بروکرهای فارکس

انواع استراتژی


در نهایت، این امر می تواند بسیار ارزشمند باشد که یک چشم خود را به زمانی که رقبایتان تبلیغات بزرگ خود را عرضه می کنند نگه دارید. اگر بودجه تبلیغاتی برای خود کنار بگذارید، ممکن است قادر باشید سرعت خود را در رقابت حفظ کنید و حتی از رقبایتان پیشی بگیرید.

استراتژی های بازار اختیار معامله

در قسمت سوم از سری آموزش های 10 استراتژی بازار اختیار معامله، به معرفی دو استراتژی گلوبند محافظ و استرادل موقعیت خرید پرداخته شد. در ادامه دو استراتژی دیگر بازار آپشن با نام های استرانگل موقعیت خرید و دامنک پروانه‌ای موقعیت خرید با اختیار خرید مورد بررسی قرار می گیرد.

7- استرانگل موقعیت خرید

در استراتژی استرانگل خرید، سرمایه‌گذار یک اختیار خرید به قیمت بالاتر از قیمت بازار و یک اختیار فروش به قیمت بالاتر از قیمت بازار را به صورت همزمان روی یک داریی پایه یکسان و با تاریخ سررسید یکسان و قیمت اعمال متفاوت خریداری می‌کند. سرمایه‌گذاری که چنین راهبردی را انتخاب می‌کند معتقد است که قیمت دارایی پایه به شدت دچار نوسان خواهد شد ولی در مورد جهت این نوسان تردید دارد.

به عنوان مثال، این استراتژی می‌تواند یک شرط‌بندی درباره اخبار مربوط به اعلان درآمد شرکت و یا رویدادی مرتبط با موافقت سازمان غذا و دارو درمورد سهام یک شرکت داروسازی باشد. ضرر این استراتژی محدود می‌شود به هزینه پرداخت‌شده بابت خرید دو قرارداد اختیار معامله. استراتژی استرانگل، ارزان‌تر از استرادل است چرا که «اختیار‌ معاملات» خریداری شده به قیمتی بالاتر از قیمت بازار هستند.

اختیار معامله و استراتژی استرانگل موقعیت خرید

در نمودار سود و زیان، به نقاط سربه‌سر توجه کنید. این استراتژی زمانی که نوسان قیمت سهام به یک سمت زیاد باشد سودآور خواهد بود. در این مورد نیز برای سرمایه‌گذار مهم نیست که نوسان قیمت سهام صعودی باشد یا نزولی، بلکه تنها کافی است که مقدار نوسان به اندازه‌ای بزرگ باشد که بتواند قیمت پرداختی بابت خرید اختیارات معامله را پوشش داده و سود ایجاد کند.

8- دامنک پروانه‌ای موقعیت خرید با اختیار خرید

استراتژی‌های قبلی به تلفیقی از دو موقعیت یا قرارداد متفاوت نیاز داشتند. در استراتژی دامنک پروانه‌ای موقعیت خرید با استفاده از اختیار خرید، سرمایه‌گذار دو استراتژی دامنک خیزان و دامنک افتان را با یکدیگر ترکیب می‌کند. در این حالت سه «قیمت اعمال» متفاوت به کار گرفته می‌شود. تمام اختیارات معامله روی یک دارایی پایه یکسان و تاریخ سررسید یکسان منعقد می‌شوند.

به عنوان مثال، یک دامنک پروانه‌ای اینطور شکل می‌گیرد: خرید یک اختیار خرید با قیمت اعمال کمتر از قیمت بازار، و همزمان فروش دو« اختیار خرید» با قیمت بازار و خرید یک اختیار خرید با قیمت بالاتر از قیمت بازار. در یک دامنک پروانه‌ای متعادل، عرض بال‌ها با یکدیگر برابر است. حالت این مثال را «پرواز خرید» می‌نامند و نتیجه آن یک بدهی خالص خواهد بود. سرمایه‌گذاری که این استراتژی را انتخاب کرده تصور می‌کند که قیمت سهام تا پیش از سررسید این قراردادها تغییر قابل‌ملاحظه‌ای نخواهد کرد.

اختیار معامله و استراتژی دامنک پروانه‌ای موقعیت خرید با اختیار خرید

در نمودار سود و زیان فوق، توجه داشته باشید که حداکثر عایدی زمانی ایجاد می‌شود که قیمت سهام تا پایان تاریخ سررسید ثابت باقی بماند (به قیمت اعمال برابر با قیمت بازار). هرقدر که قیمت سهام از قیمت اعمال دور شود، تغییرات منفی در نمودار سود و زیان بزرگتر خواهد بود. حداکثر ضرر زمانی به وجود می‌آید که قیمت سهام در یک قیمت اعمال پایین‌تر باقی بماند (و یا قیمت سهام بالاتر از قیمت خرید اعمالی باقی بماند). این استراتژی هم صعود محدود و هم نزول محدود قیمت خواهد داشت.

Generic placeholder image

گروه بی نظیر

مدرس و تحلیلگر بازار سرمایه تحلیلگر بازار مالی فارکس تحلیلگر ارشد سایت یار سرمایه برگزاری بیش از صد دوره آموزشی تحلیل بورس و فارکس عضو تیم icf_market تنها ارائه دهنده سبک ولوم تریدینگ به زبان فارسی در دنیا

6 مورد از بهترین انواع استراتژی تبلیغات برای کسب و کارهای کوچک

6 مورد از بهترین انواع استراتژی تبلیغات برای کسب و کارهای کوچک

صاحبان کسب و کارهای کوچک باید درمورد کمپین های تبلیغاتی خود واقع بین باشند. بدون شک صاحبان کسب و کارهای کوچک در جستجوی راه حل های اثربخش و کم هزینه برای کمپین های تبلیغاتی خود هستند، اما عمدتا، تنها می توانید یکی از آن دو را داشته باشید؛ البته بعید به نظر می رسد که بتوانید کانالی را برای تبلیغات خود پیدا کنید که همزمان اثربخش و ارزان باشد. و به همین دلیل است که تعریف و تدوین استراتژی تبلیغات در کسب و کار کوچک از اهمیت بالایی برخوردار است.

به همین دلیل است که باید برای تبلیغات خود بودجه بندی داشته باشید، نه فقط به شکل بازی با پولی که تاکنون صرف کرده اید. با تخصیص میزان درست پول به کانال های درست، نتایجی که می خواهید را به دست می آورید، یا حداقل بر مبنای داده هایی که گردآوری کرده اید، نتایجی موجود را بهبود می بخشید. اگر مخارج و هزینه های ماهانه شما مشخص و در طول زمان پایدار باشند، بهتر می توانید کارایی را نیز اندازه بگیرید.

با توجه به نیاز شما برای بهینه سازی تلاش های تبلیغاتی خود، در اینجا بهترین استراتژی تبلیغات در کسب وکارهای کوچک وجود دارد که در قالب زیر معرفی می شوند :

برای مخاطبان خود هدف گذاری کنید

متأسفیم، اما محصول یا خدمت منحصربفردی که شما در حال ارائه آن هستید با نیازهای هیچ فردی در زمین انواع استراتژی مطابقت ندارد. بسیاری از کسب و کارها کمپین های کاملا هدفمندی را پیاده سازی و اجرا نمی کنند، حتی با وجود این حقیقت که هدف گذاری یکی از مزایای اولیه تبلیغات آنلاین می باشد.

بدون شک، باید قادر باشید بر مبنای داده هایی که جمع آوری کرده اید، پروفایلی از مشتریان هدف خود ایجاد کنید. با اطلاعاتی که در دست دارید و آنچه که درباره مشتریان فعلی خود می دانید، می توانید شروع کنید به اینکه مشخصه های جمعیت شناختی و روانشناختی مشابه را در کمپین های خود رعایت کنید و روی آنها هدف گذاری کنید تا بتوانید مشتریان بیشتری را جذب کنید.

استراتژی تبلیغات


چه در حال تبلیغ به شکل آنلاین باشید وچه آفلاین، از این موضوع مطمئن شوید که تصویر شما ، نوع مشتریانی که می خواهید با آنها در تعامل باشید را منعکس سازند، چراکه این عامل کلیدی برای هدفگذاری درست است .

تبلیغات خود را ردیابی و اندازه گیری کنید

بسیاری از کسب وکارها هیچ ایده و نظری ندارند که آیا تبلیغاتشان واقعا اثرگذار و کارا بوده یا خیر و این امر به راحتی محقق نخواهد شد. پلتفرم های تبلیغات آنلاین نظیر Google AdWords و Facebook آمارهای گسترده ای که مربوط به تبلیغات شما هست را برایتان مهیا می سازند و این امر به شما کمک خواهد کرد تا تعیین کنید که چه چیزی در حال رخ دادن است و چه چیزی نه. این بدین معنا نیست که شما نیاز به آزمون و آزمایش نخواهید داشت، هرچند این امر ممکن است برای شما وقت گیر باشد تا آگهی ایجاد کنید که با مشتریان هدف شما تعاملی شکل گیرد و موثر واقع شود اما این واقعا به این معناست که قادر خواهید بود از این طریق نسبت به تلاش های آتی خود تصمیمات سریع تری بگیرید.

اگر در حال برگزاری کمپین تبلیغاتی بصورت آفلاین هستید، باید یک آدرس پست الکترونیکی مشخص یا شماره تماسی فراهم کنید تا خیلی شفاف تر متوجه این قضیه شوید که پیروان و حامیانتان چگونه شما را پیدا می کنند و چه چیزی در حال رخ دادن است. این تلاشی ارزشمند و بدون صرف هیچ زحمتی است، پس حدسیات را کنار بگذارید و به ردگیری عوامل استراتژی تبلیغات خود بپردازید .

زمان تبلیغ کردن را بدانید

در نگاه اول، تبلیغات در تمام طول سال و گسترش و توزیع بودجه به صورت برابر و ماه به ماه ممکن است رویکردی عاقلانه و خردمندانه به نظر برسد. اما اگر به راه اندازی کسب و کار خود و گذشته فکر کنید، احتمالا فعالیت هایی را انجام می دادید که قابل مقایسه نبودند. هیچ راهی برای شما وجود ندارد که یک طرح بازاریابی و تبلیغات مشابه را در طول سال حفظ کنید بلکه باید با توجه به beloved.marketing مناسب برای هر دوره ی زمانی کمپین های انواع استراتژی تبلیغاتی درستی را طراحی کنید.

اگر محصولات فصلی به فروش می رسانید، باید در فصولی که بهترین و بالاترین سطح عملکرد را دارید، تبلیغ کنید.حتی ممکن است کمی زود دست به کار شوید و بعضی از تبلیغات خود را برای زمانی دیگر نگه دارید.

عید نوروز، تابستان، شب یلدا و اعیاد نظیر آن به عنوان بهترین فصول برای تبلیغات و دارای عملکردی بالا محسوب می شوند، البته باید به نوع کسب و کاری که در حال اجرای آن هستید هم توجه داشته باشید، چراکه ممکن است هیچ ارتباطی به این اعیاد نداشته باشد. البته ممکن است که برای شما مفید باشد که بخشی از پول اضافی خود را برای تبلیغات انواع استراتژی در چنین روزهایی و یا سایر تعطیلات صرف کنید.

استراتژی تبلیغات


در نهایت، این امر می تواند بسیار ارزشمند باشد که یک چشم خود را به زمانی که رقبایتان تبلیغات بزرگ خود را عرضه می کنند نگه دارید. اگر بودجه تبلیغاتی برای خود کنار بگذارید، ممکن است قادر باشید سرعت خود را در رقابت حفظ کنید و حتی از رقبایتان پیشی بگیرید.

به خوبی برندسازی کنید

آیا مشتریان شما می توانند فورا تبلیغات مبتنی بر لوگو، رنگ، تصویر یا طرح حروف شما را تشخیص دهند؟ اگر این سوال برای شما مضحک و احمقانه به نظر می رسد، فقط نگاهی به آنچه برندها و شرکت های بزرگ انجام می دهند بیاندازید. گاهی اوقات، شما تبلیغات آن ها را تنها از روی رنگی که استفاده کرده اند شناسایی می کنید.

در طول زمان، مشتریانتان، شما را با طرح های تبلیغاتی تان می شناسند و به آنها واکنش نشان می دهند. ممکن است بخواهید هربار که آگهی جدیدی ایجاد می کنید، برندسازی خود را تغییر دهید، اما این کار در طولانی مدت گیج کننده و بی اثر خواهد بود. هدف شما باید نمایشی یکپارچه در مکان های مورد انتظار باشد، با آگهی های تبلیغاتی آشنا که به طور پیوسته برای مشتریان هدف شما طنین انداز می شود.

نتیجه اینکه : به خوبی برندسازی کنید و به تصویر برند خود بچسبید. از طریق تداعی و تجربه برند، وفاداری خلق کنید.

از منابع خود به خوبی استفاده کنید

شما به خوبی اهمیت رتبه بندی در جستجوی اینترنتی را می دانید، اما ممکن است به همین سادگی ها به منابع دسترسی نداشته باشید و یا وقت کافی برای ایجاد محتوای جدید و آموزنده برای وبسایت خود نداشته باشید.

در چنین مواردی، بهترین تصمیم آن خواهد بود که از خدماتی نظیر Google AdWords و یا Bing Ads استفاده کنید، در این صورت رتبه بالاتری در نتایح جستجوها به دست می آورید بدون آنکه حتی به دنبال بهینه سازی پست ها با واژگان کلیدی انتخابی باشید . اگر برای تبلیغات بودجه دارید اما وقت کافی برای تولید محتوا ندارید، می توان گفت که این مورد به نوعی استفاده خوب از منابع است.

اگر بودجه کمی برای اختصاص دادن به تبلیغات دارید ، به نظر منطقی نیست که در یک مجله گران قیمت تبلیغات کنیم. یک کمپین تبلیغاتی در شبکه های اجتماعی پر کاربرد می تواند خیلی مفیدتر و کارا تر باشد چرا که می توانید هزینه های روزانه خود را کنترل نمایید البته به شرطی که همراستا با استراتژی تبلیغات تعریف شده شما باشد .

یک ارزیابی کاملا صادقانه از منابع در دسترس خود داشته باشید و آنها را با توجه آنکه به چه میزان می توانند به شما کمک کنند تا کسب و کارتان را رشد دهید، درجه بندی کنید.

استراتژی تبلیغات

تبلیغات را در مکان های مناسب نمایش دهید

خیلی خطرناک است که بخواهید فرضیات بسیاری را درباره مشتریان هدف خود در نظر بگیرید .به عنوان مثال، اگر یک برنامه ویژه رادیویی وجود دارد که شما آن را دوست دارید، و فرض می کنید که مشتریانتان نیز به همان اندازه آن را دوست دارند، این موضوع سبب می شود درباره منطق هزینه و پولی که انواع استراتژی برای تبلیغ در رادیو صرف می کنید گمراه شوید که باعث گران شدن و بی اثر بودن آن برای برندتان می شود.

اگر بودجه ی تبلیغاتی شما در حال خرج شدن در مکان غلطی هستند، به این معناست که پول خود را هدر داده اید. به جای آن، نیاز دارید مشتریانتان را بشناسید. سپس مشتریان خود را بررسی کنید. جایی را که در فضای آنلاین دوست دارند باشند، مجلات و کتاب هایی را که می خوانند ، پادکست ها و نمایش های رادیویی که به آن ها گوش می دهند را نیز شناسایی کنید.

زمانی که تبلیغات شما با درک صحیح و درست از مشتریانتان همراه باشد، راهنمایی های ارزشمندی را برای کسب و کار خود به دست آورده اید.

استراتژی تبلیغات


فرصت های بی شماری برای کسب درآمد از طریق تبلیغات وجود دارد. عامل کلیدی آن نیز شناخت مشتریان هدف و جایی که دوست دارند معمولا باشند و جایی که تعدادلایک ها و تعاملات بیشتر است را شناسایی کنید و منابع خود را به این کانال های خاص انواع استراتژی اختصاص دهید به این صورت اثربخشی استراتژی تبلیغات برندتان افزایش خواهد یافت.

انواع استراتژی های هزینه گذاری گوگل ادز بر اساس اهداف کمپین

با استفاده از پلتفرم گوگل ادز این امکان را خواهید داشت تا استراتژی هزینه گذاری تبلیغ را بر اساس اهداف خود تعیین کنید.

گوگل به تبلیغ دهندگان چندین استراتژی متناسب با انواع مختلف کمپین های تبلیغاتی پیشنهاد می‌دهد. این موارد بسته به اینکه کدام شبکه ها را هدف قرار داده اید و اینکه می‌خواهید روی دریافت کلیک، نمایش، تبدیل یا بازدید متمرکز شوید می‌توانید تعیین کنید که کدام استراتژی برای شما بهتر است.

در ادامه با استراتژی‌های متناسب با اهداف مختلف بیشتر آشنا می‌شویم.

هر کدام از استراتژی ها می‌توانند نقش عمده ای در موفقیت کمپین شما داشته باشند. به عنوان مثال، اگر می‌خواهید ترافیک وب سایت خود را به صورت چشم گیر افزایش دهید، لازم است از استراتژی CPC یا هزینه به ازای کلیک استفاده کنید.

چرا باید از استراتژی های هزینه گذاری گوگل ادز استفاده کنیم؟

پس از مشخص کردن هدف تبلیغ گوگل می‌توانید از چهار استراتژی هزینه گذاری زیر متناسب با هدف تعیین شده استفاده کنید.

انواع استراتژی های گوگل ادز - چرا باید از این استراتژی های استفاده کنیم؟

  1. اگر هدف شما از ورود کاربر انجام عمل خاصی است بهتر است استراتژی هزینه گذاری شما Conversions یا نرخ تبدیل باشد.
  2. اگر می خواهید ترافیک وب سایت خود را افزایش دهید، استراتژی CPC (cost per click) یا هزینه به ازای انواع استراتژی هر کلیک می‌تواند بهترین گزینه برای شما باشد.
  3. اگر هدف شما از تبلیغات، برندسازی بر اساس کمپین های نمایشی مانند بنر است می‌توانید از استراتژی vCPM (viewable CPM) یا هزینه به ازای 1000 نمایش استفاده کنید.
  4. اگر میخواهید تبلیغ ویدیویی ایجاد کنید و یا برای یک تیزر تبلیغات انجام دهید می‌توانید از پیشنهاد قیمت هر بازدید (CPV) یا هزینه هزار نمایش (CPM) استفاده کنید.

اکنون که می‌دانید برای هرکدام از اهداف تبلیغاتی خود باید کدام یک از استراتژی های هزینه گذاری گوگل ادز را استفاده کنید، بهتر است اطلاعات بیشتری از هرکدام از آنها داشته باشید.

1. استراتژی هزینه گذاری Conversions یا نرخ تبدیل

استراتژی Conversions یا نرخ تبدیل شامل 4 نوع مختلف است که در ادامه آنها را معرفی می‌کنیم.

1. هزینه به ازای اقدام – Target cost per action (CPA)

با استفاده از هزینه به ازای اقدام یا CPA، گوگل به طور خودکار پیشنهادات هزینه گذاری را تنظیم می‌کند. با این شرایط، شانس بالایی در دستیابی به بیشترین تعداد ممکن تبدیل در هزینه تعیین شده را خواهید داشت.

هزینه برخی از تبدیل ها ممکن است بیشتر یا کمتر از هدف شما باشد.

2. استراتژی میزان بازگشت وجه – Target return on ad spend (ROAS)

با Target ROAS یا میزان بازگشت وجه، گوگل به طور خودکار پیشنهادات را تعیین می‌کند تا نسبت به هزینه تعیین شده برای تبلیغات، حداکثر مقدار تبدیل را بدست آورید. استراتژی هزینه گذاری شما به صورت اتوماتیک برای هر مزایده تعیین شده و به شما اجازه می‌دهد با توجه به مزایده ها هزینه گذاری کنید.

3. استراتژی هزینه گذاری حداکثر تبدیل – Maximize Conversions

گوگل به طور خودکار پیشنهادات شما را تنظیم می‌کند تا به شما کمک کند بیشترین میزان تبدیل کاربر به انواع استراتژی مشتری را از بودجه کمپین تبلیغاتی گوگل ادز بدست آورید. این استراتژی از یک برنامه یادگیری ماشینی پیشرفته استفاده می‌کند تا پیشنهادها و هزینه گذاری های کمپین را بهینه سازی کند.

استراتژی حداکثر نرخ تبدیل و حداکثر ارزش نرخ تبدیل

4. ارزش یا مقدار حداکثر تبدیل – Maximize Conversion Value

مانند استراتژی هزینه گذاری حداکثر تبدیل، این استراتژی نیز از سیستم یادگیری ماشینی استفاده می‌کند تا هزینه ها را به صورت اتوماتیک بهینه سازی کند. هنگام تنظیم رهگیری نرخ تبدیل حساب خود، شما ارزش مورد نظر برای حداکثر نرخ تبدیل را ارائه می‌دهید؛ مانند ارزش فروش.

2. استراتژی هزینه به ازای کلیک – CPC (cost per click)

اگر هدف شما این است که ترافیک وب سایت خود را افزایش دهید، می‌توانید از دو استراتژی هزینه به ازای کلیک استفاده نمائید.

1. استراتژی حداکثر کلیک – Maximize Clicks

در این استراتژی هزینه گذاری گوگل ادز که به صورت اتوماتیک انجام می‌شود، شانس بالایی وجود دارد تا کمپین بیشترین تعداد کلیک ممکن را دریافت کند. با توجه به بودجه خود و اهدافی که برای کمپین در نظر دارید، می‌توانید محدودیت هایی برای هزینه هر کلیک ایجاد کنید.

استراتژی هزینه گذاری گوگل ادز بر اساس حداکثر تعداد کلیک

استراتژی حداکثر کلیک ساده ترین روش برای هزینه گذاری روی کلیک ها است. شما یک بودجه تعیین می‌کنید و گوگل ادز باقی کارها را انجام می‌دهد.

استراتژی ای که در اینجا انتخاب می‌کنید فقط برای کمپین انتخاب شده اعمال می‌شود.

2. استراتژی هزینه گذاری به ازای کلیک دستی – Manual CPC

با این روش می‌توانید حداکثر هزینه کلیک (CPC) خود را برای تبلیغات خود به صورت دستی تعیین کنید. به عنوان مثال، می‌توانید برای هر کلیک 2 دلار یا مبلغ مورد نظر خودتان را تعیین نمائید.

3. تمرکز روی تبلیغات بنری

1. استراتژی هزینه گذاری به ازای هزار نمایش – Cost Per Mile (CPM)

با CPM، بالاترین مبلغی را که می‌خواهید برای هر 1000 نمایش آگهی قابل مشاهده پرداخت کنید، تعیین می‌کنید. هرچه حداکثر پیشنهاد شما بیشتر باشد، احتمال نمایش تبلیغ شما بیشتر خواهد بود.

2. استراتژی تعداد نمایش – VCPM

عملکرد این استراتژی نیز همانند استراتژی CPM است؛ با این تفاوت که تا بارگزاری کامل تصویر تبلیغ و مشاهده آن توسط کاربر هزینه ای از شما کسر نمی‌شود. به عنوان مثال، اگر تبلیغ شما در انتهای صفحه قرار گرفته باشد، لازم است که کاربر به طور کامل آن فضا را ببیند تا هزینه ای از اکانت گوگل ادز کسر شود.

3. هدف گذاری بر اساس نمایش کمپین بنری – Target impression share

گوگل به طور خودکار پیشنهاداتی را تنظیم می‌کند تا آگهی شما به بیشترین جستجوکنندگان ممکن نمایش داده شود. از یک سیستم هزینه گذاری هوشمند استفاده می‌کند تا در مهم ترین صفحات نتایج آگهی شما به کاربران نمایش داده شود.

4. تمرکز روی تبلیغات ویدیو

1. استراتژی هزینه به ازای نمایش – CPV

با استراتژی CPV، هزینه ها به ازای هر بازدید ویدیو و سایر تعاملات ویدیویی، مانند کلیک روی دکمه call-to-action (CTA) و بنرهای تبلیغاتی محاسبه می‌شود.

2. استراتژی هدف گذاری بر اساس هزار نمایش – TCPM

گوگل هزینه های پیشنهادی خود را با استفاده از tCPM تعیین شده شما بهینه می‌کند تا به شما برای کسب نمایش از یک یوزر منحصر به فرد کمک کند.

این یک استراتژی است که شما می‌توانید انتخاب کنید چه هزینه ای برای هزار نمایش پرداخت می‌کنید. همچنین هزینه ها را بهینه سازی می‌کند تا بیشترین بازدید از کمپین را فراهم کند. باعث می‌شود میانگین هزار نمایش با استفاده از این استراتژی کمتر از استفاده معمول از کمپین باشد.

حرف نهایی

اکنون می‌دانید که هزینه گذاری ها در گوگل ادز با توجه به اهداف خودتان به عنوان تبلیغ دهنده تعیین می‌شوند.

استفاده از انواع استراتژی های هزینه گذاری ممکن است هزینه های کمپین های شما را کاهش دهد؛ همچنین گاهی اوقات می‌تواند هزینه ها را افزایش دهد.

توصیه می‌کنیم برای اینکه بیشترین میزان بازگشت وجه را از تبلیغات گوگل بدست آورید، حتما از تخصص کارشناسان جی ادز کمک بگیرید. کافیست با ما تماس بگیرید.

فراموش نکنید که اگر سوالی درباره هزینه گذاری ها داشتید می‌توانید در انتهای مطلب و در بخش نظرات بپرسید.

انواع استراتژِی

تدوین استراتژی‌های سازمان ، بررسی فرصت‌ها و تهدیدهای محیط بیرونی ، در استاندارد ISO 9001:2015 الزام شده است بدین منظور می‌توان از ماتریس SWOT جهت تدوین استراتژی‌های سازمان استفاده نمود با توجه به تحلیل SWOT ، استراتژی سازمان مشخص‌شده و می‌توان بررسی نمود که در کدام دسته‌بندی انواع استراتژی‌ ها قرارگرفته است.

انواع استراتژی‌ :

استراتژی یکپارچگی:

گاهی مجموعه یکپارچگی عمودی به بالا ،یکپارچگی عمودی به پایین و یکپارچگی افقی را استراتژی‌های یکپارچگی می‌نامند.
مقصود از یکپارچگی عمودی به بالا این است که شرکت با خریدن شرکت‌های پخش یا خرده‌فروشی‌ها سعی می‌کند میزان کنترل خود را افزایش دهد.
در یکپارچگی عمودی به پایین ،شرکت‌های تولیدی و تجاری مواد موردنیاز را از تأمین‌کنندگان مواد اولیه خریداری می‌نمایند
در یکپارچگی افقی شرکت تلاش می‌کند شرکت‌های رقیب را به مالکیت خود درآورد و میزان کنترل خود بر آنها را افزایش دهد.
استراتژی متمرکز:

استراتژِی رسوخ در بازار:

در این استراتژی شرکت تلاش می‌کند سهم بازار محصولات و خدمات کنونی خود را افزایش دهد
استراتژِی توسعه بازار:
مقصود از توسعه بازار عرضه خدمات یا محصولات جدید به مناطق جغرافیایی جدید است
توسعه محصول:در این استراتژی شرکت از طریق بهبود بخشیدن یا اصلاح محصولات و خدمات کنونی ، میزان فروش شرکت افزایش می‌یابد.

استراتژی تنوع :

شرکت‌ها به سه روش عمده استراتژی‌های خود را متنوع می‌کنند که عبارت‌اند از،تنوع همگون،تنوع ناهمگون،تنوع افقی.

  • استراتژِی تنوع همگون:

مقصود از تنوع همگون این است که شرکت تلاش می‌کند محصولات و خدماتی جدید ولی مرتبط با محصولات و خدمات خود بیفزاید.

مقصود از تنوع افقی این است که شرکت محصولات و خدماتی جدید ولی بی‌ربط به محصولات و خدمات خود می‌افزاید و به مشتریان کنونی عرضه می‌کند.

شرکت محصولات و خدماتی جدید ولی بی‌ربط (نسبت به محصولات و خدمات اصلی خود)به بازار عرضه می‌کند.

استراتژی‌های تدافعی :

استراتژِی مشارکت :

در اجرای این استراتژی دو یا چند شرکت یک شرکت تضامنی موقت یا کنسرسیوم تشکیل می‌دهند

استراتژِی کاهش

زمانی یک سازمان از استراتژی کاهش استفاده می‌کند که می‌خواهد با گروه‌بندی جدید در دارایی‌ها سیر نزولی فروش و سود را معکوس کند.

استراتژی واگذاری

اغلب ،شرکت بخشی از واحدهای خود را می‌فروشد تا برای سرمایه‌گذاری خاص یا خرید شرکت‌های دیگر تأمین سرمایه نماید.

استراتژی انحلال

فروش تمام دارائی‌ها به ارزش واقعی را انحلال شرکت می‌نامند.

استراتژی ترکیب

وقتی شرکت دو یا چند استراتژی را باهم و هم‌زمان ترکیب نماید

استراتژی ادغام و خرید استقراضی

دو شرکت در هم ادغام می‌شوند، یا یک شرکت ،شرکت دیگری را می‌خرد.

استراتژی عمومی پورتر:

این مدل به مدیران کمک می‌کند تا تصمیم بگیرند که با توجه به موقعیت رقابتی که شرکت دنبال می‌کند کدام روش بازاریابی را باید انتخاب کنند.

1-استراتژی رهبری در هزینه:هنگامی‌که شرکتی یک محصول واحد با هزینه تولید اندک را به بازار هدف گسترده و وسیعی عرضه می‌کند
2-استراتژی تمایز محصول:شرکت محصول منحصربه‌فردی را تولید می‌کند و بازار هدف وسیعی را هدف قرار می‌دهد.
3- استراتژی تمرکز:امروزه شرکت‌ها باید به دنبال آنچه خوب بلد هستند بروند و به توانائی‌های خود توجه بیشتری نمایند

رهنمودهایی برای اجرای استراتژی

یکپارچگی عمودی به بالا

هنگامی‌که توزیع‌کنندگان سازمان پرهزینه یا غیرقابل اعتبار هستند یا نمی‌توانند نیازهای شرکت را ازنظر توزیع و پخش محصولات تأمین کنند.

یکپارچگی عمودی به پایین:

هنگامی‌که عرضه‌کنندگان کنونی مواد اولیه قیمت‌ها را بسیار بالا منظورمی نمایند یا نمی‌توانند لوازم و مواد اولیه را تأمین نمایند.

یکپارچگی افقی

هنگامی‌که سازمان در یک صنعت رو به رشد رقابت می‌کند.

رسوخ در بازار

هنگامی‌که بازار کنونی از نوع خاصی از محصول یا خدمت اشباع‌نشده باشد

توسعه بازار

هنگامی‌که کانال‌های توزیع جدید قابل اعتبار کم‌هزینه و باکیفیت خوب وجود داشته باشند

توسعه محصول

هنگامی‌که سازمان در یک صنعت با رشد بالا رقابت می‌کند

تنوع همگون

هنگامی‌که سازمان دارای یک گروه مدیریت بسیار قوی باشد

تنوع ناهمگون

هنگامی‌که صنعت موردنظر ازنظر سود سیر نزولی دارد

تنوع افقی

هنگامی‌که با افزودن محصولات جدید و غیر ذی‌ربط درامد چشمگیری حاصل شود.

مشارکت

هنگامی‌که در بازار به‌شدت احساس می‌شود نیاز به یک فناوری جدید وجود دارد

کاهش

هنگامی‌که عدم کارایی ،سودآوری اندک و فشار سهامداران برای بهبود عملکرد موجب فلج شدن سازمان شود

واگذاری

هنگامی‌که شرکت از استراتژی کاهش استفاده کرده و در این راه ناتوان مانده است

انحلال

هنگامی‌که یک سازمان بتواند به‌صورت هم‌زمان از دو استراتژی کاهش و واگذاری استفاده کند و این در حالی است که هیچ‌یک از این دو به‌تنهایی موفق نبوده‌اند(فرد.آر.دیوید)

هر یک از استراتژی‌ها به‌عنوان مبنایی برای دستیابی به هدف‌های عمده بلندمدت یک کسب‌وکار به کار می‌روند.با توجه به رشد روزافزون سازمان‌ها در رقابت برای کسب سهم بازار ضرورت وجود برنامه‌ریزی و استفاده از هر یک از استراتژی‌ها موردنظر مدیریت جهت رشد شرکت اهمیت زیادی دارد

هیچ استراتژی وجود ندارد که ادعا شود برای تمام شرکت‌ها مفید خواهد بود بلکه استراتژی هر سازمان با توجه به موقعیت، هر استراتژی که احتمال موفقیت بیشتری دارد مورداستفاده قرار می‌گیرد.

مدیریت استراتژیک چیست + ۵ استراتژی مؤثر

مدیریت استراتژیک چیست

مدیریت استراتژیک چیست + ۵ استراتژی برای مدیریت استراتژیک مؤثر

مدیریت استراتژیک چیست و چه تأثیری بر روند کسب‌وکار دارد؟ مدیریت استراتژیک مجموعه‌ای از تصمیم‌ها و اقدامات مدیریتی است و عملکرد بلندمدت سازمان را تبیین می‌کند. در این مقاله به پرسش مدیریت استراتژیک چیست پاسخ مفصلی می‌دهیم؛ مراحل اجرای مؤثر آن در سازمان و ویژگی‌هایش نسبت به مدیریت عمومی را هم بررسی می‌کنیم. درنهایت به تأثیر مدیریت استراتژیک بر عملکرد سازمانی می‌پردازیم.

در این مقاله می‌خوانید:

  • مدیریت استراتژیک چیست و چه مراحلی دارد؟
  • مدیریت استراتژیک چه ویژگی‌هایی دارد؟
  • انواع استراتژی در فرایند مدیریت استراتژیک
    • استراتژی رقابتی در مدیریت استراتژیک
    • استراتژی مشارکتی در مدیریت استراتژیک چیست
    • استراتژی کسب‌وکار در مدیریت استراتژیک
    • استراتژی عملکردی در مدیریت استراتژیک چیست
    • استراتژی عملیاتی در مدیریت استراتژیک

    مدیریت استراتژیک چیست و چه مراحلی داد؟

    مدیریت استراتژیک نظارت و ارزیابی بر فرصت‌ها و موانع موجود در مسیر پیشبرد کار، با توجه به نقاط ضعف و قوت سازمان است. این شکل مدیریت در واقع روندی فلسفی برای مدیریت سازمان و کسب‌وکار است. در اجرای این بوند، ابتدا مدیران سطح بالا به‌صورت استراتژیک می‌اندیشند و بعد این اندیشه‌ها را اجرایی می‌کنند. مدیریت استراتژیک این امکان را به هر سازمانی می‌دهد که خلاقانه عمل کند؛ چنین سازمانی هرگز نگاه و عملکرد انفعالی نخواهد داشت. این شیوه مدیریت باعث می‌شود که سازمان ابتکار عمل داشته باشد و فعالیت خود را طوری انجام بدهد که آینده را برای آن سرشار از موفقیت کند. البته فرایند مدیریت استراتژیک به‌شرطی درست اجرا می‌شود که همه ذی‌نفعان سازمان، مفهوم استراتژی‌های اجرایی را درک کرده باشند. فرایند مدیریت استراتژیک در سازمان‌های مختلف به‌طور کلی چهار مرحله دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از:

    • تحلیل موقعیت: در نخستین مرحله، باید اطلاعات ضروری برای ایجاد شرح مأموریت بررسی شوند. این تحلیل موقعیت به روش‌های مختلفی انجام می‌شود، که مشاهده و برقراری ارتباط، دو مورد بسیار مهم هستند. در این مرحله محیط داخلی را مشاهده می‌کنند، و بین همه ذی‌نفعان سازمان ارتباط ایجاد می‌کنند. محیط خارجی را هم تحلیل کرده و مشتری‌ها، تأمین‌کننده‌ها و رقیبان حاضر هم بررسی می‌کنند. درباره ادغام دانش تجزیه و انواع استراتژی تحلیل با استراتژی بازاریابی‌ در اینجا بیشتر بخوانید.
    • تدوین استراتژی: در مرحله بعدی مأموریت سازمان تعیین می‌شود. شناسایی عواملی که در محیط خارجی برای روند کار سازمان مانع ایجاد می‌کنند، فرصت‌هایی که وجود دارند، نقاط ضعف و قوت داخلی سازمان، تعیین هدف‌های بلندمدت، بررسی استراتژی‌های مختلف و انتخاب استراتژی موردنظر برای ادامه فعالیت سازمان، از دیگر کارهایی هستند که در روند تدوین استراتژی مدنظر قرار می‌گیرند.
    • اجرای استراتژی: سازمان باید هدف‌های سالیانه داشته باشد، سیاست‌های بلندمدت تعیین کند، برای کارکنان خود انگیزه ایجاد کند و منابع موجود را طوری تخصیص دهد که استراتژی‌های تدوین‌شده به‌درستی اجرا شوند. همه این‌ها در مرحله اجرای استراتژی باید موردتوجه قرار بگیرند.
    • ارزیابی استراتژی: در مدیریت استراتژیک، استانداردها به چالش کشیده می‌شوند. اگر سازمان نتواند به استانداردها دست یابد، استراتژی نتیجه درستی نخواهد داشت؛ یعنی موفقیت امروز نمی‌تواند موفقیت فردا را تضمین کند، پس ارزیابی استراتژی‌هایی که تدوین و اجرا می‌شوند، اهمیت زیادی دارند. سازمانی که صرفا به موفقیت امروز خود متکی باشد، و استراتژی مناسبی برای انواع استراتژی آینده نداشته باشد، شکست خواهد خورد.

    اما مدیریت استراتژیک چیست و چه ویژگی‌هایی دارد که آن را از سایر شیوه‌های مدیریتی متمایز می‌کند؟

    مدیریت استراتژیک چه ویژگی‌هایی دارد؟

    به‌طور کلی می‌توان گفت مدیریت استراتژیک همان ویژگی‌های مدیریت عمومی را داراست، اما ویژگی‌های دیگری هم دارد که آن را متمایز می‌کنند. از ویژگی‌های مدیریت استراتژیک، می‌توان به این موارد اشاره کرد:

    ۱. مدیریت استراتژیک آینده سازمان را مدنظر دارد، و تلاش می‌کند اهداف بلندمدت را موردتوجه قرار بدهد، پس به‌طور کلی جزو وظایف اصلی مدیران بلندپایه محسوب می‌شود.

    ۲. مدیریت استراتژیک به افق‌های سازمانی می‌اندیشد و تلاش می‌کند دریابد که برای رسیدن به اهداف بلندمدت، چه کارهایی باید انجام شوند.

    ۳. سازمان با محیطی که در آن قرار دارد، هم‌بستگی و تعامل دارند. هر تغییری که در محیط اتفاق بیفتد، سازمان هم از آن تأثیر می‌گیرد. بنابراین مدیریت استرتژیک نگاه ویژه‌ای به محیط و تعاملات آن دارد.

    ۴. مدیریت استراتژیک اهداف، تصمیم‌ها و فعالیت‌هایی را که مشخص می‌کند که در همه سطوح سازمانی باید انجام شوند و نقطه شروع حرکت را برای همه اعضای آن تعیین می‌کند.

    البته برای دست‌یابی به این ویژگی‌ها در عالی‌ترین سطح آن‌ها، استراتژی‌های مختلفی با توجه به نیازهای سازمان، منابع موجود و همین طور نیازهای بازار به کار گرفته می‌شوند. این استراتژی‌های مختلف چه هستند؟

    انواع استراتژی‌ در فرایند مدیریت استراتژیک

    مدیریت استراتژیک روند مستمری دارد و در این مسیر، همین طور که خروجی‌های عملکرد تحقق می‌یابند، اعضای سازمان، آن‌ها را ارزیابی کرده و در صورت نیاز، استراتژی‌ها را اصلاح و تعدیل می‌کنند. در واقع با رشد سازمان، استراتژی‌های آن هم تغییر می‌کنند و استراتژی‌های جدید ایجاد می‌شوند. پنج استراتژی مختلف در فرایند مدیریت استراتژیک داریم که عبارت‌اند از:

    • استراتژی رقابتی،
    • استراتژی مشارکتی،
    • استراتژی کسب‌وکار،
    • استراتژی عملکردی،
    • و استراتژی عملیاتی.

    در ادامه تک‌تک این استراتژی‌ها را شرح داده و مزایای هرکدام برای حضور موفق سازمان یا کسب‌وکار در بازار را بررسی می‌کنیم.

    استراتژی رقابتی در مدیریت استراتژیک

    استراتژی رقابتی در مدیریت استراتژیک به برنامه‌ای گفته می‌شود که تأثیر موقعیت‌های خارجی سازمان را با ملاحظات گسترده‌ای از موقعیت داخلی آن ترکیب می‌کند. هدف این استراتژی، کسب مزیت‌های رقابتی در بازار کار است. این مزیت‌های رقابتی از استراتژی‌هایی به دست می‌آیند که منجر به انحصار در بازار کار می‌شوند. استراتژی رقابتی روش‌های کسب‌وکار و ابتکار عمل‌هایی را شامل می‌شود که سازمان برای جلب مشتری و ارائه ارزش افزوده به آن‌ها انجام می‌دهد. استراتژی رقابتی به فعالیت‌هایی می‌پردازد که مدیران برای بهبود موقعیت بازار سازمان خود انجام می‌دهند. این استراتژی تاکتیک‌هایی را شامل می‌شود که راه‌های گوناگونی برای ساخت مزیت‌های رقابتی پایدار را تعیین می‌کنند.

    استراتژی مشارکتی در مدیریت استراتژیک چیست

    استراتژی مشارکتی در بالاترین سطح سازمانی و توسط مدیران سطح بالای آن طراحی می‌شود. استراتژی مشارکتی اهداف بلندمدت برای سازمان تعریف می‌کند. این استراتژی برای کسب مزیت رقابتی در سازمان، و با همکاری، نه مقابله با سایر سازمان‌هاست. غیر از تبانی میان رقبا که غیرقانونی است، اصلی‌ترین شکل استراتژی مشارکتی، ائتلاف استراتژیک است. ائتلاف استراتژیک به دلایل مختلفی میان سازمان‌ها یا واحدهای تجاری تشکیل می‌شود. از مهم‌ترین دلایل آن می‌توان به کسب فناوری جدید یا قابلیت‌های تولیدی و دسترسی به بازارهای خاص، کاهش ریسک سیاسی یا مالی و کسب مزیت رقابتی اشاره کرد.

    استراتژی کسب‌وکار در مدیریت استراتژیک

    استراتژی کسب‌وکار در سطح واحد طراحی می‌شود. این استراتژی را به‌نام استراتژی واحد کسب‌وکار هم می‌شناسند. استراتژی کسب‌وکار بر تقویت موقعیت رقابتی محصولات و خدمات شرکت تمرکز دارد. استراتژی‌های کسب‌وکار از استراتژی‌های رقابتی و مشارکتی تشکیل می‌شود. استراتژی کسب‌وکار همه فعالیت‌ها و تاکتیک‌های رقابت و رفتارهای مدیران در مسائل استراتژیک مختلف را پوشش می‌دهد. این استراتژی شامل برنامه‌هایی است که مدیران استراتژیک برای استفاده از منابع موجود سازمان و صلاحیت‌های متمایز برای به‌دست‌آوردن مزیت رقابتی در مقابل رقیبا‌ن به کار می‌گیرند. استراتژی کسب‌وکار به‌طور معمول با استراتژی مشارکتی همراه می‌شود. تمرکز اصلی استراتژی کسب‌وکار بر توسعه محصول، نوآوری، یکپارچگی، توسعه بازار و تنوع‌پذیری است. درباره راهکارهایی برای مدیریت کسب و کارهای کوچک بیشتر بخوانید.

    مدیریت استراتژیک چیست

    استراتژی عملکردی در مدیریت استراتژیک چیست ؟

    استراتژی عملکردی به ناحیه عملکردی خاصی از سازمان توجه دارد. این استراتژی برای دست‌یابی به برخی اهداف واحد کسب‌وکار، با حداکثرکردن بهره‌وری منابع، طراحی می‌شود. این استراتژی را به‌نام استراتژی دپارتمانی هم می‌شناسند، چون طی آن، هر فعالیت به بخش مشخصی سپرده می‌شود. استراتژی تولید، استراتژی بازاریابی، استراتژی منابع انسانی و استراتژی مالی، از انواع استراتژی عملکردی هستند.

    استراتژی عملکردی با توسعه رقابت متمایز برای فراهم‌کردن مزیت رقابتی برای واحد کسب ‌و کار سروکار دارد. هر شرکت یا واحد کسب‌وکاری، دپارتمان‌های ویژه خود را دارد و همه دپارتمان‌ها هم استراتژی‌های عملکردی خود را دارند. وقتی مدیران از کسب‌وکار مشارکتی به‌سوی استراتژی‌های عملکردی حرکت می‌کنند، برنامه‌های سازمان جزئی‌تر می‌شوند.

    استراتژی عملیاتی در مدیریت استراتژیک

    استراتژی عملیاتی، در قالب واحد‌های عملیاتی سازمان طراحی می‌شود. سازمان ممکن است استراتژی عملیاتی را توسعه دهد. این استراتژی به‌طور معمول در سطح میدانی و برای دست‌یابی به اهداف سریع طراحی می‌شود. مدیران بعضی سازمان‌ها، برای هر مجموعه اهداف سالیانه‌ای در دپارتمان‌ها یا بخش‌های مختلف، استراتژی عملیاتی تدوین می‌کنند.

    مدیریت استراتژیک چه تأثیری بر عملکرد سازمان دارد؟

    عملکرد سازمان‌هایی که مدیریت استراتژیک دارند، بهتر و موفق‌تر از سازمان‌های دیگر است. دست‌یابی به حلقه ارتباطی مناسب بین محیط سازمان و استراتژی، ساختار و فرایندهای آن سازمان، آثار مثبتی بر عملکردش دارند.

    برای اثربخش و مؤثربودن، لازم نیست همیشه مدیریت در قالب فرایند رسمی اجرا شود. شرکت‌های کوچک ممکن است به‌شکل غیررسمی و به‌طور نامرتبی برنامه‌ریزی کنند. مدیرعامل و مدیران ارشد ممکن است به‌طور اتفاقی دور هم جمع شوند، به مسائل استراتژیک بپردازند و قدم‌های بعدی را برنامه‌ریزی کنند.

    اما مدیریت استراتژیک در چهار مرحله اجرا شده و کامل می‌شود که هر مرحله هم ویژگی‌های خود را دارد. این چهار مرحله عبارت‌اند از:

    ۱. برنامه‌ریزی مالی اساسی: هدف این برنامه‌ریزی، اعمال کنترل عملیاتی بهتر از طریق تلاش برای تأمین بودجه است.

    ۲. برنامه‌ریزی مبتنی بر پیش‌بینی: هدف این برنامه‌ریزی، حرکت مؤثرتر برای کمک به رشد سازمان، از طریق تلاش برای پیش‌بینی آینده‌ای فراتر از سال بعد است.

    ۳. برنامه‌ریزی با توجه به محیط خارجی: هدف برنامه‌ریزی استراتژیک، تأمین نیازهای بازارها و موفقیت در رقابت با دیگران، از طریق تلاش برای نهادینه‌کردن و اعمال تفکر استراتژیک است.

    ۴. مدیریت استراتژیک: هدف نهایی در این مرحله، کسب مزیت رقابتی در بازار و تضمین آینده موفقی از طریق مدیریت درست منابع موجود است.

    جمع‌بندی

    مدیریت استراتژیک چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟ این مدیریت، تدوین، اجرا، ارزیابی و کنترل استراتژی سازمانی است و به‌طور کلی چهار مرحله دارد که عبارت‌اند از: تحلیل موقعیت، تدوین، اجرا و ارزیابی استراتژي. مدیریت استراتژیک همان ویژگی‌های مدیریت عمومی را داراست، اما ویژگی‌های دیگری هم دارد که آن را متمایز می‌کنند. در این مقاله به چهار ویژگی بارز آن اشاره کردیم. درنهایت پنج استراتژی مختلف در مدیریت استراتژیک را هم بررسی کردیم که عبارت‌اند از: استراتژی رقابتی، مشارکتی، کسب‌وکار، عملکردی و عملیاتی. این مقاله را مطالعه کنید و اگر نکته دیگری در پاسخ به مدیریت استراتژیک چیست هم به ذهنتان رسید، با ما و سایر خوانندگان این مقاله در میان بگذارید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین تماشا کنید
نزدیک
برو به دکمه بالا