فاركس حرفه اي

خطوط حمایتی و مقاومتی چیست؟

ترکیب سطوح حمایت و مقاومت با نواحی عرضه و تقاضا

سطوح حمایت و مقاومت و نواحی عرضه و تقاضا دو مفهوم معامله گری هستند که ارتباط نزدیکی باهم دارند. و هرکدام به این شکل تعریف می شوند : نقاطی که احتمال می رود قیمت از آنجا برگردد و هر دو این سطوح و نواحی را می توان در هر جاي نمودار قیمت پیدا کرد. مهمترین تفاوت بین این سطوح و نواحی ، این است که در زونهای عرضه و تقاضا ناحیه ای داریم که می توان براي ورود به معامله آن را زیر نظر داشت و سطوح حمایت و مقاومت خطوط ساده ای هستند که میتوان برای ورود به معامله مورد پایش قرار داد. اگرچه ممکن است این تفاوت کوچک بنظر برسد، اما واقعا نکته مهمی است، چرا چون داشتن یک محدوده براي پایش به منظور ورود به معامله راحت تر از تحت نظر قرار دادن یک خط است .

مساله دیگر اینست که معمولا نواحی عرضه و تقاضا نسبت به خطوط حمایت و مقاومت کمتر در نمودار قیمت یافت می شوند خطوط حمایتی و مقاومتی چیست؟ و همین نکته نیز می تواند دلیلی بر موفق تر بودن معامله ریورسال روي این نواحی نسبت به خطوط حمایت و مقاومت باشد. حالا چطوره که بیاییم و این دو تا روبا هم ترکیب کنیم؟ چه اتفاقی می افته اگربیاییم دقت سطوح حمایت و مقاومت رو با جنبه هاي مثبت نواحی عرضه و تقاضا ترکیب کنیم؟ به نظر تون بعد از اینکار قادر نیستیم که نقاط دقیق ورود رو در نواحی عرضه و تقاضا بدست آوریم؟ به زودي به جواب سوالهاتون خواهید رسید، اما اجازه بدهید در ابتدا ببینیم مشکلمان با سطوح حمایت و مقاومت چیست؟

مشکلات مربوط به معامله گري روي سطوح حمایت و مقاومت

مشکل اصلی مرتبط با معامله گري در سطوح حمایت و مقاومت این واقعیت است که مارکت اغلب اوقات زمانی که به این سطوح می رسد جهت برگشت و حرکتش دقیقا معلوم نیست. خیلی از وقتها نیز مارکت قبل از اینکه این سطوح را ترك کند و برگردد به آرامی در این سطوح می خزد و ساید می شود یا قبل از اینکه به این سطوح برسد بر می گردد. و اینها می توانند از معامله گري در سطوح حمایت و مقاومت یک تجربه خسته کننده و نا امید کننده بر جاي گذارد.

چرا چون شما بیشتر اوقات می بینید که قیمت به سمت این سطوح حرکت می کند ولی قبل ازآن که این سطوح را لمس کند بر می گردد، و یا اینکه سطح مربوطه را رد می کند و بعد از آنکه بنظر می رسد که این سطح را شکسته و می خواهد حرکت خود را ادامه دهد ناگهان بر می گردد. این در حالیست که تقریبا در معامله گري روي نواحی عرضه و تقاضا با چنین مشکلاتی روبرو نمی شوید. و علتش هم اینست که زونها یا نواحی خودشان یک محدوده را مشخص می کنند که شما می دانید که مارکت باید در انها برگردد و شما دیگر مثل سطوح حمایت و مقاومت روي یک نقطه تمرکز و نگرانی براي سیگنال برگشت قیمت ندارید و باید یک ناحیه را براي ورود به معامله تحت نظارت قرار دهید.

در واقع در نواحی برایتان مهم نیست که سیگنال بازگشتی کجا شکل گرفته باشد و تا زمانی که قیمت در ناحیه عرضه و تقاضا قرارداد این سیگنال بازگشتی می تواند شکل بگیرد. خوب حالا اگر سطوح حمایت و مقاومت را با زونهاي عرضه و تقاضا ترکیب کنید می توانید از بهترین مزیتها بهره مند شوید. یعنی شما دیگر می توانید مشکل تان را با ندانستن اینکه قیمت بتواند به سطوح حمایتی و مقاومتی برسد و یا اینکه وقتی به انها رسید درون آنها ساید شود حل کنید چرا که قیمت در زونها همچنان احتمال بازگشت را دارد و همچنین مزیت دیگراینست که زمانی که در زون عرضه و تقاضا به یک سطح حمایتی و مقاومتی برخورد کنید احتمال بازگشت قیمت را زودتر می دهید.

عرضه و تقاضا

در این جا یک زون تقاضا را در جفت ارز یورو دلار EURUSD داریم که باعث یک برگشت در قیمت شده است. خطوط مشکی که در اینجا می بینید سطوح حمایت و مقاومتی اي هستند که در داخل این زون تقاضا ایجاد شده اند. در مجموع می توان سه سطح حمایتی در عدد رند 1/0500 پیدا کرد. اگر این سطوح را قبل از اینکه قیمت به داخل این سطح تقاضا برسد در چارت خود مشخص کرده باشید می توانستید از آنها براي مشخص کردن جایی که احتمالا منشاء بازگشت قیمت از زون بوده است استفاده کنید که این موضوع به شما اجازه می داد تا وارد یک معامله ریورسال با یک حد ضرر خیلی کم شوید.

حمایت و مقاومت

حالا بیایید به یک نمودار دیگرنگاه کنیم:

در اینجا یک زون تقاضاي دیگرداریم که در جفت ارز یورو دلار EURUSD ایجاد شده است. این زون هم حاوي سه سطح حمایتی است که پتانسیل این را دارند که بمحض اینکه قیمت وارد این زون شد بازار را برگردانند. مانند مثال قبل شما نمی دانید که کدام یک از این سطوح می تواند قیمت را بازگرداند ، بلکه شما فقط می دانید که برگشت قیمت در یکی از این سطوح تقریبا قطعی است در این مورد قیمت بعد از برخورد با حمایت شکل گرفته روي عدد رند 1/5900 برگشته است.

زون خرید و فروش

اگربه نمودار تایم پنج دقیقه برویم می توانید ببینید که زمانی که بازار به سطح حمایتی برخورد می کند چند کندل پوشاي صعودي (Bullish Engulfing Candles) شروع به شکل گیري می کنند. شما می توانید از این کندل هاي انگولفینگ براي قراردادن معاملات خرید در بازار براي سود گرفتن از برگشت قیمت استفاده کنید. چرا چون الان می دانید که با برخورد به یکی از سطوح حمایتی داخل زون احتمالا یک ریورسالی دارد به بیرون زون تقاضا ایجاد می شود.

بطور امیدوار کننده اي با هم دیدیم که مشخص کردن سطوح حمایت و مقاومت درون زونهاي عرضه و تقاضا می تواند به ما در مشخص کردن نقاط ورود به پوزیشن هاي معاملاتی کمک کند. خوب کاري که الان می خواهم انجام بدهم این است که به شما یک ایده فوري در مورد اینکه چطور می توانید از سطوح داخل زونها براي موقعیتهاي معاملاتی بهره ببرید و نشانتان دهم که اگر معامله تان را وارد کردید حد ضررتان را کجا قرار دهید.

چگونه در سطوح حمایت و مقاومتیِ داخل زونهاي عرضه و تقاضا معامله گري کنیم

معامله کردن زمانی که بازار به سطوح حمایتی و مقاومتی اي که داخل زونهاي عرضه و تقاضا هستند می رسد، بسیار شبیه معامله گري روي خود زونهاي عرضه و تقاضا است. مرسومترین راهی که میتوان در یک زون عرضه یا تقاضا معامله کرد این است که یک سفارش شرطی (پندینگ اُردر) در لبه ي زون براي اماده باش جهت برگشت قیمت داشته باشیم، و یا اینکه زمانی که بازار وارد زونها شد چشم به رفتار قیمت(پرایس اکشن) مثل تشکیل کندلهاي انگولفینگ در تایم فریم هاي پایین تر داشته باشیم.

این واقعیت کهشما نمی دانید کدام سطح حمایتی و مقاومتی داخل زون می تواند قیمت را بازگشت دهد ، بدین معنی است که نمی توان از یک سفارش شرطی براي ورود به معامله استفاده کرد، لذا تنها انتخابی که می ماند این است که باید به انتظار بنشینیم که سیگنال پرایس اکشنی در زمانی که قیمت به سطوح حمایت و مقاومت داخل زون برخورد می کند رخ دهد.

مکانیابی و مشخص کردن سطوح حمایتی و مقاومتی در داخل زونهاي عرضه و تقاضا

اولین قدم این است که همه سطوح حمایت و مقاومتی موجود در داخل زون عرضه و تقاضا را پیدا کنیم،خیلی ساده است ابتدا زونها را در روي نمودار قیمت مشخص می کنیم و بعد با استفاده از اندیکاتور support and resistance مشخص می کنیم که خطوط حمایت و مقاومتی کجا هستند. در اینجا یک مثال از منظره یک نمودار که با استفاده از اندیکاتور خطوط حمایتی و مقاومتی آن مشخص شده اند را برایتان می آوریم.

سیگنال پرایس اکشن

کاري که الان لازم است انجام دهید اینست که سطوحی که در نزدیکی زونهاي تقاضا با خطوط مشکی مشخص شده است را مارك نمایید، تا بعد از انکه اندیکاتور را از روي چارت برداشتید این سطوح در نمودار باقی بمانند .

زون تقاضا

بعد از تکمیل مراحل فوق ، کار دیگري که باید انجام داد اینست که زونها را مجددا ترسیم نمایید تا آنهایی که نزدیک ترین به این سطوح حمایتی و مقاومتی هستند مشخص شوند

زون عرضه

خوب در این جا شما می توانید ببینید که من مجددا زونهاي عرضه تقاضایی که نزدیکترین ها به سطوح بوده اند را ترسیم کرده ام. فقط مطمئن شوید که زمانی که انها را ترسیم می کنید ، آنها را نزدیک یک اعداد کلی باشند.

بعنوان مثال لبه ي بالاییِ زون تقاضایی پایینی بدوا در 1/0543 و نزدیکترین عدد رند به آن 1/0500 ، بنابراین شما باید این زون را دوباره ترسیم کنید تا این محدوده را نیز ببیند.

زمانی که مارکت به هر سطحی برخورد کرد بدنبال موقعیت ورود بگردید و حد ضرر خود را مطابق با آن تنظیم کنید.

زمانی که سطوح حمایت و مقاومت را بدست آوردید و زونهاي عرضه و تقاضارا هم بدرستی مشخص کردید، نیاز خواهید داشت که براي یافتن پتانسیل ورود به پوزیشنهاي معاملاتی شروع به مراقبت از سطوح کنید. بهترین راه براي اینکار تغییر تایم فریم به تایم فریم پایین تر و پایش حرکات قیمتی(پرایس اکشن) است که مارکت در زمان درگیريِ با سطوح داخل زونها بوجود می آورد. تصویرذیل یک ساختار قیمتی را نشان می دهد که در تایم 5 دقیقه در زمانی که بازار با هر سطح حمایتی در داخل زون تقاضا برخورد داشته بوجود آورده است.

پرایس زون ، پرایس اکشن

می توانید ببینید که زمانی که مارکت با سطح اول حمایت برخورد کرده یک کندل انگولفیک صعودي ایجاد شده و یک حرکت به بالا بوجودآمده است. این حرکت در نهایت دچار مشکل شده و موجب ریزش بازار به پایین و حمایت بعدي (پایین تر) شده است. در این سطح حمایت ساپورت2 یک کندل انگولفینگ دیگرایجاد شده تا مارکت را به بالا يِ هايِ سویینگ به بالایی که در هنگام برخورد مارکت به حمایت اول ایجاد شده بود ،بِرانَد. سپس یک سویینگ به پایین دیگر بوجود آمده وباعث شده که مارکت به زیر سویینگ لويِ سویینگ به بالایی که با برخورد بازار به سطح حمایتی دوم بوجود امده بود بریزد.

ریزش دوم قیمت نتوانسته به سمت حمایت سوم که در واقع لبه يِ زون تقاضا بوده هدایت شود و مدت کوتاهی بعد از آن بازار دوباره به بالا حرکت کرده وباعث شده که قیمت بطور کامل به بیرون زون برگردد. دو راه وجود دارد که شما می توانید با این کندل هاي انگولفینگ صعودي معامله بکنید. راه اول بعد از انکه دیدید یکی از این دو کندل بوجود آمد می توانید یک معامله خرید با قراردادن حد ضرر آن در نزدیکترین سطح حمایتی ، در بازاروارد کنید. که این حد ضرر 12 تا 17 پیپ بسته به اینکه تصمیم گرفته باشید در کدام کندل وارد شوید می توانست متغیر باشد.

راه دوم اینکه می توانستید یک معامله با حد ضرر در لبه يِ زون تقاضا وارد کنید، که در اینجا حد ضرر چیزي در حدود 17 تا 21 پیپ بسته به محل ورود بر اساس کندل انگولفینگ بوده است. معمولا قرار دادن حد ضرر در لبه يِ زون ایده يِ بهتري است به این دلیل که شما در مقابل حرکات اسپایک و خوردن استاپ بعد از قرار گرفتن معامله در بازار محافظت می کند. در مثالی که زدیم، اگر شما یک معامله هرید در بازار قرارداده باشید با حد ضرر در روي نزدیکترین سطح حمایتی مثلا اگر ورودتان بر مبناي کندل انگولفینگ اول بوده باشد حد ضررتان را روي ساپورت دوم قرار داده باشید، احتمالا در صورتیکه قیمت دوباره ریزش می کرد (که کرد) شانس بالایی براي خوردن پول و از دست دادن پول وجود داشته در حالیکه اگر استاپ لاس را در لبه يِ زون ست کرده باشید این شانس بسیار کم خواهد بود. خوب حالا بیایید نگاهی به یک مثال دیگر بیاندازیم

pricezone

در اینجا یک زون عرضه دیگر در جفت ارز یورودلار داریم. می توانید ببینید که سطوح حمایت و مقاومتی که میتوان در حول و حوش زون تقاضا یافت را مشخص کرده ام و همچنین زون را براي انطباق با سطوح حمایت و مقاومت نزدیکتر مجددا رسم کرده ام. خوب حالا بیایید با هم به تایم 5 دقیقه برویم تا ببینیم آیا میشه یک سیگنال پرایس اکشنی پیدا کرد که بشه باهاش ، زمانی که مارکت بداخل زون تقاضا وارد میشه یک ترید خرید در بازار قرارداد.

forex

در چارت تایم 5 دقیقه می توانیم ببینیم زمانی که بازار با سطح حمایتی که در وسط زون تقاضا قراردارد برخورد می کند دو کندل صعودي انگولفینگ ایجاد می شود.اولین کندل قیمت را به بیرون زون می راند اما کاملا باعث ریورسال و بازگشت قیمت نمی شود، در حالیکه دومین کندل مارکت را کاملا به بازار می راند اما در این وسط یک حرکت اسپایک به عقب که باعث بوجود امدن یک پین بار صعودي شده هم وجود داشته ( که با علامت ضربدر مشخص کرده ام) نقطه ورود شما باید در یکی از کندلهاي باشد که بازار در زمانیکه با سطوح حمایتی برخورد کرده بوجود اورده.

کندل انگولف دوم احتمال بالاتري براي موفقیت دارد چرا چون دومین سویینگ او را در ریورسال بوجود اورده، اما کندل اول نیزاگر نخواهید بدنبال شواهد و تایید بیشتري براي ریورسال به بیرون زون تقاضا باشید موقعیت مناسبی براي معامله دارد. حد ضررتان در معامله دیگرباید در سطح حمایت که لبه يِ زون تقاضا را تشکیل داده باشدکه در این مورد در حدود 20 تا 25 پیپ بسته به اینکه در کدوم کندل تصمیم گرفته اید وارد معامله شوید متفاوت است.

حد سود در زمانی که بازار یک هایر هاي جدید یا لوور لوي جدید می سازد.

زمانی که در یک معامله خود را در سود می بینید وبازار از زون عرضه یا تقاضا برگشت کرد، آخرین کاري که باید بکنید اینست که قسمتی از معامله را در سود ببندید، بخاطراینکه مطمئن شوید که اگر احتمالا بازار خواست سرناسازگاري گذاشتهو بخاطر اتفاقاتی برخلاف جهت ورود شما حرکت کند کار شما به ضرر یا بدون نتیجه ختم نشود انجام اینکار ضروري است. به تجربه به این نتیجه رسیده ام که بهترین زمان براي برداشت سود اگر وارد یک معامله خرید شده اید بعد ازآن است که ببینیم مارکت یک هایر هاي ساخته است.و اگر وارد یک معامله فروش شده اید بعد از آن است که بازار یک لوور لو ساخته باشد. اما با وجود توضیحات بالا خروج از معامله همواره به نظر من باید منطبق بر معیارهاي شخص معامله گر باشد.

حمایت و مقاومت

حمایت و مقاومت همان قاعده عرضه و تقاضا است. حمایت، سطحی از قیمت است که در آن عرضه قابل ملاحظه سهام وجود دارد، به نحوی که باعث توقف نوسان رو به بالای قیمت ها می شود و معمولا، قیمت ها را به طرف پایین می برد. مقاومت، در نقطه سقف به وقوع می پیوندد.

حمایت و مقاومت

همانگونه که شما در شکل زیر می توانید ببینید، تراز حمایت، تراز قیمتی است که یک سهام و یا بازار بندرت از آن عبور می کند و از آن پایینتر می افتد. از سوی دیگر، مقاومت، تراز قیمتی است که یک سهام یا بازار به ندرت از آن فراتر می رود. تراز های حمایت و مقاومت از مهمترین مفاهیم در روانشناسی بازار و عرضه و تقاضا هستند.

این ترازها، سطوحی از قیمت ها هستند که تجار تمایل به خرید سهام (در نزدیکی تراز حمایت) و یا فروش سهام خود (در نزدیکی تراز مقاومت) دارند. وقتی که این خطوط روند شکسته شوند، به نظر می رسد که میزان عرضه و تقاضا و روانشناسی تغییرات قیمت سهام تغییر می کند و در این حالت ترازهای جدیدی برای حمایت و مقاومت تعیین می شود.

رابطه ترازهای حمایت و مقاومت و اعداد رند
یک نوع از حمایت و مقاومت های جهانی که در میان تعداد زیادی از اوراق بهادار و بازارهای مالی دیده شده، اعداد رند است. اعداد رند مانند 10،20،35 ،50،100و1000 در مبحث تراز های حمایت و مقاومت از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند، چون اغلب نشان دهنده مهمترین نقاط برگشت روانشناختی هستند که تجار تمایل به خرید و فروش سهام در آن قیمت ها دارند.

خریداران اغلب به محض آنکه قیمت یک سهام به یک مقدار رند مانند 50 دلار سقوط می کند، تعداد زیادی از آن سهام را خریداری می کنند و در نتیجه قیمت سهام به احتمال زیاد از آن عدد پایین تر نخواهد رفت. از سوی دیگر، فروشندگان سهام نیز به محض آنکه قیمت سهام به یک عدد رند بالا رسید، شروع به فروش سهام خود می کنند و باعث می شوند تا قیمت آن سهام از آن عدد فراتر نرود. آنچه این اعداد رند را تبدیل به نقاط مهمی می کند، فشار خرید و فروش و این نکته است که در اغلب موارد این نقاط اهمیت روانشناختی دارند.

واژگونی وظایف
به محض آنکه یک تراز حمایت و یا مقاومت شکسته شود، وظیفه آن بر عکس می شود. اگر قیمت به پایینتر از یک تراز حمایت سقوط کند، آن تراز تبدیل به یک تراز مقاومت می شود. حال اگر قیمت سهام از یک تراز مقاومت بالاتر رود، آن تراز تبدیل به یک تراز حمایت می شود. به محض آنکه قیمت از یکی از تراز های مقاومت و حمایت تجاوز کند، به نظر می رسد که عرضه و تقاضا آن سهام تغییر کرده و باعث می شود که قاعده تراز شکسته شده، برعکس شود. به هر حال برای اینکه یک واژگونی (معکوس سازی) واقعی رخ دهد، حتما باید قیمت سهام یک حرکت قوی یا جهش بزرگ از سطوح مقاومت و حمایت داشته باشد.

برای مثال، همانگونه که شما در شکل بالا می توانید ببینید، خط نقطه چین به عنوان تراز مقاومت نشان داده شده است، که از بالاتر رفتن قیمت در مقایسه با دو نقطه قبلی (نقطه 1و 2) جلوگیری می کند. به هر حال، به محض آنکه تراز مقاومت شکسته می شود، آن تراز تبدیل به یک تراز حمایت می شود (که در نقاط 3و 4 نشان داده شده است) که قیمت را بالا نگه می دارد و از جهت گیری آن به سمت پایین جلوگیری می کند.

اغلب تجاری که شروع به استفاده از تحلیل فنی می کنند، معتقدند که این مفهوم که این واژگونی قواعد حتی برای اغلب شرکت های مشهور نسبتا زیاد اتفاق می افتد، غیر قابل باور و غیر قابل تشخیص است. برای مثال همانگونه که شما در شکل زیر می توانید ببینید، این پدیده درنمودار مربوط به سالهای 2003 تا 2006 شرکت فروشگاه های زنجیره ای وال مارت اتفاق افتاده است. در این نمودار قاعده خطوط حمایتی و مقاومتی چیست؟ سطح قیمت 51 دلار از یک سطح حمایت قوی به یک سطح مقاومت تبدیل می شود.

تقریبا در همه حالات، یک سهام هم یک تراز حمایت و هم یک تراز مقاومت دارد و معاملات آن تا زمانی که از این حدود جهش نیابد، در بازه بین این دو تراز خواهد بود. این حالت بیشتر در شرایطی دیده می شود که یک سهام با یک روند افقی معامله شود و قیمت آن با نوسان بین نقاط اوج و دره های متوالی از تراز های حمایت و مقاومت خود تجاوز نکند.

اهمیت ترازهای حمایت و مقاومت
تحلیل تراز های مقاومت و حمایت یکی از بخش های مهم روند ها است چون از آن می توان برای اخذ تصمیمات تجاری و پیش بینی زمان واژگونی یک روند، استفاده نمود. برای مثال، اگر یک تاجر یک تراز مهم مقاومت را شناسایی کند که چندین بار آزمایش شده است و هرگز شکسته نشده است، او می تواند از حرکت قیمت سهام به سمت این نقطه، سود ببرد چون احتمال اینکه قیمت سهام از آن تراز فراتر رود بسیار کم است. هر دوی تراز های حمایت و مقاومت، روند ها را آزمایش و تایید می کنند.

تا زمانی که قیمت سهام بین این دو تراز باقی می ماند، احتمالا روند نیز ادامه خواهد داشت. آگاه بودن از اهمیت این نقاط حمایت و مقاومت باید بر روی روش شما برای خرید و فروش یک سهام تاثیر بگذارد. تجار باید از داد و ستد سهام در این سطوح مهم اجتناب کنند چرا که ناحیه اطراف این سطوح دارای تغییر پذیری خیلی زیادی است. اگر شما برای معامله نزدیک ترازهای حمایت و مقاومت احساس اطمینان کردید، باید از این قاعده ساده پیروی کنید: داد و ستد خود را مستقیما در تراز های حمایت و مقاومت انجام ندهید. این بدین دلیل است که در اغلب موارد، قیمت هرگز به عدد صحیح مورد نظر نمی رسد؛ بلکه در اطراف آن نوسان می کند. بنابراین اگر شما مصمم به خرید یک سهام هستید که به سمت یک تراز حمایت مهم حرکت می کند، دقیقا ً در تراز حمایت سفارش خرید ندهید. در عوض، آنرا بالاتر از تراز حمایت ، البته با اختلاف چند نقطه، ارائه کنید.

حمایت و مقاومت چیست؟

حمایت و مقاومت ارزدیجیتال

در این آموزش به این موضوع می پردازیم که حمایت و مقاومت ارزدیجیتال چیست؟ حمایت و مقاومت ارزدیجیتال یکی از مفاهیم پرکاربرد در داد و ستد است. عجیب است که هر کسی ایده خاص خود را درباره نحوه اندازه گیری حمایت و مقاومت ارزدیجیتال دارد. اجازه دهید ابتدا نگاهی به اصول اولیه بیاندازیم.

به نمودار بالا نگاه کنید. همانطور که می بینید این الگوی زیگزاگ مسیر رو به بالا دارد. هنگامی که بازار به سمت بالا می رود و سپس به سمت پایین، بالاترین نقطه قبل از نزول را مقاومت می نامند. با ادامه روند صعودی بازار، پایین ترین نقطه قبل از آغاز برگشت را حمایت می نامند. در این راه، حمایت و مقاومت ارزدیجیتال با نوسان بازار در طول زمان به طور مستمر تشکیل می شوند. همین امر برای جهت حرکت نزولی صدق می کند.

رسم حمایت و مقاومت

یک نکته را به یاد داشته باشید، سطوح حمایت و مقاومت ارزدیجیتال اعداد دقیق نیستند. اغلب اوقات می بینید که سطح حمایت یا مقاومت شکسته به نظر می رسد اما خیلی زود در می یابید که بازار در حال تست آن بوده است. درنمودار شمعی ژاپنی، این تست های حمایت و مقاومت ارزدیجیتال معمولا با سایه شمع نشان داده می شوند.

توجه کنید که چگونه سایه های شمع سطح حمایت ۱٫۴۷۰۰ را تست کرده اند. در این زمان به نظر می رسد که بازار در حال شکستن حمایت است. در حقیقت می توانیم ببینیم که بازار صرفا در حال تست این سطح بوده است. پس از کجا بفهمیم که حمایت و مقاومت ارزدیجیتال شکسته شده اند؟ پاسخ مشخصی برای این سوال وجود ندارد. بعضی می گویند که سطوح حمایت و مقاومت ارزدیجیتال وقتی شکسته می شوند که بازار عملا از آن سطح بگذرد و بسته شود. اما به زودی می فهمید که همیشه اینطور نیست. اجازه دهید نگاهی به یک مثال بیندازیم که در آن بازار از سطح حمایت ۱٫۴۷۰۰ می گذرد و بسته می شود.

در این مورد قیمت پایین تر از سطح حمایت ۱٫۴۷۰۰ بسته شده است اما دوباره به بالای آن بازگشته است. اگر اعتقاد داشتید که این نقطه نقطه شکست واقعی است و معامله تان را می بستید مسلما ضرر می کردید.

حال که به نمودار نگاه می کنید می توانید ببینید و نتیجه بگیرید که حمایت نه تنها شکسته نشده بلکه قوی تر هم شده است. برای اینکه بتوانید این نقاط شکست کاذب را به درستی پیدا کنید، باید مقاومت و حمایت را همچون یک سری مناطق در نظر بگیرید و نه اعداد مشخص.

یک راه برای کمک به شما در پیدا کردن این مناطق همانا رسم حمایت و مقاومت ارزدیجیتال روی نمودار خطی به جای نمودار شمعی ژاپنی است. دلیلش این است که نمودار خطی فقط قیمت بسته شدن را به شما نشان می دهد در حالیکه نمودار شمعی قیمت های سقف و کف را هم نشان می دهند. این قیمت های سقف و کف گمراه کننده اند چرا که اغلب اوقات فقط عکس العمل های عصبی بازارند. مثل این است که شخصی کار عجیبی بکند و وقتی به او بگویید فقط پاسخ دهد که ((بخشید، دست خودم نیست. تیک عصبیه))

وقتی حمایت و مقاومت ارزدیجیتال را رسم می کنید دنبال عکس العمل های غیر ارادی بازار نیستید بلکه حرکات ارادی آن را می خواهید. با نگاه به نمودار خطی می خواهید خطوط حمایت و مقاومت ارزدیجیتال را رسم کنید. این خطوط را جایی می کشید که قیمت چندین قله یا دره را تشکیل می دهد.

سایر نکات جالب درباره حمایت و مقاومت ارزدیجیتال

  • وقتی بازار از مقاومت می گذرد، مقاومت به طور بالقوه می تواند خطوط حمایتی و مقاومتی چیست؟ به حمایت تبدیل شود.
  • هرچقدر قیمت سطح مقاومت و حمایت را تست کند ولی آن را نشکند، آن سطح حمایت و مقاومت قوی تر می شود.
  • وقتی یک حمایت یا مقاومت می شکند، قدرت حرکت دنباله روی بستگی دارد که که مقاومت یا حمایت شکسته شده با چه قدرتی حفظ می شود.

شما هم با کمی تمرین می توانید مناطق بالقوه حمایت و مقاومت را به راحتی پیدا کنید. در درس بعدی نحوه معامله خطوط مورب حمایت و مقاومت ارزدیجیتال یا به عبارت دیگر خطوط روند را بررسی می کنیم.

مفهوم حمایت‌ (Support) و مقاومت‌ (Resistance) در تحلیل تکنیکال

در این مقاله مفید به مفهوم حمایت (Support) و مقاومت (Resistance) در تحلیل تکنیکال می‌پردازیم که مفهوم خط مقاومت در تحلیل تکنیکال همچنین مفهوم خط حمایت در تحلیل تکنیکال چیست؟ انواع خطوط حمایت و مقاومت را معرفی می‌کنیم و اینکه چگونه بتوان از آنها استفاده کرد نیز در مقاله قرار داده شده است. تصاویری در مقاله قرار داده شده است که به درک هرچه بهتر مطالب کمک می‌کند و می‌توانید آنها به‌عنوان نمونه عملی مشاهده کنید.

مفهوم حمایت در تحلیل تکنیکال

در ابتدای مقاله مفهوم حمایت (Support) و مقاومت (Resistance) به مفهوم حمایت اشاره می‌کنیم که چه ویژگی دارد و چطور آن را تشخیص بدهیم. معمولاً خط حمایت در تحلیل تکنیکال پایین‌تر از قیمت ارز دیجیتال یا سهام و… قرار می‌گیرد و از مرز مشخص شده پایین‌تر نمی‌رود؛ ولی ترید و خرید و فروش روی خط یا در اطراف آن نیز انجام می‌شود.

مفهوم حمایت در تحلیل تکنیکال

این خط برای خریداران ارزهای دیجیتال و … جذاب است. این جذابیت به این دلیل است که با رسیدن نمودار به این خطوط، تقاضا افزایش می‌یابد و به دنبال آن نیز قیمت رشد می‌کند. به‌طورکلی نمودار روند صعودی را پیش می‌گیرد و تعداد خریداران (حجم تقاضا) از فروشندگانی که حجم عرضه به دست آنها است، بیشتر می‌شود.

مفهوم حمایت

مفهوم مقاومت در تحلیل تکنیکال

در تعریف سطح مقاومت (Resistance) باید گفت کاملاً برخلاف خط حمایت است. به‌طورکلی خطی است که با رسیدن نمودار قیمت به آن، عرضه بیشتری در بازار رخ می‌دهد و به همین دلیل قیمت رمزارز یا سهام و… کاهش پیدا کرده و روندی نزولی را تجربه می‌کنند.

مفهوم مقاومت در تحلیل تکنیکال

مفهوم مقاومت در تحلیل تکنیکال

مقاومت در تحلیل تکنیکال سبب می‌شود تا فروشندگان قیمت را کنترل کنند که در نتیجه می‌توانند کنترل روند را مدیریت کنند. تعداد فروشندگان در خطوط مقاومت، بیشتر از خریداران است؛ بنابراین حجم عرضه بر تقاضایی که نسبت به آن وجود دارد غلبه می‌کند. از این موضوع نتیجه می‌گیریم که کنترل قیمت به دست فروشندگان بوده و خریداران علاقه‌ای به خرید کوین یا سهام و… در بالای سطوح مقاومت ندارند. همچنین معامله گران خطوط حمایتی و مقاومتی چیست؟ بر این موضوع معتقدند که قیمت از خطوط مقاومت تجاوز نمی‌کند و بالاتر نمی‌رود.

مفهوم مقاومت

چگونه با خطوط حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال کار کنیم؟

نحوه کار با این دو خط فوق‌العاده کار سختی نیست و به‌راحتی می‌توانید از آنها استفاده کنید. سطوح حمایت (Support) و مقاومت (Resistance) در تحلیل تکنیکال نقشی اساسی دارند و تریدهای زیادی از آنها بهره می‌برند. راه‌های مختلفی برای رسم خطوط حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال وجود دارد که در این قسمت از مقاله، 2 روش را به شما عزیزان معرفی می‌کنیم. در برخی موارد با کمک یکی از خطوط می‌توان خط دیگر را رسم نمود. به‌عنوان مثال با پیداکردن خط مقاومت امکان تشخیص و رسم خط حمایت نیز وجود دارد. در این قسمت به 2 روش رسم خط مقاومت و خط حمایت در تحلیل تکنیکال اشاره می‌کنیم:

روش اول: اوج و کف قیمت

برای رسم خط حمایت در این روش باید به کف‌های قیمتی گذشته توجه کنید. برای رسم خط مقاومت نیز باید بیشترین قیمت‌های (اوج قیمت) گذشته را در نظر گرفت تا بتوان در خطوط حمایتی و مقاومتی چیست؟ این روش این دو خط را رسم کرد. به طور معمول برای کشیدن و رسم کردن خط مقاومت باید از 2 نقطه یا نقطه همسطح در نمودار قیمت استفاده کنیم.

در تعیین قیمت‌ها باید دقت کافی را داشته باشید؛ زیرا باید در بازه‌های زمانی مختلفی اقدام به بررسی آنها کنید. رسم خطوط مقاومت و حمایت در تحلیل تکنیکال ممکن است در بازه زمانی یک سال و یا چند روزه انجام شود.

اوج و کف قیمت

به‌عنوان مثال می‌توانید در تصویر بالا قیمت شرکت هالیبورتون (Halliburton) را مشاهده کنید. خط حمایت این نمودار از کف قیمتی به وجود آمده است. خط حمایت در 31 اکتبر آغاز شده و کف قیمتی بعدی را در دسامبر ثبت کرده است که قیمتی حدود 32 دلار دارد. باتوجه به این موضوع در کف قیمتی 32.5 در ماه فوریه، 3 نقطه برای تأیید خط حمایت برای تریدر در دسترس است.

بعد از هر جهش قیمت از خط حمایت، قیمت به سمت سطح مقاومتی که در ماه سپتامبر ثبت شده است، برمی‌گردد. بعد از جهش از خط حمایت قیمت 42.5 دوباره دیگر توسط نمودار قیمت لمس شده و 3 نقطه برای معامله گران برای سطح مقاومت بعدی ارائه می‌کند.

در این تصویر نیز نمودار شرکت «به پرداخت ملت» را مشاهده می‌کنید که در قیمت 27061 ریال سطح مقاومت ایجاد کرده است. همچنین در قیمت 24518 ریال سطح حمایت ایجاد شده تا در ماه فوریه و در جهش بعدی از خط حمایت، به حوالی خط مقاومت حرکت کند.

حرکت به سمت خط مقاومت

حرکت به سمت خط مقاومت

روش دوم: برابر و یکسان بودن خط حمایت و مقاومت

یکی از قوانینی که در تحلیل تکنیکال برای خطوط حمایت و مقاومت وجود دارد، قابلیت تبدیل شدن آنها به یکدیگر است. به‌عنوان مثال زمانی که خط حمایت شکسته می‌شود، خط شکسته شده توانایی تبدیل به خط حمایت و یا خط مقاومت را دارد.

اگر نمودار قیمت از خط حمایت عبور کند نمایانگر افزایش میزان عرضه در مقابل تقاضا است؛ بنابراین با برگشت دوباره خط می‌توان گفت که تقاضا افزایش پیدا می‌کند و به دنبال آن خط حمایت به خط مقاومت تبدیل می‌شود.

برابر و یکسان بودن خط حمایت و مقاومت

برابر و یکسان بودن خط حمایت و مقاومت

در این نمودار قیمت نیز خط مقاومت در 935 شکسته شده و بازه یک‌ماهه بالاتر از مقدار مشخص شده، خرید و فروش انجام‌گرفته است. بعد از بالارفتن نمودار قیمت از 935، خط مقاومت به سطحی به‌عنوان حمایت تبدیل می‌شود. قیمت نیز روند صعودی خود را دنبال کرده و در 1150 توقف کرده است. سپس به قیمت 935 برمی‌گردد.

در عکس زیر، خط حمایت در ابتدا به مقاومت تبدیل شده است و دوباره به اصل خود یعنی خط حمایت تبدیل شده است. در قسمت دایره سبزرنگ، قیمت با سطح حمایت 17.5 به کار خود ادامه می‌دهد. سپس به خط مقاومت تبدیل می‌شود و بعد از گذشت چند ماه و افزایش تقاضا، قیمت از سطح مقاومت بالاتر رفته و خط را به سطح حمایت تبدیل می‌کند.

تبدیل شدن به خط حمایت

تبدیل شدن به خط حمایت

استفاده از خطوط حمایت و مقاومت منطقه‌ای در تحلیل تکنیکال

استفاده از حمایت و مقاومت منطقه‌ای می‌تواند کمک بسیار خوبی برای تشخیص خطوط حمایت و مقاومت باشد. همان‌طور که می‌دانید تحلیل تکنیکال 100 در 100 دقیق نیست و برخی اوقات ممکن است تحلیل‌های نادرستی از بازار کریپتوکارنسی یا سایر بازارهای مالی داشته باشیم. برای همین منظور به‌جای استفاده از یک خط باید از خطوط حمایت و مقاومت منطقه‌ای استفاده کنیم. به خطوط حمایت و مقاومت منطقه‌ای، مناطق حمایت و مقاومت نیز گفته می‌شود.

تحلیل تکنیکال انواع بازار مالی کمی با یکدیگر متفاوت هستند نمی‌توان به‌طورقطع گفت که تمامی استراتژی‌های در تمامی بازارها عملی است. در تحلیل تکنیکال باید از روش‌هایی استفاده کنید که تمامی جوانب پوشش داده شود. به همین دلیل سعی کنید باتوجه به شرایط، خط‌ها و سطوح دقیق از حمایت و مقامت رسم کنید و یا از حمایت و مقاومت منطقه‌ای کمک بگیرید.

استفاده از خطوط حمایت و مقاومت منطقه‌ای در تحلیل تکنیکال

استفاده از خطوط حمایت و مقاومت منطقه‌ای در تحلیل تکنیکال

رسم سطوح مقاومت و حمایت در تحلیل تکنیکال متفاوت است. به‌عنوان نمونه، هرچه قدر میزان عرض نوسان کمتر باشد، دقت رسم آن نیز بیشتر خواهد شد؛ ولی اگر نوسان در 2 ماه باقی بماند و عرض کمی داشته باشد، رسم خطوط حمایت و مقاومت دقیق‌تری نسبت به قبل وجود دارد. عکس این موضوع نیز در تحلیل صدق می‌کند.

حمایت و مقاومت منطقه‌ ای در تحلیل تکنیکال

انواع خطوط حمایت و مقاومت کدام‌ اند؟

در این قسمت از مقاله مفهوم حمایت (Support) و مقاومت (Resistance) در تحلیل تکنیکال به 2 مورد از انواع خطوط حمایت و مقاومت اشاره می‌کنیم که به شرح زیر می‌باشد:

1- استفاده از خطوط روند

همان‌طور که تا این قسمت از مقاله متوجه شده‌اید که سطوح حمایت و مقاومت، خط‌هایی افقی یا زاویه‌دار هستند و مانند مثال‌های گفته شده، قابل مشاهد هستند. در مثال‌ها متوجه شدیم که قیمت 2 یا 3 بار علاقه‌ای به بازگشت به سطح موردنظر را داشته است که این سطح دقیقاً همان خطی افقی است که تحلیلگر آن را به‌عنوان سطح حمایت و مقاومت تعیین می‌کند.

خطوط روند

از این مورد (خطوط روند) برای بازارهایی استفاده می‌شود که نوسانات زیادی دارند؛ اما ممکن است در یک روند صعودی، نمودار قیمت حرکات صعودی خود را با شیب‌های زیاد یا کم آمیخته کند و در یک روند نزولی قرار بگیرد. همچنین در روند نزولی نمودار قیمت حرکات نزولی خود را با شیب‌های کم یا زیاد نمایش می‌دهد. برای تشخیص خطوط حمایت و مقاومت در این روش باید کف‌ها و سقف‌های قیمت را به یکدیگر متصل کنید؛ سپس آن را ادامه می‌دهیم تا بتوانیم برای قیمت پیش‌بینی کنیم.

برای دریافت یک موقعیت در نمودارهای قیمت می‌توانید از این روش استفاده کنید. شما با استفاده از این خطوط نسبتاً ساده می‌توانید نوسانات، روندها و همچنین الگوهای دیگر را شناسایی کنید.

2- خطوط حمایت و مقاومت‌ های عمده و جزئی

سطوح مقاومت و حمایت جزئی

سطوح مقاومت و حمایت جزئی این‌گونه هستند که مقاومت زیادی ندارند و به‌سرعت از بین می‌روند. به‌عنوان مثال اگر نمودار قیمت نزولی باشد خطوط حمایتی و مقاومتی چیست؟ و به یکباره صعود کند و دوباره به سمت پایین کشیده شود، می‌توان آن را خط حمایت جزئی در نظر گرفت؛ زیرا قیمت صعود داشته است. شکستن خط به وجود آمده کار سختی نیست زیرا روند نمودار نزولی است.

یکی از مزیت‌های این خطوط این است که موقعیت‌های بسیار خوبی برای سرمایه‌گذاران ایجاد می‌کنند. اگر قیمت حمایت جزئی شکسته شود، سرمایه‌گذاران می‌دانند نمودار حرکت نزولی خود را حفظ کرده و به راه خود ادامه می‌دهد؛ ولی اگر قیمت در سطح قبلی رشد کند و روند صعودی را در پیش بگیرد، شاهد نوسان معامله هستیم. در این هنگام زمانی که قیمت بالاتر از کف قیمت گذشته خود باشد، احتمال زیادی وجود دارد که با یک تغییر روند روبرو شویم.

سطوح حمایت و مقاومت عمده

این خط‌ها سطوحی هستند که به‌تازگی سبب تغییر در یک روند می‌شوند. برای مثال می‌توان گفت که اگر یک نمودار قیمت در روندی صعودی قرار بگیرد و به شکل غیرمنتظره‌ای ریزش کند و حرکت نزولی پیدا کند، خط مقاومتی عمده ایجاد شده است. عکس این موضوع یعنی زمانی که نمودار روند نزولی خود را متوقف می‌کند و به‌صورت صعودی رشد می‌کند، خط حمایت عمده نام‌گذاری می‌شود.

زمانی که نمودار قیمت به خط مقاومت و حمایت قدرتمند عمده برمی‌گردد، معمولاً سعی بر شکستن آن دارد و سپس جهتی دیگری را برای حرکت انتخاب می‌کند. فرض کنید نمودار قیمت به خط حمایت قوی برسد (اغلب جهش روبه بالا دارد).
در تحلیل تکنیکال نیز این امکان را در نظر می‌گیرند که زمانی این سطح شکسته می‌شود، اما قبل از اینکه واقعه رخ دهد و نمودار از آن خطوط حمایتی و مقاومتی چیست؟ رد شود، چندین بار آن را لمس خواهد کرد.

خطوط حمایت و مقاومت‌ های عمده و جزئی

خطوط حمایت و مقاومت‌ های عمده و جزئی

به‌طورکلی مفهوم و خطوط حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال تکنیک‌های مختلفی را در برمی‌گیرند که باید بر اساس تجربه خود توانایی رسم و استفاده سطوح را داشته باشید. در برخی موارد ممکن است رسم این خطوط با کمی پیچیدگی همراه باشد؛ اما اگر به طور دقیق کشیده شود، بازتاب بسیار خوبی برای شما خواهد داشت.

خطوط حمایت و مقاومت یکی از بهترین و اصلی‌ترین ابزارهای تحلیل تکنیکال هستند و همه افراد با هر سطح دانشی باید آشنایی مختصری از این سطوح داشته باشند تا بتوانند آن را تشخیص دهند. زمانی که صحبت از تحلیل تکنیکال می‌شود باید نام تحلیل فاندامنتال نیز در کنار آن آورده شود که می‌توانید مقاله آن را در بایننس فارسی مطالعه کنید. در مقاله بعدی در مورد نحوه تشخیص الگو در تحلیل تکنیکال مطالب مفیدی را ارائه می‌کنیم.

حمایت و مقاومت (Support and resistance)

مفاهیم حمایت و مقاومت از اساسی ترین مباحث مربوط به تحلیل تکنیکال بازارهای مالی هستند. این دو تعریف اساساً در هر بازار معاملاتی از جمله سهام، فارکس، طلا یا ارزهای رمزپایه اعمال می شوند و کاربرد های بسیاری دارند. اگرچه درک این مفاهیم ساده است، اما تسلط بر آنها ممکن است کمی پیچیده باشد. شناسایی این سطوح می تواند کاملا ذهنی باشد، در تغییر شرایط بازار متفاوت عمل می کنند و شما باید انواع مختلف آنها را درک کنید. اما مهمتر از همه، شما باید نمودارهای زیادی را مطالعه کنید تا با کسب تجربه کافی بتوانید این سطوح را تشخیص دهید و در معاملات خود آنها را در نظر بگیرید. این راهنما به شما کمک می کند تا شروع کنید.

حمایت و مقاومت یعنی چه

حمایت و مقاومت چیست؟

در تعریف حمایت و مقاومت مفاهیم ساده ای هستند. زمانی که قیمت به سطحی می رسد که نمی تواند از آن عبور کند، با این سطح مانند نوعی مانع رفتار می کند. حال با توجه به اینکه قیمت در روند افزایشی به مانع برخورد می کند یا در روند کاهشی مفاهیم مقاومت و حمایت معنا پیدا می کند.

حمایت و مقاومت مناطقی از یک نمودار معاملاتی هستند که در طول یک بازه زمانی معین حرکت های نزولی یا صعودی را متوقف می کنند.

زمانی که قیمت دارایی در یک روند افزایشی به مانع برخورد می کند، آن سطح قیمتی که نمی تواند از آن عبور کند، مقاومت یا Resistance نامیده می شود. به همین ترتیب زمانی که قیمت دارایی در یک روند کاهشی به مانع برخورد می کند، آن سطح قیمتی که روند کاهشی را متوقف میکند حمایت یا Support نامیده می شود.

در مورد حمایت می توان گفت که قیمت “کف” پیدا می کند ، در حالی که در هنگام رسیدن به مقاومت ، قیمت “سقف” پیدا می کند. اساساً ، شما میتوانید حمایت را به عنوان منطقه تقاضا و مقاومت را به عنوان منطقه عرضه در نظر بگیرید.

اگرچه به طور تئوری، حمایت و مقاومت به عنوان خط نمایش داده می شود، اما موارد واقعی معمولاً آنقدر دقیق نیستند که بتوان آنها را به صورت یک خط نشان داد. توجه داشته باشید که بازارها توسط برخی از قوانین فیزیکی هدایت نمی شوند. به همین دلیل است که در نظر گرفتن مناطق حمایت و مقاومت به جای خطوط حمایت و مقاومت منطقی تر و مفیدتر است. می توانید این مناطق را محدوده ای در نمودار قیمت تصور کنید که احتمالاً باعث افزایش فعالیت معامله گران می شود.

در تصویر زیر می توانید یک نمونه از تشکیل سطح حمایتی را مشاهده کنید. توجه داشته باشید که قیمت به طور مداوم وارد منطقه ای می شود که فشار خرید دارایی در آن افزایش پیدا می کند و این باعث می شود قیمت نتواند پایین تر برود. در این محدوده حمایت تشکیل شده است زیرا منطقه چندین بار آزمایش شد و قیمت از آن پایین تر نرفت. از آنجا که خرس ها (فروشندگان) نتوانستند قیمت را پایین تر بیاورند، در نهایت نمودار قیمت دارایی جهش کرد. پس به طور بالقوه انتظار می رود پس از برخورد و تست چند باره سطح حمایت، دارایی روند صعودی بالقوه جدیدی را آغاز کند.

فرض بر این است که سطح حمایت سطح قیمتی است که در آن خریداران تمایل بیشتری به خرید دارایی دارند و فروشندگان برای فروش تردید دارند و در نتیجه تقاضا را بالاتر می برند و قیمت دارایی را نیز به همراه خود بالا می کشانند.

حال بیایید نمونه ای از سطح مقاومت را بررسی کنیم. همانطور که در تصویر زیر میبینید، قیمت در ابتدا در یک روند نزولی قرار داشت. اما پس از هر تلاش برای آغاز یک روند صعودی ، نتوانست از منطقه مقاومت عبور کند. سطح مقاومت به این دلیل شکل می گیرد که گاوها (خریداران) نتوانستند کنترل بازار را بدست آورند و قیمت را بالاتر ببرند. در نهایت برخورد چندین باره به سطح مقاومت می تواند زمینه ساز حرکت نزولی باشد.

در سطوح مقاومت اغلب شاهد عرضه بیشتر و تقاضای کمتر هستیم که در نهایت قیمت را پایین می آورد.

معامله گران چگونه از سطوح حمایت و مقاومت استفاده می کنند؟

تحلیلگران تکنیکال از سطوح حمایت و مقاومت برای شناسایی مناطق مورد علاقه در نمودار قیمت استفاده می کنند. همانطور که احتمالا با توجه به تعاریف بالا متوجه شده اید، اینها سطوحی هستند که احتمال تغییر یا توقف در روند اصلی وجود دارد.

روانشناسی بازار سهم بزرگی در شکل گیری و تشخیص سطوح حمایت و مقاومت دارد. معامله گران و سرمایه گذاران سطح قیمتی را که قبلاً منجر به افزایش علاقه و فعالیت معاملاتی شده است، به خاطر می آورند. از آنجا که ممکن است بسیاری از معامله گران در همان سطح مشغول خرید و فروش باشند، این مناطق معمولا نقدینگی بیشتری را به همراه دارند. این امر مناطق حمایت و مقاومت را برای ورود یا خروج معامله گران بزرگ یا نهنگ ها ایده آل می کند.

حمایت و مقاومت در هنگام مدیریت ریسک نیز مفاهیم کلیدی هستند. توانایی شناسایی مداوم و صحیح این مناطق می تواند فرصت های معاملاتی مطلوبی را ایجاد کند. به طور معمول، اگر قیمت به ناحیه حمایت یا مقاومت برسد، دو سناریو ممکن است اتفاق بیفتد، یا از منطقه دور می شود و یا از آن عبور می کند و در مسیر روند ادامه می یابد تا به منطقه حمایت یا مقاومت بعدی برسد.

ورود به یک موقعیت معاملاتی خطوط حمایتی و مقاومتی چیست؟ در نزدیکی سطح حمایت و یا مقاومت می تواند استراتژی مفیدی باشد. عمدتا نقاط نزدیک این سطوح جایی است که تریدر ها معمولاً یک سفارش توقف ضرر یا استاپ لاس را قرار می دهند.

نکته دیگری که باید در نظر گرفت این است که این سطوح چگونه ممکن است به یکدیگر تبدیل شوند. به عنوان یک قاعده کلی ، یک منطقه حمایتی شکسته شده ممکن است به یک منطقه مقاومت تبدیل شود. برعکس ، اگر ناحیه ای از مقاومت شکسته شود، بعداً، ممکن است به سطح حمایت تبدیل شود.

برای مثال در تصویر زیر ناحیه حمایت پس از شکسته شدن به مقاومت تبدیل شده است.

نکته دیگری که باید به آن توجه شود ، قدرت یک ناحیه حمایت و یا مقاومت است. به طور معمول ، هرچه دفعات کاهش قیمت و آزمایش مجدد یک منطقه حمایتی، بیشتر باشد احتمال شکسته شدن به سمت نزولی بیشتر است. به همین ترتیب، هرچقدر قیمت افزایش یابد و یک منطقه مقاومتی بیشتر آزمایش شود، احتمال شکستن روند صعودی بیشتر است.

چگونه از حمایت برای ترید ارزهای دیجیتال استفاده کنیم؟

ورود به موقعیت لانگ: یک معامله گر ارزهای دیجیتال می تواند موقعیتی لانگ (خرد) را درست بالاتر از سطح پشتیبانی قرار دهد. ترفند این است که ارز دیجیتال مورد نظر را به محض اینکه قیمت از سطح حمایت خارج شد، خریداری کنید و منتظر آغاز روند صعودی بمانید.

سفارشات استاپ لاس: در هنگام ثبت سفارش خرید ، یک معامله گر می تواند یک سفارش استاپ لاس را درست زیر سطح حمایت قرار دهد تا در صورت وقوع روند نزولی ضرر را محدود کند.

در اینجا یک طرح کلی گام به گام برای ثبت سفارش با استفاده از مفهوم پشتیبانی آورده شده است :

  1. سطوح پشتیبانی و مقاومت را با استفاده از یکی از روشهای گفته شده در ادامه این مطلب مشخص کنید.
  2. سفارش خرید را دقیقاً بالاتر از سطح حمایت قرار دهید. در حالت ایده آل ، معامله گر باید منتظر بماند تا قیمت از خط حمایت عقب نشینی کند.
  3. یک دستور استاپ لاس درست زیر سطح پشتیبانی قرار دهید تا احتمال ضرر محدود شود.
  4. سفارش حد سود (Take-profit) را دقیقاً زیر سطح مقاومت قرار دهید. ایده سفارش حد سود ، فروش خودکار دارایی پس از رسیدن به قیمت مورد نظر است.

نکته. توصیه می شود که که از منطقه حمایت به جای خط حمایت استفاده کنید. برای این منظور می توانید دو خط حمایت موازی رسم کنید.

چگونه از مقاومت برای ترید ارزهای دیجیتال استفاده کنیم؟

ورود به موقعیت شورت: سطح مقاومت می تواند به یک تریدر کمک کند تا زمان مناسب فروش یا شورت را تشخیص دهد. معامله گر می تواند دقیقاً زیر سطح مقاومت وارد موقعیت شورت شود ، و منتظر باشد تا قیمت پایین بیاید.

خروج از موقعیت های لانگ: برای تریدر هایی که موقعیت های لانگ دارند، اگر یک دارایی رمزنگاری پس از چندین بار تلاش نتواند سطح مقاومت را بشکند ، این نشان دهنده بسته شدن موقعیت های لانگ است.

سیو سود: برای معاملات روزانه ارزهای دیجیتال، سطح مقاومت به معامله گران کمک می کند تا در لحظه مناسب سود خود را سیو کنند. معامله گران می توانند برای فروش نزدیک به سطح مقاومت ، دستور فروش ایجاد کنند.

در اینجا یک طرح کلی گام به گام برای ثبت سفارش با استفاده از مفهوم مقاومت آورده شده است:

  1. سفارش توقف فروش (stop-sell) را دقیقاً در زیر خط مقاومت قرار دهید.
  2. برای جلوگیری از ضرر بیش از حد در صورت وقوع روند صعودی ، سفارش توقف خرید (stop-buy) را دقیقاً بالای خط مقاومت قرار دهید.
  3. پس از رسیدن دارایی به ناحیه پایین مقاومت، یک سفارش خرید ثبت کنید.

توجه داشته باشید که راهنمای استراتژی های گفته شده به عنوان مثالی از چگونگی کار با این شاخص ها می باشد و هر معامله گری باید از استراتژی متناسب با شرایط و دانش خودش استفاده کند.

حمایت و مقاومت روانی یعنی چه؟

یکی از انواع حمایت و مقاومت که بد نیست درباره آن اطلاعات کافی داشته باشید، حمایت و مقاومت روانی است. این مناطق لزوماً با هیچ الگوی تکنیکالی ارتباط ندارند.

این پدیده طی سالهای گذشته به خوبی شناخته شده است. برخی از معامله گران ممکن است تلاش کنند تا مناطق حمایت یا مقاومت روانی را تعیین کنند. این به معنای قرار دادن سفارشات درست در بالا یا پایین یک منطقه حمایت یا مقاومت پیش بینی شده است.

نگاهی به مثال بالا بیندازید. با نزدیک شدن DXY به 100 ، برخی از معامله گران برای اطمینان از انجام شدن سفارشات ، سفارشات فروش را دقیقاً زیر آن سطح قرار می دهند. از آنجا که بسیاری از معامله گران باور دارند که روند در 100 تغییر می کند و قبل از این سطح سفارشات فروش خود را پایه گذاری میکنند، بازار هرگز به آن نمی رسد و قبل از آن معکوس می شود.

تشخیص حمایت و مقاومت

روش های تشخیص مناطق حمایت و مقاومت

چندین روش برای تشخیص این مناطق کلیدی در نمودار قیمت یک دارایی وجود دارد که در ادامه هر یک از آنها را بررسی کرده ایم.

خط روند

یکی از روش های متداول برای یافتن شاخص های حمایت و مقاومت ، تجزیه و تحلیل سقف ها (highs) و کف ها (Lows) در دوره های زمانی خاص است.

سقف ها نشان می دهند که حداکثر سطحی که قیمت در هنگام افزایش به آن می رسد کدام است. در حالی که کف ها نشان دهنده پایین ترین قیمتی هستند که طی روند نزولی ثبت می شود.

اگر برای یک دارایی خاص سقف ها را به یکدیگر و کف ها را به یکدیگر متصل کنید می توانید خط روند را به دست بیاورید و در واقع از الگوهای نمودار و روند قیمت به نفع خود استفاده کنید و مناطق حمایت و مقاومت را که با خطوط روند هم راستا می شوند ، شناسایی کنید.

برای درک بهتر به تصویر زیر نگاهی بیاندازید:

اندیکاتور میانگین متحرک

بسیاری از اندیکاتور ها ممکن است حمایت یا مقاومت در هنگام تعامل با قیمت را ایجاد کنند. یکی از ساده ترین نمونه های این اندیکاتور ها میانگین متحرک است. از آنجا که میانگین متحرک به عنوان پشتیبانی یا مقاومت در برابر قیمت عمل میکند، بسیاری از معامله گران از آن به عنوان شاخصی برای تشخیص سلامت کلی بازار استفاده می کنند. هنگامی که خطوط حمایتی و مقاومتی چیست؟ می خواهید معکوس روند یا نقاط محوری را تشخیص دهید ، میانگین های متحرک بسیار مفید هستند.

بسته به انواع شاخص های میانگین متحرک، معامله گران از آنها برای یافتن سطح پشتیبانی و مقاومت طولانی مدت یا کوتاه مدت استفاده می کنند. این شامل میانگین متحرک 10 روزه ، 20 روزه ، 50 روزه ، 100 روزه ، 200 روزه است.

در حالت ایده آل، میانگین های متحرک کوتاه تر (10 ، 20 ، 50) برای معامله گرانی که به دنبال سود سریع هستند مناسب است، در حالی که میانگین متحرک طولانی تر برای سرمایه گذاران بلند مدت مناسب است.

تصویر زیر میانگین متحرک 200 روزه را نشان می دهد که به عنوان سطح حمایتی قیمت بیت کوین عمل می کند.

سطوح فیبوناچی

سطوح مشخص شده توسط ابزار اصلاح فیبوناچی (Fibonacci retracement) نیز می توانند به عنوان حمایت و مقاومت عمل کنند. به عنوان مثال در تصویر زیر می توانید مشاهده کنید، سطح 61.8٪ فیبوناچی چندین بار به عنوان حمایت عمل کرده است، در حالی که سطح 23.6٪ در برابر قیمت مقاومت می کند.

مزایای استفاده از حمایت و مقاومت

تشخیص صحیح و استفاده از این شاخص ها در تصمیم گیری های معاملاتی می تواند مزایای قابل توجهی را برای تریدر ها و سرمایه گذاران به ارمغان بیاورد که در ادامه اشاره مختصری به هریک از این مزایا شده است.

✔️ کمک استراتژی معاملاتی بهتر: بازار معاملات ارزهای دیجیتال به بی ثباتی مشهور هستند. سرمایه گذاران مبتدی ممکن است در صورت ورود به بازار بدون رویکرد استراتژیک متحمل خسارات قابل توجهی شوند. استفاده از این سطوح به معامله گران اجازه می دهد تا یک طرح یا استراتژی معاملاتی برای واکنش متقابل در برابر نوسانات بازار برای سود بیشتر برای خود تعیین کنند و منطقی ترین تصمیمات را بر اساس تغییرات و رویداد های بازار بگیرند.

✔️ شناسایی روند های بازار: توانایی شناسایی روندهای بازار برای هر تریدر در بازار ارزهای دیجیتال بسیار مهم و حیاتی است. سطح پشتیبانی و مقاومت برخی از بینش ها را در مورد روند مداوم بازار ارائه می دهد. برای معامله گرانی که در معاملات آتی ارزهای دیجیتال شرکت می کنند، ورود در زمان مناسب و با استفاده از این سطوح می تواند به معنای پتانسیل سود قابل توجه باشد.

✔️ تشخیص نقاط بحرانی ورود و خروج: تریدر ها از شاخص های حمایت و مقاومت برای شناسایی نقاط ورود و خروج از پوزیشن های معاملاتی استفاده می کنند. این سطوح به معامله گران کمک می کند فرصت های ورود و خروج به یک پوزیشن معاملاتی را شناسایی کنند.

✔️ مدیریت ریسک: این سطوح می توانند به عنوان ابزارهای قوی مدیریت ریسک عمل کنند. به عنوان مثال ، یک معامله گر با موقعیت لانگ (خرید) می تواند استاپ لاس یا حد ضرر را دقیقاً زیر سطح حمایت قرار دهد. این به معامله گر کمک می کند از ضررهای قابل توجه در روند نزولی جلوگیری کند. به همین ترتیب یک معامله گر با موقعیت شورت (فروش) می تواند حد ضرر را نزدیک به سطح مقاومت قرار دهد.

ریسک های حمایت و مقاومت

ریسک ها

دو ریسک عمده درباره استفاده از این شاخص ها در تصمیم گیری های معاملاتی وجود دارد که عبارتند از:

✖️ برک اوت های اشتباه: کاملاً معمول است که قیمت دارایی کمی بالاتر از مقاومت یا زیر سطح حمایت هم برود تا بعداً به این سطوح برگردد. این می تواند برای معامله گران تازه کار سردرگمی ایجاد کند. علاوه بر این، اگر یک معامله گر استاپ لاس را دقیقاً زیر پشتیبانی قرار دهد، شکست های کاذب می تواند باعث ایجاد ضررهای قابل توجهی شود. به همین دلیل تریدرهای تازه کار هنگام استفاده از این شاخص ها برای معامله باید محتاط خطوط حمایتی و مقاومتی چیست؟ باشند.

✖️ چالش های یافتن حمایت و مقاومت: شناسایی سطح حمایت و مقاومت یک روند پیچیده است. برای یک مبتدی ممکن است تعیین دقت در سطح مطلوب دشوار باشد. از سوی دیگر ترید با شاخص های نادرست می تواند به سرعت به زیان قابل توجهی تبدیل شود یا بدتر از آن، موجب لیکوئید شدن دارایی شود.

سخن پایانی

صرف نظر از اینکه چه نوع معامله گری هستید، حمایت و مقاومت مفاهیم اساسی برای درک بازار و تصمیم گیری معاملاتی هنگام تحلیل تکنیکال است. حمایت به عنوان کف قیمت عمل می کند، در حالی که مقاومت به عنوان سقف عمل می کند. روش های مختلفی برای تشخیص حمایت و مقاومت می تواند وجود داشته باشد ، که برخی از آنها بر اساس تعامل قیمت و برخی از آنها بر اساس اندیکاتور های تکنیکال عمل می کنند. نکته ای که باید در نظر داشته باشید این است که هیچ قانون صد درصدی برای تشخیص این مناطق وجود ندارد. قابل اعتمادترین مناطق پشتیبانی و مقاومت مناطقی هستند که توسط چندین استراتژی تایید می شوند.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا