‌های گسترده و متفاوتی می‌باشد اما، تمرکز مطلب فعلی بر توضیح مسائل مرتبط با ریسک برای سرمایه گذاران حقیقی در بازار سهام است. در واقع بسیاری باور دارند؛ به دلیل ماهیت بازار سرمایه که به طور ذاتی با پول و سفته بازی سر و کار دارد؛ درک عمیق این مفهوم، یکی از الزامات اساسی معامله‌گری موفقیت آمیز در این بازار است.

انواع ریسک در بازار سهام

ریسک به انواع و اقسام مختلفی تقسیم می‌شود که ریسک‌های بازار مالی را می‌توان در دو دسته سیستماتیک و غیرسیتماتیک تقسیم بندی نمود.

ریسک سیستماتیک؛ مربوط به وقایع کلان اقتصادی، تحولات سیاسی و… بوده و مرتبط با صنعت یا شرکت خاصی نیست. بارزترین ویژگی این نوع از ریسک، غیر قابل پیش بینی بودن آن است زیرا مربوط به رخدادهای مهم و بزرگ در سطح کشور یا جهان می‌باشد که عموماً نتایج و تأثیرات نهایی این امور قابل پیش‌بینی و محاسبه نیستند. معامله‌گران باید با درنظر داشتن رویکردهای تدافعی مشخص، همیشه آمادگی رویایی با چنین اتفاقاتی را داشته باشند، چون وقوع آن‌ها در هر لحظه محتمل بوده و شدت و ضعف اثرات ناشی از این بحران‌ها نیز مشخص نیست. از نمونه‌های ریسک سیستماتیک، می‌توان به تغییرات نرخ بهره، اثرات تورم، تحریم‌های بین المللی، جنگ و… اشاره نمود.

ریسک سیستماتیک

ریسک غیر سیستماتیک؛ ناشی از رخدادهای داخلی بازار سهام نظیر شرایط صنعت، وضعیت کلی شرکت، تحرکات سهامداران عمده و… بوده و تا حد زیادی به واسطه دانش تحلیل بازار قابلیت پیش بینی دارد. در واقع می توان گفت، این اتفاقات با صنعت یا شرکت خاصی مرتبط بوده و معمولاً کل بازار را تحت تأثیر قرار نمی‌دهند. طی سال‌های اخیر برخی از صنایع خاص، نقش مهمی در تأمین نیازهای درآمدی کشور ایفا نموده‌اند و از همین روی سرمایه گذاران نسبت به اخبار و وقایع پیرامون این شرکت‌ها، تمرکز و حساسیت بالایی دارند. کوچک‌ ترین تغییرات در شرایط فعالیت آن‌ها، از سوی فعالان بازار به دقت رصد شده و می‌تواند موجب نوسانات قیمتی شدید در ارزش سهام این شرکت‌ها شود. از نمونه این مسائل، می‌توان به بحث تعیین نرخ خوراک شرکت‌های پتروشیمی در لوایح بودجه‌ای اشاره نمود که قیمت سهام گروه محصولات شیمیایی را به وضوح تحت الشعاع قرار می‌دهد. تغییرات نرخ سوخت صنایع، قوانین مالیاتی شرکت‎ها، تعرفه‌های صادرات و واردات، ترکیب هیئت مدیره و… مثال‌هایی برای ریسک غیر سیتماتیک هستند.

ریسک غیر سیستماتیک

نحوه تعیین ریسک برای یک موقعیت معاملاتی

همان‌گونه که در مقاله قبلی نیز به آن اشاره شد، یکی از اصول قطعی و مرسوم انجام معاملات موفق در بازار سهام، تعیین ریسک پیش از ورود به معامله است. به منظور تعیین ریسک یک موقعیت معاملاتی در ابتدا باید مشخص کنیم که در هر معامله چند درصد ضرر نسبت به کل سرمایه، برای ما قابل تحمل و منطقی خواهد بود؟

مقدار ایده‌آل و توصیه شده ریسک در هر معامله، بین ۱ تا ۳ درصد می‌باشد که در ابتدای شروع فرآیند معامله‌گری توصیه می‌شود؛ از همان ۱ درصد یا حتی مقادیری کمتر شروع کنید. در کنار تعیین ریسک هر موقعیت معاملاتی، باید قوانینی برای محدوده‌های مجاز ریسک پذیری در دوره‌های زمانی مشخص نیز داشته باشید. به طور مثال باید بدانید که روزانه، هفتگی و ماهانه حداکثر چه مقدار پذیرش ریسک از نظر شما منطقی بوده و به بقای بلند مدت شما در بازار آسیبی نمی‌رساند. ممکن است یک معامله‌گر، ریسک هر معامله را به درستی تعیین کرده و به آن پایبند باشد اما، این فرد در طول روز معاملات متعددی را انجام می‌دهد و در این مورد هیچ‌گونه محدودیتی برای خود متصور نیست! فرض کنید چندین معامله او در طول یک روز، به صورت پشت سرهم با ضرر خاتمه یابند؛ عملاً در چنین شرایطی مدیریت سرمایه اعمال نشده و زیان سنگینی به حساب معاملاتی وارد آمده است. در نتیجه توصیه می‌شود که بر اساس مدیریت ریسک شخصی تمام جزئیات مربوط به ریسک معاملات خود را تعیین نموده و از این قوانین پیروی کنید.

پس از مشخص شدن درصد ریسک احتمالی، به منظور تعیین حجم مجاز معامله، باید به جزئیات استراتژی معاملاتی خود رجوع کرده و نقاط ورود و خروج و فاصله آن‌ها نسبت به یکدیگر را محاسبه و بررسی کنیم. نحوه دقیق تعیین حجم معاملات و نقاط خروج، در مقالات آتی آسان بورس برای شما عزیزان، توضیح داده خواهد شد.

در ادامه برای درک بهتر نحوه تعیین ریسک، به یک مثال ساده توجه نمایید:

سرمایه گذار الف در حساب معاملاتی خود، ۱۰ میلیون تومان موجودی دارد. این شخص بر اساس استراتژی مدیریت ریسک، برای هر موقعیت معاملاتی ۳ درصد ریسک در نظر می‌گیرد. به عبارت دیگر، در صورتی که پیش بینی او از آینده این سهم اشتباه بوده باشد؛ نهایتاً با پذیرش ضرر ۳۰۰ هزار تومانی، سهام خود را به فروش خواهد رساند.

رعایت محدوده ریسک

برخی معامله‌گران حین خروج از معامله، تعلل دارند و به امید بازگشت سهم به مدار صعودی، از بازار خارج نشده و گمان می‌کنند؛ با تحمل چند درصد زیان بیشتر، فرصت کسب سود مورد انتظارشان را خواهند داشت! اما منطق سرمایه‌گذاری در بازار سهام ایجاب می‌کند که به محدوده‌های ریسک پذیری خود پایبند باشیم زیرا ممکن است؛ هیچ‌گاه بازگشتی رخ نداده و یک روند نزولی طولانی مدت به همراه صف‌های فروش سنگین، موجب تقبل یک ریسک نامحدود صرفاً برای یک موقعیت معاملاتی شود.

در مقاله بعدی، در مورد مفهوم بازده و رابطه آن با ریسک صحبت خواهیم نمود تا، به عنوان یک معامله‌گر سهام قادر به تعیین ریسک و بازده معاملات خود باشید.

مدیریت ریسک در بازار ارز های دیجیتال

مدیریت ریسک در بازار ارز های دیجیتال

در زندگی روزانه ما همیشه با ریسک‌های مختلف سر و کار داریم از جمله رانندگی و برنامه‌ریزی برای آینده و نیازهای مهم مانند بیمه عمر و بازنشستگی که به صورت ناآگاهانه ما ریسک را مدیریت می‌کنیم در واقع مدیریت ریسک یعنی ارزیابی و عکس العمل های مختلف نسبت به هر نوع ریسکی است . بدین صورت که هر چند در سرمایه‌گذاری‌ها ما اطلاعات به روزی داشته باشیم و تحلیل‌های مختلف از قبیل تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال جهت معاملات به کار بگیریم اما اگر استراتژی های مناسبی جهت مدیریت کردن ریسک را نداشته باشیم بازده خوبی از سرمایه گذاری ها عایدمان نخواهد شد. ما در این مقاله در پی مدیریت ریسک در بازار ارز های دیجیتال مانند بیت کوین ، اتریوم و دیگر ارزهای رایج خواهیم بود.که عناوین آن به شرح زیر است:

مدیریت ریسک در بازارهای ارز دیجیتال

زوم ارز مدیریت ریسک را به شکل چهارچوب ای در نظر گرفته است که رفتار متقابل شرکت ها و سرمایه گذاران را با هرگونه ریسک اقتصادی نشان می‌دهد موضوعی که عموماً در همه ی کسب و کارها قابل مشهود است بنابراین ما در این مقاله سعی خواهیم کرد شما را با مفاهیم مدیریت ریسک و استراتژی های آن و خصوصیات سرمایه‌گذاران با ریسک‌های مختلف آشنا کنیم تا از خود و از دارایی‌های خود در برابر نوسانات غیرمتعارف بازار ارز های دیجیتال محافظت کنید معامله‌گری از طریق تحلیل های مختلف و دانش و اطلاعات هر چند به کاهش ریسک شما کمک می‌کند اما برای مدیریت کردن ریسک معاملات ارز دیجیتال و کسب موفقیت مدیریت ریسک چیست؟ و ثروت از این طریق نیاز به برنامه‌ریزی دقیق جهت مدیریت کردن ریسک دارید که زوم ارز تلاش می‌کند آن را در اختیار بازدیدکنندگان محترم این سایت قرار دهد .

5 مرحله مدیریت ریسک در ارزهای دیجیتال

مراحل مدیریت ریسک عبارتند است

  • تنظیم اهداف
  • شناسایی ریسک
  • ارزیابی ریسک
  • مشخص کردن واکنش به ریسک
  • نظارت

البته شایان ذکر است که روبرو شدن با ریسک یا شرایطی که در آن قرار دارید این مراحل را می تواند دستخوش تغییراتی قابل ملاحظه از قبیل ترتیب در توالی و غیره نماید .

1-تنظیم اهداف:

نخستین مرحله که به شما کمک می کند تا پی ببرید که یکی از اهداف مهم شما تنظیم هدف می باشد این مرحله با میزان ریسک یک شخص یا یک شرکت که باید در برابر آن ایستادگی کند مرتبط می باشد به طور کلی این مرحله به ما می‌گوید که افراد یا شرکت ها برای رسیدن به اهدافی که در ذهنشان دارند باید چه مقدار ریسک را تحمل کنند و مدیریت نمایند.

2- شناسایی ریسک:

گام دوم شناسایی و درک ریسک‌های احتمالی می باشد یعنی هر اتفاق و رو یدادی که ممکن است تاثیر منفی بر سرمایه گذاری و رسیدن به هدف داشته باشد را بررسی می‌کنیم در این مرحله ممکن است اطلاعاتی برای شما نمایان شود که کسب و کارتان را تحت تاثیر و ریسک مالی شما تاثیر نگذارد اما ممکن است در ادامه ریسک مالی شما را دچار بحران و مشکل نماید.

3- ارزیابی ریسک :

گام سوم زمانی می باشد که شما ریسک های خود را شناسایی کردید و الان زمان ارزیابی شدت و فرکانس ریسک ها می باشد که باید گفت هر ریسک تاثیر خاص خود را دارد برخی موثر و برخی دیگر غیرموثر بنابراین پس از ارزیابی آنها را درجه بندی نموده و دسته بندی می نمایم تا در برابر اتفاقات نامناسب و غیر متعارف عمل و عکس العمل های خود را داشته باشیم و جهت مقابله با آنها از آمادگی برخوردار باشیم .

4- تعیین واکنش بر هر نوع ریسک :

گام چهارم زمانیکه ریسک‌ها شناسایی ارزیابی و دسته بندی شدند به دنبال این است که واکنش‌هایی معرفی و تعیین شوند که نسبت به ریسک های احتمالی و دسته بندی شده از خود نشان دهیم. این واکنش‌ها نیز باید بر اساس درجه اهمیت طبقه بندی گردند این مرحله به ما کمک خواهد کرد که در برابر اتفاقات غیر منتظره و نامناسب عمل و عکس العمل های مناسب خود را داشته باشیم و جهت مقابله با آن آمادگی کامل داشته باشی .

۵- نظارت:

آخرین گام بررسی و نظارت بر بهره وری مدیریت ریسک هنگام بروز اتفاقات مختلف جهت رسیدن به اهداف می باشد این مرحله نیاز به جمع آوری اطلاعات و داده ها میباشد که رسیدن به اهداف تعیین شده را تسهیل می‌کند.

مزیت استفاده از استراتژی مدیریت ریسک در ارزهای دیجیتال

مزیت استفاده از استراتژی مدیریت ریسک در معاملات ارز های دیجیتال به دلیل اینکه بازارهای ارز دیجیتال یا همان رمز ارزها یک بازار نوپائی بوده و هنوز به آرامش و ثبات مشخصی نرسیده است به عنوان یکی از مهمترین فاکتورها برای کسب موفقیت و درآمد در بازار ارز های دیجیتال می باشد. بنابراین عوامل بسیاری جهت شکست یک استراتژی یا یک برنامه معامله وجود دارد به طور مثال شخصی که بر اساس انتظاراتش از آینده یا بر اساس هیجانات و احساسات خود تصمیم به سرمایه گذاری گرفته ممکن است پول خود را از دست بدهد و این شخص در نهایت به دلیل ترس از جو حاکم بر بازار دارایی خود را با قیمت پایین تری می فروشد. تصمیم گیری های هیجانی جهت سرمایه گذاری باعث می‌شود که معامله‌گران و سرمایه‌گذاران استراتژی های اولیه خود را جهت سرمایه گذاری کنار بگذارند این حالت زمانی که بازار در حالت خرسی قرار می‌گیرد به خوبی قابل مشاهده می باشد در نهایت استفاده از این روش استراتژی باعث می‌شود شرایطی را ایجاد کنیم که در برابر لغزش های احتمالی با ضرر های کمتری روبرو شویم در ادامه به نمونه‌هایی از ریسک های مالی و کاهش آنها توسط مدیریت ریسک را بر می شماریم :

الف- ریسک بازاری: یعنی ایجاد کردن برنامه ای جهت حد ضرر در هر یک از معامله ها، جایگاه خود در معامله را به شکلی خودکار قبل از هرگونه ضرر بزرگ مستحکم نماییم.

مهمترین مولفه این موضوع انتخاب نوع معامله گر و ابتکار عمل آن در معاملات می باشد، بنابراین معامله‌گران را به چهار گروه زیر تقسیم بندی می کنیم:

گروه اول- نه سود می‌کنید نه ضرر: در واقع اگر جزو این گروه بودید یعنی مدیریت ریسک شما اثربخش بوده است و نشان دهنده این موضوع می باشد که شما آدم ریسک گریزی می باشید و توانایی سرمایه‌گذاری‌های مهم را ندارید و حتی حاضر به پرداخت کارمزد های معاملاتی نیستید.

گروه دوم -سود کمتری به دست می‌آورید: اعضای این گروه نیز مدیریت ریسک اثر بخشی دارید و جزو کسانی هستید که از روش سنتی و قابل پیش بینی جهت سرمایه‌گذاری استفاده نموده و هیجانات و احساسات برشما غالب بوده و اجازه نمی‌دهید معاملات بطور کامل روند خود را طی کند.

گروه سوم -سود بیشتری به دست می‌آورند: اعضای این گروه دارای مدیریت ریسک خوب می باشند و معمولا آدم ریسک پذیری هستند و معاملات خود را با قیمت های از پیش تعیین شده بسته و اجازه ادامه بقیه کارها طبق روند عادی را می‌دهند.

گروه چهارم- متضرر می‌شوند: اعضای این گروه گرایش به انتخاب توکن ها و پروژه ها و کوین های غیر نقد شونده یا دارای نقدینگی پایین دارند. همچنین دانش کمتری از چرخه بازار دارند بنابراین جهت رشد و پیشرفت از این گروه به گروه های بالاتر باید اطلاعات خود را در زمینه سرمایه‌گذاری مورد نظر را افزایش دهند.

ب- ریسک نقدینگی: یعنی با تعادل در بازارهای بزرگ به دنبال کاهش ریسک هستیم در واقع دارایی‌های که بازارهای بزرگی دارند بیش از سایرین خصوصیت نقدینگی را دارا می باشند

ج- ریسک اعتباری: در صورت استفاده از صرافی‌های قابل اعتماد دیگر نیازی به اعتماد فروشندگان و خریداران نیست و همه کارها توسط صرافی‌ها انجام می‌گیرد .

د-ریسک عملیاتی: یعنی با تنوع در سرمایه‌گذاری‌ها می‌توانید ریسک خود را کاهش دهید و سرمایه خود را صرف یک پروژه یا شرکت نکنید

ه-ریسک سیستمی: این نوع ریسک را نیز می توانید با تنوع در سرمایه‌گذاری‌ها کاهش دهید ولی این تنوع باید به ایجاد تمایز در پیشنهاد شرکت‌های مختلف صنعت منجر شود تا بتوان شرکتی را که کمترین همبستگی را در سیستم دارد پیدا کنید.

4 عنصر کلیدی مدیریت ریسک در معاملات:

  • سبد پرتفوی ارزی یا به عبارتی تقسیم سرمایه بین دو یا چند است
  • عدم خرید در زمان تحولات هیجانی در بازار
  • انتخاب سقف و کف در معاملات
  • دنبال کردن اخبار روز ارزهای دیجیتال

نتیجه گیری:

از آنجایی که ریسک های اقتصادی اجتناب ناپذیر می باشد و بازار همواره در حال تغییر از حالت گاوی به حالت خرسی بوده بنابراین معامله‌گران و سرمایه‌گذاران قبل از هر نوع معامله ای باید یک استراتژی مدیریت ریسک جهت اهداف خود با قابلیت انعطاف پذیر باشند مدیریت ریسک چگونگی برخوردو با انواع ریسک را در شرایط مختلف بیان می‌کند.همچنین علاوه بر کاهش ریسک ها باعث به وجود آمدن اقدامات استراتژیک در افکار و ذهن شما می شود و ریسک‌های غیرقابل اجتناب را به بهترین نحو ممکن مدیریت می‌کند به طور کلی مدیریت ریسک به معنای برنامه‌ریزی شناسایی ارزیابی و نظارت با توجه به نوع و استراتژی‌های مختلف هر ریسک است.

دیدگاه زوم ارز درباره مدیریت ریسک در ارزهای دیجیتال

از دیدگاه زوم ارز در بازارهای اقتصادی اکثریت بر این عقیده می باشند که وجود یک استراتژی مدیریت ریسک مناسب می‌تواند کاملاً در مسیر رسیدن به اهداف و موفقیت‌ها تأثیرگذار باشد به طور کلی مدیریت ریسک در ارز های دیجیتال می تواند یک استراتژی جهت جلوگیری از حد ضرر باشد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا