آموزش آنلاین

رفتارشناسی الگوی سایه ها

1.یک بدنه کوچک که در بالاترین قسمت یک شمع شکل می گیرد .

کندل شناسی حرفه ای و آشنایی با الگو های آنها

این نوع کندل در سال 1600 میلادی توسط تاجران برنج یا افرادی که در زمینه خرید و فروش برنج فعالیت می کردند کشف شده و مورد استفاده قرار می گرفته است.

یکی از تاجران معروف برنج به نام هوم ما به این نتیجه رسید که قیمت ها در بسیاری از مواقع تحت تاثیر احساسات تاجران و معامله گران تغیر می کند از این رو در معاملات خود از نمودار های کندلی استفاده می کرد به این دلیل که این نوع نمودار نشان دهنده احساسات معامله گران می باشد.

نمودار های کندلی در سال 1990 مورد توجه آقای استیو نیسون قرار گرفت و توسط ایشان این نوع از نمودار که همان کندل است به دنیا معرفی شد در نمودار های کندلی اطلاعات ناشی از خرید و فروش افراد به صورت برجسته از نمودار جدا شده و در ذهن معامله گران نقش می بندد.

کندل ها شاخص و مبنای تحلیل تکنیکال و بررسی دقیق گذشته قیمت هستند و استفاده از آنها باعث می شود به سناریوهای تحلیلی آینده دست پیدا کنیم.

کندل ها یکی از ابزار های بدون رقیب در تحلیل تکنیکال می باشند و این ویژگی را در خود دارند؛ و بیش از سه قرن است توانسته اند در بازار های مختلف مالی با قدرت یکه تاز باشند.

در بازار های مالی هرچه بر قدرت و رفتار شناسی کندل ها مهارت داشته باشید به همان میزان بازدهی شما بیشتر می شود به این دلیل که هیچ ابزاری در بازار چنین قدرتی به شما نمی دهد؛ این قدرت در واقع اطلاعات دقیقی، مصور و مطمئنی از برآینده عرضه و تقاضا در بازار است به همین دلیل؛ افرادی که اشراف و مهارت کافی بر روی رفتار کندل ها دارند نتایج قابل اعتمادی از تحلیل های خودشان دریافت می کنند.

ساختار کندل

ساختار یک کندل

الگوهای شمعی یا الگوهای کندل استیک به نوعی بیان گر افکار جمعی از معامله گران در یک روز معاملاتی را نشان می دهد و به دلیل همین عکس العمل های معامله گران است که این الگوها و کندل ها بوجود می آیند.

این الگوها و کندل ها می تواند شامل یک کندل باشد یا اینکه از ترکیب چند کندل تشکیل شوند ولی معمولان بیشتر از چهار یا پنج کندل نیستند.

مقالات و نوشته های زیادی در مورد این کندل ها و الگوهایی که به وسیله آنها بوجود می آید نوشته رفتارشناسی الگوی سایه ها شده و خوانده ام الگوهایی که وسیله کندل ها و عکس العمل های معامله گران تشکیل می شود به صورت کلی به سه دسته مختلف تقسیم می شوند :

  • الگو های بازگشتی روند مثبت
  • الگو های بازگشتی روند منفی
  • الگو های ادامه دهنده

کندل دوجی | Doji :

در زمانی که این کندل دوجی تشکیل می شود قیمت باز و بسته شدن در یک محدوده قرار می گیرد، این کندل فاقد بدنه بوده و نشان دهنده برابری قدرت خریداران و فروشنده ها می باشد و انواع مختلفی دارد که با نام های دوجی فرفره، دوجی سنک قبر، دوجی سنجاقک معروف هستند.

  • کندل دوجی از کندل هایی است که وقتی تشکیل می شود یک اختار تغیر روند است و کدل های بعدی سرنوشت آن روند را مشخص می کنند.
  • همیشه کندل های دوجی را در هر تایم فریمی با یک کندل قبل و بعد از خودشان ترکیب کنید.
  • کندل دوجی سنگ قبر از هر الگوی نزولی مانند ستاره ثاقب قوی تر است.
  • کندل دوجی سنجاقک از هر الگوی افزایشی مانند همر قوی تر است.

دوجی

کندل چکش | Hammer :

این کندل در انتهای یک روند نزولی تشکیل می شود تشکیل شدن این کندل نشان از تغیر روند پر قدرت می باشد ساختار این کندل به این صورت است.

  • سایه پایین کندل حداقل دو برابر بدنه است
  • کندل فاقد سایه بالا می رفتارشناسی الگوی سایه ها باشد و یا خیلی کوچک است
  • مثبت و منفی بودن بدنه کندل چکش خیلی اهمیتی ندارد

کندل چکش

کندل چکش برعکس | inverted hammer :

این کندل مانند کندل چکش در یک روند نزولی شکل می گیرد ولی بر عکس کندل چکش است با این تفاوت که کندل بعدی از اهمیت زیادی در تائید تغیر روند دارد.

  • سایه این کندل آن از بالا است و اندازه آن حداقل دو برابر بدنه است.
  • مثبت و منفی بودن این کندل اهمیت چندانی ندارد.
  • کندل بعدی باید بالای سایه کندل چکش برعکس قرار بگیرد و بسته شود.

کندل-چکش-برعکس

الگوی ستاره ثاقب | (shooting star) :

الگوی ستاره ثاقب یا کندل ستاره ثاقب در انتهای روند های صعودی تشکیل می شود و آلارمی برای شروع روند نزولی هست. این کندل از بالا دارای سایه بلندی است و معمولا سایه آن از بده بزرگتر می باشد رنگ این کندل مهم نیست به این دلیل که ساختار آن بیانگر شروع روند نزولی می باشد.

اقتصادی-اجتماعی

shadow

این الگو ابتدا در بین ژاپنی ها مرسوم بوده است , که زمان استفاده آن بر می گردد به قرن 17 میلادی و پس از آن در بین معامله گران غربی رواج یافته است .

الگو های شمعی و یا کندل ها بخش اعظم اطلاعات بازار را در خود دارند . این پترن ها قابلیت روانشناسی بازار را به تحلیل گر و معامله گر می دهند.بسته به نوع پویا بودن و مستمر بودن معاملات
این الگو ها اعتبار بیشتر و کمتر از بازار دریافت می کنند . به این شکل که هر چه بازار پویا تر و زمان باز بودنش بیشتر باشد الگو های شمعی ما بهتر رفتار شناسی و یا روانشناسی بازار را نشان می دهند.

برای مثال کارایی این الگو ها در بازار ایران نسبت به بازار فارکس قدرت کمتری دارد ولی همچنان از ارزش و اعتبار خاصی برخوردار است .به جرات می توان گفت شناسایی و آموزش این الگو ها و ادغام آن با تایم بازار و استفاده از اندیکاتور های نشان دهنده انتهای زمان بسته شدن کندل,می تواند قدرت روند شناسی و روانشناسی را در شما افزایش دهد .

همانطور که همیشه در آموزش های خود گفته ام , باید تمام اجزا تحلیل گری را زیر نظر داشت و نمی توانیم بدون در رفتارشناسی الگوی سایه ها نظر گرفتن جز ویا اجزائی اقدام به تحلیل کنیم .به عبارتی شخصا معتقدم افراط و تک بعدی عمل کردن یکی از علت های شکست معامله گران می باشد.

اما در ادامه می خواهیم به صورت دوره ای به آموزش سریالی این الگو ها بپردازیم .

بخش اول الگوهای شمعی

در این الگو از 4 داده استفاده می کنیم .

در تصویر زیر شما شاهد 2 کندل هستید . یکی به رنگ سیاه و دیگری به رنگ سفید .

آموزش تحلیل تکنیکال

تصویر 1.سایه بالایی کندل ها که به صورت 2 میله می باشند مشخص است.

آموزش تحلیل تکنیکال

تصویر 2.سایه پایینی کندل ها که به صورت 2 میله می باشند مشخص است.

بدنه کندل همان قسمت های توپور سفید و سیاه محسوب می شود که رنگ و اندازه آن نشان دهنده نوع رفتار بازار می باشد.

در این مثال رنگ سفید نشان دهنده بازار صعودی است,به عبارتی قدرت دست خریداران می باشد و بازار را به سمت صعود قیمت می کشانند. همچنین بدنه سیاه نشان دهنده بازار نزولی است,به عبارتی قدرت دست فروشنده می باشد و بازار را به سمت نزول قیمت می کشانند.

آموزش تحلیل تکنیکال

تصویر 3.کندل با بدنه سیاه کندل نزولی است| کندل با بدنه سفیدکندل صعودی است.

اولین قیمت : Open

آخرین قیمت: Close

کمترین قیمت: Low

بیشترین قیمت: Hight

قبل از شروع پترن های مختلف از الگو های شمعی لازم می دانم تکرار کنم که بازار سرمایه و یا بازار فارکس یعنی عرضه و تقاضا و این عرضه و تقاضا خود را در قالب کندل نشان می دهد . و علم تکنیکال به معنای روانشناسی رفتار معامله گران یا به عبارتی روانشناسی عرضه و تقاضا می باشد .

پس زیر نظر گرفتن بازار توسط شناسایی کندل ها یکی از کار های یک تحلیل گر و معامله گر می باشد .

الگو های شمعی را به 2 دسته تقسیم می کنیم .

الگو های شمعی بازگشتی(الگوی همر|الگوی نافذ( piercing pattern )|الگوی پوشاننده صعودی|ستاره صبحگاهی )
الگو های بازگشتی صعودی (ستاره ثاقب(شوتینگ استار)|ابر سیاه|پوشاننده نزولی|ستاره شامگاهی)

بخش اول آموزش الگو های شمعی بازگشتی

الگوی همر( Hammer )

الگوی همر یا چکش از جمله الگو های تک شمعی برگشتی می باشد که در انتهای یک روند نزولی تشکیل می شود.

آموزش تحلیل تکنیکال

1.یک بدنه کوچک که در بالاترین قسمت یک شمع شکل می گیرد .

2.رنگ بدنه زیاد مهم نیست اما هر رنگ ویژگی خود را دارد,در صورتی که رنگ بدنه سفید باشد , آنگاه قدرت کندل کمتر از حالتی است که رنگ بدنه سیاه باشد .

تفسیر رنگ»در صورتی که رنگ سفید باشد یعنی قدرت معامله گران در انتهای زمان بسته شدن کندل زیاد بوده اما به اندازه ای نبوده که قیمت باز شدن را پشت سر بگذارند و در صورتی که رنگ سیاه باشد یعنی قدرت معامله گران در انتهای زمان بسته شدن کندل زیاد بوده اما به این قدرت به قدری بوده که توانسته قیمت باز شدن را پشت سر بگذارد .

3.سایه پایینی بلند که طول آن حداقل 2 یا چند برابر بدنه شمع می باشد . این سایه نشان دهنده آن است که

در بازار تقاضا قدرت گرفته است و اکثرا در حال خرید هستند و فروشنده ها عقب نشینی کرده اند . هر چه سایه بزرگتر باشد نشانه قوی تر بودن کندل است .

الگو های تکرار شونده نفرین شده

تا حالا براتون پیش آمده مشکلی یا مسئله ای یا کدروت ،ناراحتی ،سوء تفاهم ، شکست ،در رابطه کاری و یا خانوادگی و عاطفی و بعد با خودتان عهد کرده اید ،که دیگر بار از دو سوراخ گزیده نمی شوید و حواستان به رفتارتان است که فریفته نشود و تاج قربانی را بر سر نگذارید ، اما بار دیگر همچنان شکست مشابه ای را رقم زده اید و وقتی درست و صحیح فکر کرده اید به یک الگوی نفرین شده رسیده اید که هر بار در لباس و رنگی تازه خودنمایی می کند ، در کتاب هنر شفاف اندیشدن و کتاب خطا های شناختی موارد ذکر شده که ذهن انسان گاهی الگو های تکراری از شکست را تکرار می کند و انسان های هوشیار این مسئله را به خوبی و به موقع تشخیص می دهند ، اما برای افرادی که تفکر سنجشگر اندیشی ندارند و نقادانه خود را نقد منصفانه نمی کنند ،مسئله به صورت گلایه از روزگار و ، بد شدن آدم های دور و ور مطرح می شود .

برای من هم همین الگو ها رخ داده ،البته نه یک بار بلکه ده ها بار و به اشکال مختلف ولی با ریشه های رفتاری یکسان ، چند سال پیش با یکی از دوست نما قرار شد ،کار مشارکتی را انجام دهیم و من که از کارم استعفا داده بودم و خودم را برای یک زندگی تمام عیار کسب و کار شخصی آماده کرده بودم ، ولی بعد با با نارو و فریب رو آن دوست نما به رو شدم (به قول استاد خوبم محمد رضا شعبانعلی دروغ گفتم و فریب خوردم ) و بعد از چند سال دوباره این واقعه تکرار شد و جالبتر اینکه از نظر خودم تمامی زوایای کار را در نظر گرفته بودم و در ضمن فرد دوم جز مدیر ان و کسانی بود که تخصص اش مدیر پروژه بود ،ولی به دلیل نداشتن چشم انداز مشترک و اصول سر پرستی مناسب مجبور به جدایی نا خواسته شدیم ،وقتی خوب فکر کردم دیدم ریشه هر دو مشارکت یکی است ، عدم شفافیت ،جدا نکردن همکار از کار ، مکتوب نکردن دامنه همکاری و اکتفا به یک متن کلی ، سایه دوستی ها بر نگاه های خوش دلانه و تصورات غلط از یک همکاری خوب و توجه نکردن به نشانه ای یک کسب و کار در معرض شکست و ورشکسته ، مجموع عواملی بود که منشاء خطا های تکراری من بود ، مرا در این سراشیبی قرار داد و توانم را فرسود و اعتمادم را خدشه دار کرد و چقدر نفرین آور است این الگو های تکرار شونده تار عنکبوتی .

شناخت و تشخیص درست در طی زمان به دست می آید ،ولی اگر عادت به تکرار الگو های غلط داشته باشیم ،دچار کالیبراسیون اشتباه می شویم و بعد تجربه هم را با سابقه اشتباه گرفته و دوباره تکرار این مسئله سخت تر استخوان های مان می شکند.

چرا الگو های تکراری اتفاق می افتد .( البته این نظرات شخصی من است و فقط به عنوان یک نویسنده به آن اشاره می کنم و مسلما از دیدگاه رفتار شناسی تحلیلی ،مسئله دارای تحلیل بهتری در زاویای مختلف خواهد بود ) .

1-عدم ثبت شکست ها به دلیل سخت بودن قبول شکست و سهم خود در شکست .

2-تحلیل نکردن مسئله،ننوشتن ایرادتی که در طی مسئله بوجود آمده است .

3- عدم مراجعه به خطای های تصمیم های گذشته در هنگام تصمیم گیری مجدد .

4-ننوشتن اهداف و برنامه برای زندگی و همچنین ارزشها و یا در صورت نوشتن ،عدم مراجعه و یا مرور آنها در طی سال .

5- اکتفا نمودن به سیستم 1 در هنگام تصمیم گیری و سهم بیشتری برای تفکر شهودی خام قائل شدن .

6- ننوشتن چرایی موضوع و بیان درست رفتارشناسی الگوی سایه ها مسئله ( کوتاهی در تعریف درست مسئله و تنبلی در خصوص نوشتن پروژه شکست

7- برون افکنی مساله به خارج از دایره ذهن و تسکینی برای فراموشی به علت درگیر شدن ذهن و عدم بخشش ذهنی خود (نگاه مقصر یابی ).

8- نادیده گرفتن نقش سبد فعالیت ها و ارزش ها مرتبط با اهداف .

9- تعریف نادرست از مصداق کار آفرینی ( شروع یک کسب و کار شخصی بدون توجه به تعبات آن ) و اکتفا کردن به نحوه کار کردن استارتاپی در ابتداو میانه و پایان پروژه .

10- سهیم کردن سهم دیگران به مقدار زیاد در هنگام تصمیم گیری و نادیده گرفتن سهم خود در تعیین و تصمیم به اقدام در وقایع و نتایج .

و صد ها دلیل دیگر که به ذهن شما می رسد . ولی واقعا وقتی به خوبی در این زمینه فکر می کنی که چرا هر بار از یک سوراخ گزیده می شوی بسیار خجل و شرمساری می شوی ، و نادیده گرفتن مسئله عزت نفس و نقش آن در تصمیمات بسیار دیده می شود .نمی دانم برای شما چنین مسئله ای از این دست رخ داده یا خیر ، اما اگر صادقانه نگاه کنیم بی هدفی در جامعه هدف زا زده ، زیاد دیده می شود و سهم خطای های فردی هر روز بیشتر و بیشتر و هزینه آن جبران ناپذیر تر می شود . نگرانی من این است که با بالا رفتن سن و عدم تحمل ریسک بیشتر از این وقایع ، حس بی اعتمادی رواج یافته و بزرگترین سرمایه روابط انسانی در میان سالی یعنی اعتماد بسیار کم رنگ شود.

یکی از سخت ترین کارها نوشتن و تجزیه و تحلیل عوامل موثر بر انتخاب و هدف گذاری است ، و بعد از آن تحلیل عوامل شکست ،زیرا قرار است خود را در یک چارچوب و خطر سیر قرار دهی ،که بعد ها با همین چارچوب فکری مسئله ات را ببینی ،با توجه به تنبلی ذهن در اکثر مواقع این کار به تعویق می افتد . و یا اگر نوشته می شود تحلیل مسائل بسیار سخت می گردد زیرا سهم واقعی خودت را باید مشخص کنی .

سوال من از خودم در هنگام تصمیم گیری که باید رعایت کنم .

الگو های تکراری من در تصمیماتم چیست ؟

رفتار های غالبم در شرایط ابهام چگونه است و فرایند ذهنی خود را چگونه مدیریت می کنم ؟

آیا دارای شهود غنی هستم و یا فقط آرزو اندیشی را با شهود فریب کارانه اشتباه می گیرم؟

وقتي الگوي تغذيه غلط، سلامت جامعه را مي بلعد-مژگان حيدري**

وقتي الگوي تغذيه غلط، سلامت جامعه را مي بلعد-مژگان حيدري**

غذا به عنوان مولفه پايه در چرخه زيستي هر جامعه مطرح است و الگوي تغذيه و تنوع آن بر مبناي فرهنگ رفتاري، باورها،داشته هاي كشاورزي و سطح درآمد و سواد هر فرد و خانواده تعريف مي شود.

از انسان سالم به عنوان محور توسعه پايدار ياد شده رفتارشناسی الگوی سایه ها است و يكي از مولفه هاي اصلي در تامين سلامت انساني، رفتارهاي زيستي و الگوي تغذيه مي باشد چرا كه كم تحركي و استفاده از تركيب غذايي ناسالم به طور مستقيم با بروز بيماري ها در ارتباط است.
تغذيه در 2 بعد جسمي و روحي مطرح است كه هر فرد بايد با آن آشنايي داشته باشد و با رفتار آگاهانه در حوزه عادات غذايي سلامت خود را تضمين كند.
تغذيه جسمي با تبعيت از هرم غذايي در تناسب پنج گروه پايه پروتئين‌ها، كربوهيدرات‌ها، چربي‌ها، ويتامين‌ها و املاح در ارتباط است و تغذيه روحي نيز وابسته به شاخص هاي هدف‌دار بودن، اعتماد داشتن به ديگر انسان‌ها،اعتقاد، عشق و اراده است كه در نگاه صاحب نظران فرهنگ غذايي، بينش تغذيه سالم را مي سازد و پيش نياز الگوي رفتاري افراد در رژيم غذايي روزانه است.
در سال هاي اخير عادات غذايي در كشور در سايه تبليغات پرزرق و برق رسانه اي و تحولات دنياي مدرن دگرگون شده و برهم خوردن تعادل غذايي در بيش خواري و كم خواري عامل بسياري از بيماري هاست كه حجم بالايي از سرمايه هاي مالي و انساني را مي بلعد و اين آسيب با نهضت اصلاح رفتار زيستي و تقويت راهبردهاي خودمراقبتي قابليت ترميم دارد.
در بررسي هاي وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي پنج عامل از هفت مولفه اصلي مرگ و مير كشور با رفتارهاي تغذيه اي در ارتباط است كه اين موارد شامل مصرف پايين ميوه و سبزي ها، كلسترول بالا، اختلال در قند خون، فشارخون بالا، چاقي و اضافه وزن است كه طيف قابل ملاحظه اي از جمعيت را در چنبره مخاطرات خود دارد.
بهبود الگوي تغذيه، توزيع مناسب منابع غذايي و كيفي شدن خوراك متناسب با نيازهاي هر فصل از زندگي،سرمايه مهمي است كه در سايه سند امنيت غذايي مي توان به آن دست يافت و نياز است كه همه بخش هاي جامعه براي دستيابي به الگوي صحيح غذايي حساس و همراه باشند.
24 مهر ماه مصادف با 16 اكتبر به عنوان روز جهاني غذا نامگذاري شده كه بهانه مناسبي براي ارزيابي رفتارهاي تغذيه اي،فرصت ها و چالش هاي اين حوزه و عمقي نگري به مقوله امنيت غذايي از مزرعه تا سفره مردم است.
شعار امسال روز جهاني غذا 'تغيير آينده مهاجرت با سرمايه گذاري بر امنيت غذايي و توسعه روستا' انتخاب شده است و اين راهبرد به درستي بر توانمندسازي جوامع بومي در حوزه توليد غذا و امنيت غذايي تاكيد دارد.
توسعه روستايي در اين شعار، تنها بر مبناي فرصت تجاري نيست بلكه ظرفيت هاي حمايتي در حوزه توليد و توزيع غذاي سالم، حمايت هاي اجتماعي و معيشتي از مشاغل كشاورزي و حفظ و احياي زيست بوم و آب و هوا نيز در آن برجسته سازي شده است.
در جمع بندي مطالعاتي تغذيه در نيمه نخست امسال مركز بهداشت استان مركزي، پنج و 9 دهم درصد نوجوانان اين استان به چاقي مبتلا هستند و 10 و چهار دهم درصد از اضافه وزن رنج مي برند و چهار و هشت دهم درصد اين طيف جمعيتي نيز الگوي غذايي ناسالم دارند.
در اين ارزيابي ها در رده سني جوانان استان مركزي نيز 10 و هفت دهم اين قشر چاق هستند، 28 و 2 دهم درصد اضافه وزن دارند و 35 و چهار دهم درصد آنان از تركيب غذايي نامطلوبي پيروي مي كنند.
در اين مطالعات ميزان چاقي در گروه ميانسال استان 23 و 9 دهم درصد، اضافه وزن 42 و 2 درصد، چاقي شكمي 30 درصد و الگوي تغذيه اي نامناسب 56 و 3 درصد است.
آمارها بيانگر آن است كه مردم استان مركزي روزانه 290 گرم سبزي مصرف مي كنند درحاليكه ميانگين مصرف استاندارد براي افراد بزرگسال 350 گرم در روز است.
همچنين ميانگين مصرف ميوه در روز بايد 260 گرم باشد در حاليكه هر شهروند استان مركزي به طور متوسط 175 گرم ميوه در روز مصرف دارد.
ميانگين مصرف نمك در كشور بين سه تا پنج گرم در روز است اما اين شاخص در استان مركزي 12تا 15 گرم نمك در روز عنوان شده كه اين رفتار پرخطر عامل بسياري از بيماري هاي مزمن قلبي و عروقي، فشار خون و سكته ها است.
پژوهش رفتارشناسي مردم استان مركزي بيانگر آن است كه 54 و هشت دهم درصد مردم اين استان در هر وعده غذايي نمكدان بر سرسفره دارند، 33 و 6 دهم درصد گاهي از نمكدان سر سفره مي آورند و تنها 11 و 6 دهم درصد عادت به حضور نمكدان ندارند.
ميانگين مصرف مواد قندي در كشور 40 گرم در روز تعريف شده درحاليكه در استان مركزي مردم مصرف 65 گرمي از مواد غذايي را در رژيم روزانه دارند و ذائقه شيرين آنان زمينه سازي بسياري از بيماري هاست.
اين درحاليست كه وضعيت رفتارهاي غذايي مردم استان مركزي در گروه روغن ها نيز نگران كننده است و بر اساس آمارهاي موجود تنها 60 درصد مردم از روغن هاي مايع استفاده مي كنند، 30 درصد روغن هاي جامد با اسيدهاي چرب اشباع بالا و حدود چهار درصد نيز از روغن حيواني در تركيب غذايي بهره مي برند و اين درشرايطي است كه ميزان مصرف روغن در وعده غذايي نيز از ميانگين كشوري بالاتر است.
در گروه پروتئين ها نيز رفتارهاي تغذيه اي مردم استان مركزي نامتعادل است و در استفاده از پروتئين هاي حيواني از ميانگين كشوري پيشي دارند در حاليكه اين الگوي تغذيه به دليل انباشتگي چربي اشباع توصيه نمي شود و در كشورهاي پيشرفته پروتئين هاي گياهي با فيبر مناسب جايگزين گوشت ها به ويژه گوشت قرمز مي شود كه يكي از رفتارهاي صحيح در پيشگيري از امراض قلبي و عروقي است.
ميانگين مصرف انواع نان براي فرد بالغ در روز 440 گرم تعريف شده كه در اين گروه غذايي نيز مردم استان مركزي مصرف بالاتري دارند و روزانه 492گرم نان مي خورند و اين در شرايطي است كه انتخاب نان مصرفي نيز در تحقيقات انجام شده بيشتر لواش است كه سبوس كافي ندارد و روش پخت آن نيز به دليل استفاده از تركيبات خاص متناسب با سلامت نيست.
بسياري از كارشناسان تغذيه براين باورند كه استفاده از مواد لبني پرچرب فرايند جذب كلسيم در بدن را كند مي كند و متاسفانه تحقيقات در استان مركزي گرايش بالا به مصرف لبنيات پرچرب را نشان مي دهد و در آخرين آمار موجود مركز بهداشت تنها پنج درصد از مردم كلسيم كافي استفاده كرده و طيف زيادي از مردم با رفتارهاي تغذيه اي در معرض خطر پوكي استخوان، اختلالات اسكلتي، مشكلات جدي در سلامت هستند.
شاخص هاي آماري مذكور همچنين بيانگر آن است كه فقر ويتامين A،D و آهن در نوجوانان استان مركزي جدي است به طوري كه تنها در زير مغذي ويتامين دي ،79 درصد نوجوانان پسر و 93 و هفت دهم درصد نوجوانان دختر با مشكل مواجه اند.
سند امنيت غذايي استان با رويكرد اهداف برنامه ششم در استان مركزي تهيه شده كه براي تمامي بخش هاي زنجيره غذايي از مزرعه تا سفره تكاليف متعدد و جدي را در حوزه دستگاه هاي اجرايي و مردم تعريف كرده است و اميد مي رود با اجرايي شدن آن و نظارت هاي اصولي بتوان تغيير رفتار تغذيه اي را در استان مركزي شاهد بود.
آنچه در حوزه عادات غذايي مهم جلوه مي كند ايجاد گفتمان تغذيه صحيح در خانوارها است و در اين ميان فرهنگ تغذيه اي به عنوان زمينه ساز رفتار، اهميت ويژه اي دارد و مي طلبد كه تكاليف نهادهاي آموزشي، تشكل هاي مردم نهاد و رسانه ها در قالب سند امنيت غذايي با دقت و جديت بيشتري دنبال شود.
*دبيرخبر ايرنا در اراك
1042

رفتارشناسی «بلاک» در فضای مجازی

رفتارشناسی «بلاک» در فضای مجازی

دکتر «عباس نعیمی جورشری»، جامعه شناس و عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز در یادداشتی درباره‌ی رفتارشناسی «بلاک» در فضای مجازی نوشت:

در دانشگاه از زبان دانشجوهایم، در دفتر مشاوره از زبان مراجعه کنندگان و در محیط اطراف از زبان نزدیکان، بارها درباره‌ی ارتباطاتشان و «بلاک» کردن شنیده‌ام. اغلب آنها به عنوان امری بدیهی و طبیعی در روابط مجازیشان از بلاک کردن نام می‌برند. به نظر می‌رسد این عمل کم کم تبدیل به امری رایج و یک سنت رفتاری فراگیر در روابط مجازی مردم شده است. الگویی که بر توسعه یافتگی شخصیت فرد و نهایتاً جامعه‌ی ایران تاثیرات عمیق دارد. اما چند نکته؛

1 . شبکه‌های ارتباطی بشر چندین نسل را پشت سر نهاده‌اند. از شبکه‌های ارتباطی اولیه که به تمدن‌های ابتدایی باز می‌گردد تا نسل‌های جدیدتر ارتباطی که منبعث از انقلاب صنعتی بوده است. شبکه‌های اجتماعی مبتنی بر اینترنت آخرین این نسل‌ها هستند. نوع و لوازم ارتباطی هم در این شبکه‌ها خاص خود است. از جمله این امکانات بلاک کردن است. امکانی که به واسطه‌ی آن مخاطب قادر نخواهد بود پیامی ارسال کند و تماسی برقرار نماید.

2 . هابرماس جامعه شناس آلمانی در نظریه‌ی معروفش -کنش ارتباطی- درباره‌ی ضرورت ارتباط و تبادلات عقل ارتباطی صحبت می‌کند تا به واسطه‌ی آن جهان آزادتری رقم بخورد. بر این نظرم که هابرماس بر نقطه‌ی مهمی انگشت نهاده است.
درواقع ارتباط در نفس خودش تکامل‌زاست. تحقیقات رفتارشناسی نشان داده است که ارتباط در توسعه‌ی شخصیت انسانی و نیز ساختارهای اجتماعی عامل زیربنایی است.

3 . بخشی از بلاک کردن‌ها در رابطه با افراد ناشناس در گروههای مختلف رخ می‌دهد که دلایلش مزاحمت، پیام‌های اسپم یا اهانت آمیز است. بلاک این موارد معقول و موجه است مانند جهان واقعی که در مواجهه با مزاحمت خیابانی یا دعوا و فحاشی، ترجیحاً صحنه را ترک می‌کنیم و اینگونه فرد را از لیست ارتباطیمان حذف می‌نماییم.

اما موارد دیگر بلاک شامل آزارهای مذکور نیست. این موارد درباره‌ی آشناها، تفاوت‌های فکری و روابط عاطفی رخ می‌دهد که یا به پایان رسیده و یا آنکه اختلاف نظری در گرفته است.

4 . کسی که یک آشنا را حسب اختلاف نظر یا تضادی ذهنی بلاک می‌کند درون خود دچار نوعی استیصال و درماندگی است اگرچه بدان واقف نباشد. درواقع این نوع بلاک دلیل ناتوانی استدلالی یا شخصیتی فرد است. لذا فرار می‌کند. کانال ارتباطی را قطع می‌کند. به لحاظ روانی از ارتباط می‌هراسد. احساس ضعف دارد و از طریق بلاک می‌خواهد حس ضعفش را مخفی یا جبران نماید. خشم به عنوان عامل عمده در اینجا فعال است و آدمی را به منتها الیه ناتوانی و تصمیم نادرست هدایت می‌کند.

تصور کنید دو کشور به خاطر اختلافات سیاسی و فرهنگی سفارت‌های خود را تعطیل کنند و روابط دیپلماتیکشان را قطع نمایند گویی هم را بلاک کرده‌اند. در اینصورت جهان بشری دچار خدشه‌ای شده است. تصور کنید دهها کشور چنین رویه‌ای دربرابر هم در پیش گیرند، هم را بلاک کنند. جهان چه جهانی خواهد شد؟! جهانی در سراشیبی و اضمحلال. جهانی به‌سوی بن بست!

هر انسانی چنان یک کشور است. یک قلمرو دارد. حاکمیتی دارد که بر قلمرواش حکمرانی می‌کند. وقتی ما کسی را بلاک می‌کنیم گویی سفارتخانه‌مان را تعطیل کرده‌ایم. اینطور راه هرگونه ارتباط را بروی وی می‌بندیم. اجازه‌ی سخن گفتن را از او می‌گیریم. امکان “وقوع” توضیح و “مفاهمه” از بین می‌رود. کنش در پشت ممنوعیت، حبس می‌شود. پرچم قدغن بالا می‌رود. این خطاست. چه بسا زمانی دورتر پیامی از سر محبت ارسال شود و توضیحی نوشته گردد و کدورت رفع یا کاسته شود. گره گشوده شود. اما مسیر بسته شده است. دیگر سفیر و سفارتخانه‌ای در کار نیست!

5 . در موارد عاطفی نیز صحیح‌تر است بجای بلاک، “خداحافظی” کنیم. اگرچه زخم‌های عاطفی به عدم تعادل می‌انجامد و بازیابی تعادل بعضاً ماه‌ها زمان می‌برد و معقول عمل کردن سخت‌تر است. بااینحال در این موارد هم می‌توانید پاسخ ندهید بدون آنکه بلاک کنید. بلاک همواره نوعی حمله یا نوعی اهانت به طرف مقابل است. اهانت هم محصول ضعف درونی خود آدمی است. سزاوار است به حرمت لحظات مشترک پیشین، به سمت اهانت حرکت نکنید. این نوع بلاک بیشتر در افراد جوانتر و تجربه‌های عاشقانه دیده می‌شود.

6 . در یک جمع بندی می‌توان گفت “انسان‌های توسعه یافته” دارای عزت نفس و متانت فکری هستند و از شخصیتی توانمند و محترم برخوردارند. آن‌ها در رنجش‌ها، در اختلافات و تفاوت‌ها به سمت حذف مخاطب نمی‌روند. رنجیده می‌شوند اما وزن خویش را حفظ می‌کنند. دیگری را بلاک نمی‌نمایند.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا