استراتژی فارکس

تجزیه و تحلیل انحصاری فارکس

تحلیل تکنیکی (تکنیکال) یا تحلیل فنی (Technical Analysis) روشی برای پیش بینی قیمت ها در بازار از طریق مطالعه وضعیت گذشته بازار است. در این تحلیل از طریق بررسی تغییرات و نوسان های قیمت ها و حجم معاملات و عرضه و تقاضا می توان وضعیت قیمت ها در آینده را پیش بینی کرد. این روش تحلیل در بازار ارزهای خارجی، بازارهای بورس اوراق بهادار و بازار طلا و دیگر فلزات گران بها کاربرد گسترده ای دارد. تحلیلگران تکنیکال ارزش ذاتی اوراق بهادار را اندازه گیری نمی کنند، در عوض از نمودارها و ابزارهای دیگر برای شناسایی الگوهایی که می تواند فعالیت آتی سهم را پیش بینی کند، بهره می جویند.
تحلیل فاندامنتال
تحلیل تکنیکال
این نوع تحلیل با استفاده از «مطالعه رفتار و حرکات قیمت و حجم سهام در گذشته و تعیین قیمت و روند آینده سهم» صورت می پذیرد. تغییرات قیمت سهم با استفاده از پیشینه تاریخی و نمودار توسط تحلیل گر تکنیکی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. این روش بیشتر مورد استفاده سفته بازان قرار می گیرد و بدین صورت قصد دارند تا بازده مورد نظر خود را در هنگام بالا رفتن قیمت سهم افزایش دهند. در واقع سرمایه گذاران با دیدگاه کوتاه مدت از این روش بهره می جویند.
تحلیل تکنیکی (فنی)، با آزمون قیمت های گذشته و حجم مبادلات حرکت های آینده، قیمت را پیش بینی می کند. اساس این تحلیل ها بر استفاده از نمودار و رابطه های ریاضی و هندسی متمرکز است تا بدین گونه روندهای کوچک و بزرگ بدست آید. در این راستا فرصت های خرید یا فروش از راه برآورد محدوده نوسانات بازار مشخص می شود.
تحلیل تکنیکی فرایند بررسی قیمت های تاریخی سهام در کوششی جهت تعیین قیمت های احتمالی آینده است. این کار به وسیلهٔ مقایسه روند انتظاری قیمت جاری با حرکت قیمت تاریخی قابل قیاس، انجام می گیرد تا نتیجه معقولی پیش بینی گردد. کارشناسان سنتی ممکن است این فرایند را به عنوان یک حقیقت این طور تعریف کنند که تاریخ خودش را تکرار می کند، حال آنکه دیگران به این گفته بسنده می کنند که باید از گذشته پند بگیریم.

تعریف تحلیل تکنیکال چیست؟

تعریف تحلیل تکنیکال چیست

تحلیل تکنیکال یا تحلیل تکنیکی (Technical Analysis) روشی برای پیش بینی قیمت در بازارها، بر اساس مطالعه و بررسی تاریخچه قیمت و حجم معاملات در آن بازار است.

تحلیل تکنیکال در بازار بورس اوراق بهادار، بازار ارز و فارکس و نیز بازارهای بورس کالا مورد استفاده قرار می‌گیرد.

تحلیل تکنیکال حدود سه قرن قدمت دارد و استفاده از شاخص های تکنیکال و ترسیم نمودارهای تکنیکال را می‌توان در نوشته های قرن هفدهم و هجدهم میلادی نیز مشاهده کرد.

شاید بتوان گفت که نخستین استفاده مستقیم اقتصادی مشهور از تحلیل تکنیکال را چارلز داو انجام داده است. چارلز داو که بنیان گذار وال استریت ژورنال است، شاخص میانگین صنعتی داو جونز را نیز طراحی کرد که هنوز، با وجود نواقص این شاخص و نقدهایی که بر آن وارد است، از جمله #شاخص‌های مهم اقتصادی محسوب می‌شود.

هنر تحلیل تکنیکال (با تاکید بر واژه‌ی هنر) تشخیص زمان تغییر روند قیمتها در تجزیه و تحلیل انحصاری فارکس نخستین مراحل تغییر قیمت و سوار شدن بر موج جدید قیمتهاست. تا زمانی که شواهد جدید نشان بدهد که روند جدیدتری در حال شکل گیری است و تحلیل گر تکنیکال، قبل از اینکه تمام بازار، متوجه تغییر روند بشود، تصمیم های سرمایه گذاری جدید را انتخاذ کند.

واژه تکنیکال وقتی در مورد بازارها و معاملات مورد استفاده قرار می‌گیرد، معنایی بسیار متفاوت از معنای رایج آن دارد.

استفاده از تحلیل تکنیکال برای بررسی یک بازار، به این معناست که به جای توجه به خود کالا و خدماتی که در آن بازار معامله می‌شود، فقط به رفتارهای بازار توجه کنیم.

تحلیل تکنیکال، دانش ثبت تاریخچه معاملات (معمولاً به صورت نمودارهای گرافیکی) و سپس پیش بینی روندهای محتمل در آینده بازار است.

تحلیل تکنیکی

عکس تحلیل تکنیکی

تحلیل تکنیکی (تکنیکال) یا تحلیل فنی (Technical Analysis) روشی برای پیش بینی قیمت ها در بازار از طریق مطالعه وضعیت گذشته بازار است. در این تحلیل از طریق بررسی تغییرات و نوسان های قیمت ها و حجم معاملات و عرضه و تقاضا می توان وضعیت قیمت ها در آینده را پیش بینی کرد. این روش تحلیل در بازار ارزهای خارجی، بازارهای بورس اوراق بهادار و بازار طلا و دیگر فلزات گران بها کاربرد گسترده ای دارد. تحلیلگران تکنیکال ارزش ذاتی اوراق بهادار را اندازه گیری نمی کنند، در عوض از نمودارها و ابزارهای دیگر برای شناسایی الگوهایی که می تواند فعالیت آتی سهم را پیش بینی کند، بهره می جویند.
تحلیل فاندامنتال
تحلیل تکنیکال
این نوع تحلیل با استفاده از «مطالعه رفتار و حرکات قیمت و حجم سهام در گذشته و تعیین قیمت و روند آینده سهم» صورت می پذیرد. تغییرات قیمت سهم با استفاده از پیشینه تاریخی و نمودار توسط تحلیل گر تکنیکی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. این روش بیشتر مورد استفاده سفته بازان قرار می گیرد و بدین صورت قصد دارند تا بازده مورد نظر خود را در هنگام بالا رفتن قیمت سهم افزایش دهند. در واقع سرمایه گذاران با دیدگاه کوتاه مدت از این روش بهره می جویند.
تحلیل تکنیکی (فنی)، با آزمون قیمت های گذشته و حجم مبادلات حرکت های آینده، قیمت را پیش بینی می کند. اساس این تحلیل ها بر استفاده از نمودار و رابطه های ریاضی و هندسی متمرکز است تا بدین گونه روندهای کوچک و بزرگ بدست آید. در این راستا فرصت های خرید یا فروش از راه برآورد محدوده نوسانات بازار مشخص می شود.
تحلیل تکنیکی فرایند بررسی قیمت های تاریخی سهام در کوششی جهت تعیین قیمت های احتمالی آینده است. این کار به وسیلهٔ مقایسه روند انتظاری قیمت جاری با حرکت قیمت تاریخی قابل قیاس، انجام می گیرد تا نتیجه معقولی پیش بینی گردد. کارشناسان سنتی ممکن است این فرایند را به عنوان یک حقیقت این طور تعریف کنند که تاریخ خودش را تکرار می کند، حال آنکه دیگران به این گفته بسنده می کنند که باید از گذشته پند بگیریم.

معامله بر اساس سوینگ

معامله به سبک swing، روشی معاملاتی با رویکرد بلند مدت می باشد. در این روش، معامله گر نیاز مند صبوری و باز نگاه داشتن معامله برای چندین روز متوالی است. این روش برای معامله گرانی که نمی توانند روند معاملهات خود را به طور دائمی مانیتور نمایند ولی در عوض می توانند روزانه زمانی حدود ۲ ساعت را برای تحلیل بازار اختصاص دهند، ایده آل می باشد. معامله گران Swing تلاش می کند تا روند بازار را در یک دوره متوسط شناسایی کنند و تنها زمانی وارد معامله شوند که احتمال موفقیت بالایی وجود دارد.

برای مثال، در یک روند صعودی نیاز است در سطوح Swing Lows وارد پوزیشن خرید شده و در مقابل، در بازارهای دارای روند نزولی، باید در سطوح Swing highs وارد پوزیشن فروش گردید و از مزایای اصلاحات روند، استفاده نمود.

همانگونه که مشخص است چنین سبک معامله ای نیاز مند تحمل حد Stop loss بالایی می باشد چرا که در صورت ورود به یک پوزیشن در محل هر یک از Swing ها، حد ضرر در محل Swing قبلی که معمولا” فاصله زیادی با محل ورود به پوزیشن دارد، قرار می گیرد و این امر را تنها می توان در معاملات با رویکرد بلند مدت پیدا کرد. البته در استفاده از حدود Stop loss، نیاز است اصول مدیریت سرمایه را در نظر داشته باشید.

معامله گر می تواند تصمیم به معامله به روش Swing نماید، اگر:

  • با باز نگاه داشتن معامله در طول چندین روز مشکلی نداشته باشد.
  • قصد داشته باشد، با تمرکز و دقت بیشتر، وارد معاملات مطمئن تر و البته کمتری گردد.
  • از لحاظ پارامترهای مارجین و همچنین شرایط روانی توانایی استفاده از حدود Stop loss بالا را داشته باشد.
  • صبور باشد.
  • در شرایطی که بازار بر خلاف هدف معامله حرکت می کند، از لحاظ روحی بتواند مسلط و مطمئن بماند.

معامله گر نباید تصمیم به معامله به روش Swing بگیرد، اگر:

  • علاقه مند به کسب سود در کوتاه مدت باشد.
  • کم حوصله بوده و انتظار دیدن نتیجه موفقیت یا شکست در کوتاه مدت را داشته باشد.
  • در صورت حرکت بازار بر خلاف سود دهی معامله، به سرعت مضطرب شده و کنترل خود را از دست دهد.
  • در طول روز قابلیت تحلیل و بررسی بازار به مدت یک یا دو ساعت را نداشته باشد.

مزایا:

  • معاملات به سبک سوینگ، نیازمند صرف زمان کمتری می باشد.
  • پتانسیل سود کوتاه مدت را با استفاده از نوسانات و ماکسیمم ومینیمم های قیمت به حداکثر می رساند.
  • معامله گران می توانند به طور انحصاری بر روی تجزیه و تحلیل تکنیکال متمرکز گشته و فرایند معامله را ساده نمایند.
  • معاملات در این سبک، همواره تحت ریسک ناگهانی تغییرات شبانه و هفتگی قرار دارند.
  • تغییرات ناگهانی بازار ممکن است منجر به تحمل زیان قابل توجهی گردد.
  • معامله گرانی که از این سبک استفاده می کنند، معمولا روندهای بلند مدت بازار را در ازای استفاده از تحرکات کوتاه مدت از دست می دهند.
  • تاکتیکهای معامله به روشSwing

یک معامله گر swing تمایل به کشف الگوهای چند روزه چارت دارد. برخی از این الگوهای رایج عبارتند از:

معامله گران معمولا در کنار الگوهای ذکر شده از الگوهای برگشتی کندل استیک به عنوان ابزاری کمکی جهت تعیین نقاط ورود و خروج در این معاملات استفاده می کنند. برای استفاده از این الگوها معمولا استراتژی مشخص و ثابتی وجود ندارد. ولی در کل باید سعی در افزایش مهارت شناخت الگوها و ورود و خروج به موقع در معاملات داشت. الگوهای چارت معمولا در بازه های زمانی کوتاه مدت معتبر نبوده و نمونه های معتبر را می توان در بازه های چند روزه پیدا کرد. از این رو عملا معامله با الگوهای چارت در روش معامله swing معتبر می باشد. در این روش برای تعیین حدود سود و ضرر همواره ارجحیت با استراتژی هایی می باشد که در آنها دسترسی به سود مورد انتظار در زمان کوتاهتری میسر خواهد گشت. جهت روشن شدن این روش در ادامه نمونه هایی تصویری از استفاده استراتژی swing با کمک الگوهای بلند مدت چارت برای شما ارایه خواهد شد:

آشنایی با ISO کدها (نمادها) در بازار مبادلات ارز

آشنایی با ISO کدها (نمادها) در بازار مبادلات ارز

نمادها علامت های اختصاری هستند که سازمان استاندارد جهانی (ISO) برای ارزها، شاخص ها و کالاهای اساسی معین نموده است. این نماد ها معمولا سه حرفی هستند. معمولا در نام اختصاری ارزها دو حرف اول نماد علامت اختصاری کشور مربوطه و حرف سوم نماد یا حرف اول ارز مربوطه می باشد. دلار ایالات متحده امریکا […]

نمادها علامت های اختصاری هستند که سازمان استاندارد جهانی (ISO)

برای ارزها، شاخص ها و کالاهای اساسی معین نموده است.

این نماد ها معمولا سه حرفی هستند. معمولا در نام اختصاری ارزها دو حرف اول نماد علامت اختصاری کشور

مربوطه و حرف سوم نماد یا حرف اول ارز مربوطه می باشد.

دلار ایالات متحده امریکا United States Dollar USD

یورو اتحادیه اروپا European Union Euro EUR ین ژاپن Japanese Yen JPY پوند انگلستان Pound Sterling GBP فرانک سوئیس Swiss Franc CHF دلار استرالیا Australian Dollar AUD دلار کانادا Canadian Dollar CAD یک اونس طلا Gold ounce XAU یک اونس نقره Silver ounce XAG

آشنایی با مفهوم جفت ارز (Currency Pairs)

همواره ارزش یا قیمت هر ارز در بازار با ارز دیگری تعیین می شود. به عنوان مثال ارزش یورو باید بر اساس ارز دیگری بیان شود، قیمت یورو در مقابل دلار (یعنی هر یک یورو چه میزان برابری نسبت به دلار ارزش دارد) قیمت یورو در مقابل پوند( برای هر یک یورو چه مقدار پوند باید پرداخت شود). از اینرو در بازار مبادلات ارز با جفت ارزها سر و کار خواهیم داشت. جفت ارزها با نماد اختصاری (ISO) دو ارز مشخص می شوند مانند: EUR/USD (میزان برابری یورو در مقابل دلار) GBP/USD (میزان برابری پوند در مقابل دلار) USD/CHF (میزان برابری دلار در مقابل فرانک سویس) USD/JPY (میزان برابری دلار در مقابل ین ژاپن) چهار جفت ارز فوق را جفت ارزهای اصلی (Major Currency) می گویند و در صورتی که در یک جفت ارز دلار ایالات متحده وجود نداشته باشد آن را ارز متقاطع (Cross Rate) می نامند. مانند: EUR/JPY- GBP/CHF- AUD/CAD در یک جفت ارز، ارز اول را ارز پایه (Base Currency) و ارز دوم را ارز متقابل (Counter Currency) می نامند. این ترتیب از آنجا حائز اهمیت است که نرخ یک واحد از ارز پایه را بر اساس ارز متقابل بیان می کنند. بعنوان مثال اگر نرخ خرید جفت ارز EUR/USD برابر 1.4328 باشد بدین معنی است که هر یک یورو، 1.4328 دلار می ارزد و برای خرید یک یورو باید 1.4328 دلار بپردازیم.

آشنایی با واحد سنجش تغییرات جفت ارزها (PIPs, Points)

به علت حجم بالای معاملات در بازار تبادلات ارزی (مبادلات ارز) معمولا نرخ برابری ارزها تا پنج رقم صحیح و اعشار محاسبه می شوند. در اغلب موارد، در ارزهای اصلی به جز ین ژاپن برابری ارزها به شکل یک رقم صحیح و چهار رقم اعشار آورده می شوند. در جفت ارزهایی که نرخ برابری آنها تا چهار رقم اعشار محاسبه می شود، به رقم چهارم بعد از اعشار پیپ (Pips) یا (Point) می گویند. مثلا اگر قیمت یورو به دلار از 1.3382 به 1.3384 برسد، می گوییم 2 پیپ افزایش یافته است. به عنوان یک مثال دیگر اگر قیمت پوند به دلار از 1.8855 به 1.8757 برسد می گوییم نرخ برابری پوند به دلار ، 98 پیپ کاهش یافته است. در جفت ارزهایی که شامل ین ژاپن هستند (و طبق آنچه گفته شد تا دو رقم اعشار محاسبه می شوند) رقم دوم بعد از اعشار را پیپ یا پوینت می نامیم. به عنوان مثال اگر قیمت GBP/JPY از 188.99 به 188.88 برسد می گوییم 11 پیپ افزایش یافته است.

آشنایی با مفهوم اسپرد (Spread) و قیمت خرید و فروش (Bid & Ask)

در بازار مبادلات ارز، برای هر جفت ارز در هر لحظه دو قیمت متفاوت وجود دارد. یکی قیمتی است که شما می توانید در آن قیمت خرید انجام دهید (این نرخ را Ask می گویند) و دیگری قیمتی است که شما می توانید در ان قیمت فروش انجام دهید (این قیمت را Bid می گویند) تفاوت این دو قیمت را اسپرد (Spread) می نامیم. مثلا در نرم افزار معاملاتی به EUR/USD نگاه کنید، خواهید دید: Ask1.4703 و Bid1.4701 بدین معنی که قیمت خرید جفت ارز یورو به دلار برای شما 1.4703 و قیمت فروش این جفت ارز برای شما 1.4701 می باشد. تفاوت این نرخ ها معمولا در یک کارگزار مقدار ثابتی است. مثلا در این مثال اسپرد EUR/USD دو پوینت یا دو پیپ می باشد. اسپرد در واقع هزینه ای است که معامله گر برای انجام معامله خود می پردازد. همانطور که ملاحظه می کنید، نسبت به حجم معامله عدد بسیار کوچکی خواهد بود.

آشنایی با تعریف لوریج (Leverage) اهرم افزایش سرمایه

از آنجا که تغییر نرخ برابری ارزها در بازار، روزانه در حدود یک درصد می باشد، ممکن است معامله گران و سرمایه گزاران شخصی و خرده پا رغبتی به معامله در بازار تبادلات ارزی نداشته باشند. چرا که اگر بتوانند با انجام معامله مناسب در زمان مناسب کل این تغییر نرخ را به نفع خود داشته باشند نیز در روز حداکثر یک درصد سود خواهند داشت که برای سرمایه های کوچک رقم بسیار ناچیزی خواهد شد. از این رو در بازار مبادلات ارز مفهومی به نام اعتبار اهرمی یا Leverage مطرح می گردد. با استفاده از لوریج، سرمایه گزار می تواند تا 100 برابر سرمایه خود وارد معامله شود (بسته به کارگزار شما بین 50 تا 500 متغیر باشد) به عنوان مثال معامله گری که 10000 دلار سرمایه در اختیار دارد، می تواند تا 1000000 دلار معامله انجام دهد. بنابراین اگر در یک معامله 1000000 دلاری، بتواند یک دهم نوسان روزانه یک جفت ارز را شکار کند، یعنی 0.1 درصد، 1000 دلار سود عاید وی خواهد شد که برابر 10 درصد سرمایه اولیه وی می باشد. به این معنی که با در اختیار داشتن 10000 دلار، یک معامله یک میلیون دلار را آغاز می کند. در اینجا معامله گر صاحب یک معامله یک میلیون دلاری است، هر چقدر که این معامله سود ایجاد کند متعلق به وی خواهد بود ولی اگر این معامله به ضرر منجر شود، ضرر معامله یک میلیون دلاری از 10000 دلار وی کاسته می شود تا جایی که ممکن است ضرر این معامله به اندازه کل 10000 دلار سرمایه برسد. در چنین وضعیتی، معامله به طور خودکار از طرف کارگزار بسته می شود. همانطور که مشاهده می کنید، Leverage مانند یک شمشیر دو لبه عمل می کند. هم می تواند سودهای معامله گر را صدها برابر کند و هم منجر به ضرر او شود.

آشنایی با لات – Amount، Lot واحد اندازه گیری حجم معاملات

Contract Size اندازه حجم قرارداد یک معامله در بازار مبادلات ارز می باشد. اندازه قراردادها با واژه هایی مانند لات Amount یا Lot سنجیده می شود. در Amount حجم معامله به ارز پایه یا ارز اصلی سنجیده میشود و Lot واحد اندازه گیری حجم معامله می باشد در بیشتر قراردادها هر لات برابر با 100000 واحد ارز پایه است. 100000 واحد ارز پایه= Lot 1 = K Amount100 اندازه اغلب معاملات مضربی از 100000 واحد محاسبه می شود. 10000 واحد ارز پایه= Lot 0.1 = K Amount10

اصول انجام محاسبه سود و زیان

محاسبه سود و زیان معامله ای از یک جفت ارز بر اساس ارز دوم (Counter Currency) انجام می شود. نحوه محاسبه سود و زیان تغییرات قیمت بر اساس ارز دوم (Profit or Loss= (Sell Price – Buy Price) * (Amount مثال: معامله گری جفت ارز یورو به دلار آمریکا را با اعتبار نیم لات در قیمت 1.2744 فروخته و در قیمت 1.2717 خرید انجام داده است سود یا زیان این معامله به شیوه زیر محاسبه می شود. EUR/USD Buy Price= 1.2717 Sell Price= 1.2744 Contract Size= 0.5 Lot or 50K Profit or Loss = (1.2744 – 1.2717) * 50000= 135$ این معامله 135 دلار سود داشته است.

روش محاسبه

از آنجا که ارز مبنا اغلب حساب های معاملاتی در بازار مبادلات ارز به دلار می باشد معامله گران ترجیح می دهند سود و زیان معامله ایشان به دلار محاسبه گردد. روش محاسبه ای که در بالا ذکر شد سود و زیان بر مبنای ارز دوم (Counter Currency) محاسبه می شود. در صورتی که ارز دوم دلار نباشد یک مرحله عملیات تقسیم قیمت لحظه خروج معامله به دلار نیز محاسبه می گردد. (Profit or Loss=((Sell Price – Buy Price)/Closing Price)* (Amount قیمت خروجی (Closing Price) قیمتی است که فارق از نوع فرمان اولیه خرید یا فروش، معامله در این قیمت پایان می یابد. در صورتی که در ابتدا اقدام به خرید کرده باشیم قیمت خروجی قیمت فروش می باشد و در صورتی که در ابتدا اقدام به خرید کرده باشیم قیمت خروجی قیمت خرید می باشد. در انتها، محاسبه ما تقسیم بر این قیمت خروجی می شود تا سود و زیان معامله به ارز اول سنجیده شود. مثال: معامله گری جفت ارز دلار آمریکا به ین ژاپن را با اعتبار 2Lot ابتدا در قیمت 106.89 خریده و در قیمت 107.10 فروخته است سود یا زیان این معامله به شیوه زیر حساب می شود. USD/JPY Buy Price= 106.89 (Opening Price) Sell Price= 107.10 (Closing Price) Contract Size= 2 lot or 200K Profit or Loss= ((107.10 – 106.89)/107.10) * 200000= 392.16$ این معامله 392.16 دلار سود داشته است.

آشنایی با انواع دستورات

هر نوع معامله در بازار مبادلات ارز با مشخص شدن چهار شاخص دستوری انجام می پذیرد: 1- نوع جفت ارز 2- حجم معامله 3- تعیین دستور خرید یا فروش 4- قیمت ورودی معاملات در بازار مبادلات ارز به دو شکل کلی انجام می پذیرد 1-Market Order 2- Pending Order

آشنایی با Market Orders

سفارش و دستوری که معامله گر به صورت دستی و لحظه ای بر اساس نرخ های موجود ارائه شده وارد بازار می شود. دستوراتی که برای کارگزار دارای چهار شاخص بالا باشد دستورات لحظه ای ورود به بازار نامگذاری می شود. این دستورات توافق مشتری با نرخ لحظه ای ارائه شده کارگزار را برای ورود به معامله جدید نشان می دهد.

آشنایی با Pending Order

سفارش و دستوری که بر اساس قیمت حال حاضر بازار تعیین نشود بلکه بر اساس تغییرات قیمت دستور ورود به بازار تنظیم گردد دستورات معلق نامیده می شود. به عنوان مثال اگر قیمت جفت ارز EUR/USD برابر 1.4328 باشد، معامله گر می تواند یک دستور به کارگزار ارسال کند که اگر قیمت به 1.4421 رسید، خرید یا فروشی برای وی انجام دهد. دستورات معلق نسبت به دستورات بازاری دارای یک پارامتر اضافی یعنی زمان می باشد. در زیر دو نمونه از این دستورات بسته به جهت و قیمت توضیح داده می شود. 1- (GTC (Good till cancelled دستوری که تا زمانی که معامله گر آن را باطل نکند در بازار آماده فعال شدن باقی می ماند. 2- (GFD (Good for day دستوری که تا پایان همان روز کاری اعمال دستور آماده باقی می ماند و در صورت اتمام روز کاری دستور غیر فعال می شود. اتمام روز، ساعت توافقی کارگزار می باشد که از قبل به اطلاع سرمایه گذار رسیده است. اغلب کارگزاران ساعت 24 گرینویچ را پایان روز کاری خود قرار می دهند و دستورات GFD در صورت فعال نشدن در این ساعت ابطال می شود.

انواع Pending Order غیر از مبحث زمان فعال سازی به قیمت فعال سازی دستور نیز وابستگی دارند و از این لحاظ به چهار دسته تقسیم می شوند.

A) Buy Limit) دستور بای لیمیت دستوری است که سفارش خرید در قیمتی پایین تر از قیمت جاری بازار گذاشته می شود. این دستور زمانی استفاده می شود که معامله گر آغاز روند صعودی را پایین تر از قیمت فعلی بازار پیش بینی می کند. B) Sell Limit) تجزیه و تحلیل انحصاری فارکس دستورسل لیمیت دستوری است که سفارش فروش در قیمتی بالاتر از قیمت جاری بازار گذاشته می شود. این دستور زمانی استفاده می شود که معامله گر آغاز روند نزولی را بالاتر از قیمت فعلی بازار پیش بینی میکند. C) Buy Stop) دستور بای استاپ دستوری است که سفارش خرید را در قیمتی بالاتر از قیمت جاری بازار قرار می دهد. این دستور زمانی استفاده می شود که معامله گر آغاز روند صعودی را بالاتر از قیمت فعلی بازار، پیش بینی می کند. D) Sell Stop) دستور سل استاپ دستوری است که سفارش فروش را در قیمتی پایین تر از قیمت جاری بازار قرار می دهد. این دستور زمانی استفاده می شود که معامله گر آغاز روند نزولی را پایین تر از قیمت فعلی بازار، پیش بینی می کند.

آشنایی با سایر دستورات معاملاتی

غیر از انواع دستوراتی که برای ورود به معاملات نزد کارگزار قابل تعریف می باشد دستورات دیگری نیز وجود دارند که از جنبه های مختلف مدل معاملات را برای کارگزار مشخص می کند. از مهمترین این دستورات که برای معاملات فعال و باز تعریف می شود (تیک پرافیت و استاپ لاس) Stop Loss و Take Profit هستند. Stop Loss یا Cut Loss از خانواده دستورات استاپ می باشد. این دستور برای کارگزار مشخص می کند در صورتی که معامله وارد ضرر شد در چه قیمتی کاگزار معامله را با زیان متوقف کند. Take Profit دستوری از خانواده دستورات لیمیت می باشد. این دستور برای کارگزار مشخص می کند در صورتی که معامله وارد سود شد کارگزار معامله را با چه میزان سود به پایان برساند. سفارشات دیگری نیز بین کارگزاران وجود دارد که قابلیت های دیگری را به معامله گر برای انجام معاملات ارائه می دهد مانند سفارش OCO (One cancel the other)، در این سفارش دو دستور به هم ربط پیدا می کنند. فعال شدن هر کدام بصورت خودکار دستور مرتبط را باطل می کند. با اینکه دستورات دیگری نیز بین کارگزاران یا شبکه بانکی وجود دارد به علت عمومیت نداشتن فعلا به ذکر همین نمونه ها بسنده می کنیم.

آشنایی باروش های بررسی بازارهای مالی

بطور کلی سوداگران(معامله گران) از سه روش پایه برای تحلیل و پیش بینی بازار استفاده می کنند. الف: Technical tahlil (تحلیل تکنیکال) تکنیکالیست ها افرادی هستند که از مطالعه رفتار های بازار با استفاده از نمودارها با هدف پیش بینی آینده روند قیمت ها استفاده می کنند. آنها عقیده دارند هر چیزی که بتواند در قیمت تاثیرگذار باشد عینا در قیمت فعلی لحاظ شده است. تکنیکالیست ها بر پایه سه نظریه پایه به تجزیه و تحلیل بازار می پردازند: - تغییر قیمت ها هدفمند می باشد - قیمت ها بر اساس روند ها حرکت می کنند - در مورد قیمت، تاریخ تکرار می شود ب: Fundamental tahlil (تحلیل فاندامنتال) فاندامنتالیست ها، سوداگرانی هستند که بر اساس متغیرهای سیاسی، واقعیت های اقتصاد بین الملل و وضعیت اقتصاد داخلی با تفسیر بنیادی در جستجوی انگیزه ها و دلایل حرکت نرخ های مبادله ارزی می باشند. ج: Technical & Fundamental tahlil (تحلیل تکنیکال و فاندامنتال) سوداگرانی که با ترکیب و تجزیه تحلیل عوامل تکنیکال و فاندامنتال به تفسیر و پیش بینی آینده قیمت در بازار می پردازند. روش این دسته از سوداگران بیش از آنکه وابسته به هر کدام از دو دسته بالا باشد بر اساس تجربه و ترکیب عوامل گوناگون تغییرات قیمت و عوامل بنیادی می باشد.

آشنایی با مفهوم بهره شبانه (سواپ – Swap) و نحوه محاسبه در معاملات

از آنجا که اغلب معاملات در بازار ارز در شبکه بانکی انجام می شود و واسطه سرمایه گذاران با بانک ها در قالب موارد بروکر (کارگزاران) می باشند. کارگزاران به علت اینکه نرخ بهره در کشورهای مختلف نزد بانک ها متفاوت می باشد بر اساس ساعت مشخص خویش ما به تفاوت نرخ بهره معاملات باز مشتریان را محاسبه و نرخ بهره آنرا در سود و زیان معامله لحاظ می کنند. بروکرهایی نیز وجود دارند که در زمان بازگشایی حساب به مشتریان اطلاع می دهند سیستم آنها بر مبنای کسر مبلغی معین به ازای هر لات معامله بعد از پایان روز کاری می باشد. مفهوم بهره شبانه در معاملات اسپات (لحظه ای) که کمتر از دو روز کاری معاملات باز می باشند کاربرد زیادی ندارد ولی در صورتی که قصد سوداگری با معاملات بلند مدت را دارید حتما از روش محاسبه بهره شبانه کارگزار و نرخ های بهره کشورهای مختلف آگاهی داشته باشید.

معاملات فارکس و بانک های مرکزی

سیاست های پولی به عنوان اقدامات انجام شده توسط یک بانک مرکزی برای تنظیم عرضه ارز خود تعریف می شود.

بانک های مرکزی نیز سپرده های ارزی را به عنوان نوعی دارایی نگهداری می کنند و حجم این ذخایر نشان دهنده توانایی یک کشور در پرداخت بدهی های خارجی خود است و به اعتبار کلی آنها کمک می کند.

در گذشته، هنگامی که استاندارد طلا وجود داشت، ذخایر با طلا نگهداری می شد (یعنی پشتوانه مالی بانک های مرکزی اغلب شامل طلا بوده).

جایگاه دولت ها و بانک های مرکزی در فارکس

جایگاه دولت ها و بانک های مرکزی در فارکس

اما امروزه ارز های معتبری در دنیا هستند که بانک ها از آن ها به عنوان ذخایر خود استفاده می کنند. همانطور که تصور می کنید دلار آمریکا، یورو، فرانک سوئیس و ین ژاپن ارز هایی است که توسط بانک های مرکزی استفاده می شود.

این وظیفه بانک های مرکزی است که اقتصاد خود را به روشی پایدار اداره کنند. به همین ترتیب آنها باید از طریق سیاست های ارزی، عرضه پول را تنظیم کنند.

بانک های مرکزی برای جلوگیری از هر گونه اثر تورمی و یا تقویت رشد اقتصادی اقدام به معاملات در بازار آزاد ارز می کنند.

در زمان رکود اقتصادی یا بحران مالی، بانک های مرکزی برای کاهش نرخ بهره، دست به خرید گسترده دارایی می زنند.

اگرچه این کار همیشه کارساز نیست، اما علت انجام چنین کاری این است که وقتی پایه پولی افزایش می یابد، ارز بیشتری در اختیار بانک های خصوصی و موسسات قرار می گیرد که این خود منجر به افزایش اعتبار می شود که در نتیجه شاهد افزایش نرخ ها در داخل اقتصاد داخلی یک کشور هستیم.

از طرف دیگر تورم می تواند به شکل دیگری رخ نشان دهد، معمولاً پس از یک دوره طولانی رشد اقتصادی، بانک های مرکزی وارد عمل می شوند و اقدامات انقباضی را انجام دهند.( بالا بردن نرخ بهره بانکی)

با افزایش نرخ بهره، پول کمیاب شده و اعتبار شروع به کاهش می کند. مشاغل و اشخاص برایشان سخت تر است که بتوانند پول خود را بگیرند. این امر باعث کندی اقتصاد می شود و به همین ترتیب کنترل بر روی یک فضای تورمی اعمال می شود.

به عنوان یک معامله گر فارکس، مهم است که مراقب انتشارات اخبار اقتصادی و سخنرانی های بانک های مرکزی باشید. تقویم اقتصادی مناسب برای همه معامله گران مهم است، صرف نظر از اینکه شما با استفاده از تحلیل بنیادی یا تجزیه و تحلیل نمودار(فنی) معاملات خود را انجام می دهید.

مثال سیاست های پولی

برای نشان دادن این مسئله با یک مثال، بیایید نگاهی به بانک ژاپن و برخی از اقدامات آنها برای ادامه رقابت در تجارت جهانی بیندازیم. بانک ژاپن تلاش می کند ارزش ین ژاپن را پایین نگه دارد تا صادرات در سراسر جهان ارتقا دهد.

دولت ژاپن با کاهش ارزش ین می تواند اطمینان حاصل کند که صادرات آنها برای سایر نقاط جهان همچنان جذاب باشد و به همین ترتیب محصولات تولید شده در ژاپن به پیشرفت اقتصاد ژاپن کمک کند.

این کاهش ارزش پول در اقتصاد می تواند منجر به رکود اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری شود. این مثالی است از اینکه چرا سیاست بانک مرکزی و اقداماتی که انجام می دهد برای ثبات مالی یک کشور بسیار مهم است

عمده ترین بانک های مرکزی در سراسر جهان

بانک مرکزی اروپا

ساختمان بانک مرکزی اروپا

FOMCبیش از 85 درصد کل معاملات ارزی با دلار آمریکا انجام می شود. شکی نیست که دلار آمریکا پر فروش ترین ارز تجزیه و تحلیل انحصاری فارکس در جهان است. فدرال رزرو با نفوذترین بانک مرکزی در جهان شناخته می شود و تغییرات نرخ بهره توسط فدرال رزرو ایالات متحده تأثیر قابل توجهی بر سایر ارزهای جهان دارد. فدرال رزرو دارای یک بخش است، یعنی کمیته بازار آزاد فدرال(FOMC) که وظیفه تصمیم گیری در مورد نرخ بهره را بر عهده دارد.
FOMC سالانه هشت بار جلسه می گذارد و همانطور که می توانید تصور کنید، تصمیمات گرفته شده توسط FOMC به دقت توسط سرمایه گذاران و بازرگانان داخلی و خارجی آمریکا بررسی می شود.
BOEاز نظر بسیاری، بانک انگلیس یکی از توانمندترین بانک های مرکزی است. هدف اصلی BOE حفظ ثبات پولی و مالی است. هدف BOE حفظ تورم در هدف 2٪ در سال است.
بانک مرکزی انگلیس کمیته ای به نام کمیته سیاست های پولی دارد که مسئولیت تنظیم سیاست های پولی را بر عهده دارد. کمیته سیاست های پولی از 9 عضو کل تشکیل شده است.
ECBعلامت بانک مرکزی اروپا(ECB) یورو است. بانک مرکزی اروپا پس از ایجاد EURO در سال 1998 تشکیل شد.
نقش بانک مرکزی اروپا تصمیم گیری در مورد سیاست های پولی و ایجاد ثبات قیمت است. کمیته ای که مسئول اصلی این امر است به عنوان شورای حاکم شناخته می شود.
شورای حاکم از 6 عضو هیئت مدیره بانک مرکزی اروپا تشکیل شده است و شامل تمام روسای بانکهای مرکزی ملی کشورهایی است که اتحادیه اروپا را تشکیل می دهند.
بانک مرکزی اروپا چندین بار در ماه تشکیل جلسه می دهد، اما فقط در 11 بار از این زمان ها، سیاست پولی را در صورت لزوم تغییر می دهد.
RBNZتصمیمات سیاست پولی بانک رزرو نیوزلند در اختیار رئیس کل بانک مرکزی است. برخلاف سایر بانکهای مرکزی که در مورد آنها بحث کردیم، RBNZ کمیته رسمی سیاست پولی ندارد. در عوض، فرماندار قدرت انحصاری تصمیمات سیاست پولی را دارد.
هدف RBNZ تورم 1.5٪ در سال است. یکی از معیارهای اصلی تورم، شاخص قیمت مصرف کننده است و بنابراین این یک شاخص اقتصادی است که هم بازرگانان اصلی و هم معامله گران فنی باید آن را زیر نظر بگیرند.
SNBبانک سوئیس دارای یک کمیته پولی نسبتاً کوچک بوده که متشکل از 3 فرد اصلی است. SNB تا آنجا که تصمیمات مربوط به نرخ بهره گرفته می شود محافظه کارانه عمل می کند. کمیته پول بانک ملی سوئیس هر سه ماه یکبار تشکیل جلسه می دهد.
BOJکمیته سیاست های پولی بانک ژاپن از فرماندار BOJ، دو معاون فرماندار و 6 عضو دیگر تشکیل شده است. از آنجا که اقتصاد ژاپن وابستگی زیادی به صادرات دارد، یکی از مهمترین نگرانیهای کمیته BOJ اطمینان از ین نسبتاً ضعیف است (ارزش پایین ین).
BOJ برای اطمینان از این هدف در بازار آزاد کاملاً فعال است. بانک ژاپن به طور معمول یک یا دو بار در ماه تشکیل جلسه می دهد.
BOCکمیته پولی بانک کانادا مسئول تصمیمات نرخ، به عنوان شورای حاکم شناخته می شود. متشکل از رئیس بانک کانادا ، یک معاون ارشد و چهار معاون است. BOC هدف تورم را بین یک تا 3 درصد در سال تعیین کرده است و تاکنون در تحقق این هدف طی 15 سال گذشته موفق بوده است.
RBAبانک مرکزی معروف به RBA دارای کمیته سیاست های پولی متشکل از فرماندار RBA، معاون فرماندار، دبیر خزانه داری و شش عضو دیگر است که توسط دولت استرالیا منصوب شده اند.
RBA نرخ تورم سالیانه بین 2 تا 3 درصد را دارد.
این کمیته یازده بار در سال برای بحث و تصمیم گیری در مورد سیاست های پولی جلسه می گذارد.

درک اهداف بانک های مرکزی در سراسر جهان، به معامله گران کمک می کند تا حرکت دراز مدت یک ارز را ارزیابی کنند. دانستن اینکه اهداف تورم برای هر بانک مرکزی چیست و نرخ تورم فعلی در آن کشورها کجاست، بینش ارزشمندی را درباره حرکت بالقوه قیمت فراهم می کند.

همانطور که بحث شد، بانکهای مرکزی نقشی اساسی در سلامت اقتصادی کشورهای متبوع خود دارند. آنها نقش های زیادی از جمله نظارت بر سیستم پولی و اطمینان از رقابت جهانی و کنترل نرخ بهره، تورم و عرضه کلی ارز خود دارند.

بانکهای مرکزی ابزارهای بسیاری در اختیار دارند تا اطمینان حاصل کنند که اهداف نهایی آنها برآورده می شود، از جمله مشارکت در بازار آزاد و مداخلات. تصمیماتی که بانک های مرکزی می گیرند تأثیرات گسترده ای دارد و از این رو مهم است که تمام معامله گران به اقداماتی که انجام می دهند توجه زیادی داشته باشند.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا